X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

ناصریا چیست؟

خیلی وقت بود دنبال یک مطلب می گشتم برای آهنگ معروف ناصریا.

 

  یک تعریف و تفسیر مناسب تا این که مطلب خودش اومد و من و پیدا کرد.

 دوست خوبمون پرند عزیز برام کامنت گذاشت که با ناصریا به روزم.و منم رفتم و... در عین ناباوری دیدم دقیقا همونه که می خواستم.

 اول تصمیم داشتم از مطلبش که از زبان خودناصریا بود استفاده کنم اما وقتی متن و چندین بار خوندم دیدم اونقدر زیبایی و شیوایی داره کلام پرند عزیزمون که احتیاجی به ویرایش من

 نداره پس کل مطلب رو با کلام نویسنده مطلب اینجا کپی کردم.

 

 

در ستایش و رثای « آدم » ی که شأن موهبت نام خود را می دانست   

 

  • ......لله لله ، لا اله الا الله......

    چند روز پیش به لطف دوست جون موفق شدم بخشی از اجرای ناصر عبداللهی رو در کنسرت یزد ببینم . این کنسرت مربوط می شه به سال 1380 . قبل از اجرای قطعه معروف و دوست داشتنی « ناصریا » ، ایشون در باب سرایش این شعر و معنی ش توضیحاتی دادند که قابل توجه بود . خوب ، احتمالاً کسانی که این قطعه رو خیلی گوش دادن یا به طور اتفاقی چیزهایی رو در مورد اون و به خصوص از زبان خود « ناصریا » شنیدن ، ممکنه براشون تکراری باشه . منم جزو همین دسته بودم که داشتم فقط گوش می کردم . گوش می کردم اما ناگهان چیز دیگری شنیدم ! چیزی که قبلاً نشنیده بودم و اصلاً بهش فکر نکرده بودم !

    این جملات ، دیگه حرفای خود « ناصریا » ست ...  :

    " « ناصریا » یعنی ای ناصر . تخلص بنده هم هست ولی این اسم رو  من نذاشتم واسه خودم ؛ مردم گذاشتن . بعد از این که این قطعه اجرا شد همه گفتن « ناصریا » ... ناصریا حکایت از این داره که هر کس می خواد ناصر باشه   _ معنی ناصر رو که می دونید ؛ یعنی یاور ، یاری رسان _ کسی که می خواد ناصر باشه باید اول خودش رو بسازه ؛ وگرنه نمی تونه به خودش هم کمک کنه. اول باید در محضر عزیز حضرت حق ، خودش رو شناخته باشه ؛ بفهمه کیه ، چیه ، برای چی اومده روی این زمین . بعد این رو بدونه اگه کسی می خواد یاوری بکنه ، در این عصر کار سختیه .

    این « بدت دی ، بدت دی » یا « از همه کس خوشی نتدیده ، از همه کس بدت دیده » یعنی بد دیده ای و بد خواهی دید ، منتظر خوشی نباش . اگر عشق تو حقه این رو باید بدونی که دنیا سرشار از ناحقه .....

    عشق این دنیا ، جاه ، مقام ، منزلت ، پول ، همه رو در جایگاه خودش استفاده کنیم . مسافر باشیم ، مسافر زندگی کنیم . مسافری که داره در مسیری حرکت می کنه ، خیلی چیزها رو می بینه ؛ ولی نباید دل ببنده چون هر لحظه احتمال داره اونا رو از دست بده . ...

    اگر روزی انسانی ناصر بود و موفق شد که حب دنیا و ... همه رو از دل بشوره ، آرزوهای دور و دراز رو از قلبش پاک بکنه ، به خدا توکل بکنه و سختی ها رو به جان خودش با کمال میل خریدار باشه ؛ اون زمان خداوند لحظه هایی رو در اختیار او قرار خواهد داد تا چهار عنصر آب ، باد ، خاک و آتش او را همراهی بکنند و پیروز و موفق بشه .

    « للا للا .. » هم لله هست ؛ یعنی هر چه هست از سوی خداست و لا اله الا الله . یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود ! اگر کسی صدای ناصر عبداللهی رو از ناصر عبداللهی می دونه ؛ این ، ناصر عبداللهی نیست ؛ هر چه داره از خدا داره ....... ممنون خدا باشید ! "

     

    ......لله لله ، لا اله الا الله......

    اگه چند بار به آرامی و بعد سریع تکرارش کنید ، دقیقاً همون ریتمی در میاد که بهش اشاره شد ! لله لله ، لا اله الا الله ......

    چه می شه گفت جز این که همه این ها از سوی آدمی به نام « ناصر » نبود که بر ما عرضه می شد . او یک مجرا بود برای بیان و انتقال بخشی از اسرار که به لطف حق ، بر ما باریدن گرفت . بارون که می باره ، اگه بهش احساس نیاز کنیم دستمون رو زیرش می گیریم ، ظرف میاریم ، ... تا بهره مونو ازش برداریم . اما اگه خودمون رو ازش بی نیاز بدونیم یا مشغول کار دیگه ای باشیم ..... چاره ای نیست . بارش بارون دائمی نیست . پایان پذیره . باید منتظر بارش دیگه ای بمونیم .

    فرصت برای همه مون کمه . در مسیر این سفر اصلی و مدام ، چیزهایی بر ما عرضه می شه ، چیزهایی داده می شه و چیزهایی رو به ناچار باید در جاهایی از مسیر فرو بگذاریم و بریم ...... و همه مون بدون استثنا می دونیم تمام این چیزها عاریتی اند . مهم اینه تا زمانی که در اختیارمون هستند ازشون به خوبی استفاده کنیم و قدر این عطیه ها رو بدونیم . به خاطر این دانش و آگاهی که به همه مون داده شده هست که می خوام بگم :

    « نام » هم عطیه و هدیه ای است از جانب خداوند که به انسان عطا شده و نعمت دانستن و شناختن دیگر چیزها به « نام » ، تنها از آن انسانه . مگر نه این که فرموده :

    « و عَلٌمَ آدمَ اَسماءَ کُـلٌها »

    ( نام تمامی چیزها را به آدم آموختیم )

     

    و بعد فرشتگان فرا خوانده شدند تا عظمت آفرینش در واژه « آدم » خلاصه بشه ؛ از آنها پرسیده شد شما نام ها را می دانید ؟ .... و این آدم بود که نام موجودات و آفریده ها رو برشمرد و به فرشتگان آموخت .

    ....... و در روزگار ما « آدم » ی بود که قدر و منزلت « نام » خودش رو     می دونست .

    پایان بخشیدن به این مجال رو تنها ابیاتی از حضرت حافظ کفایت می کنه ؛ که رشته کلام دیگه از دست چون « من » ی خارجه :

    نام من رفته ست روزی بر لب جانان به سهو

    اهـل دل را بوی جــان می آید از نامـم هنــوز

    در ازل داده ســت مــا را ساقــی لعل لبـــت

    جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز

     

    و

     

    جاوید ناصریا

    ........................................

     

     برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(نقل قول از منابع دیگر  ) بر روی همین لینک کلیک کنید   

     

     

       

    هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟  

  • برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید.  

  • نظرات (81)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    مینا جون سلام!
    عزیزم خیلی زیبا بود واقعاً تو عاشقانه داری تمام اینها را موشکافانه بررسی می کنی. خیلی زیبا بود. باورت میشه من هیچوقت به این آهنگ ناصریا به این دقت گوش نداده بودم. خیلی زیبا بود و زیبا تر از همه اینکه ناصر به اوج کمال رسید. خوش به سعادتش امیدوارم که خدا کمکمون کنه که راهش را بتونیم ادامه بدیم.
    ناصر گلم التماس دعا ..................
    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 17:24
    امتیاز: 0 0
    سلام میناجان...هنوز مطالب این پستتو نخوندم...به این آدرس برخوردم تو وبلاگ سیاوش...خیلی وقت بود که دنبای نویسنده مطلبی بودم که جوابشو از سیاورشان خونده بودم ولی وبلاگ مورد نظر و نویسندشو پیدا نکرده بودم...امروز اینو دیدم...خودتون بخونید و قضاوت کنید... ببینید نامردمی ها رو در حق ناصرhttp://www.hormozganmusic.blogsky.com/?Date=1384-01
    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 17:27
    امتیاز: 0 0


    میدونی چیه؟دوستان همه حرفای دل منو هم زدن...فقط دلم میخواد ببینم بعد از مرگ ناصر چی کار کردی...آب نشدی بری زیر زمین؟؟؟ خودتو گمو گور نکردی؟؟؟ شایدم رنگ عوض کردیو گفتی اینا مال قبل بوده ...حالا بذار از ناصر بگم کسی که یادش نیست.... خدا رحمت کنه ناصر عبدالهیو میدونی...خدا خیلی دوسش داشت چون بعد از رفتنشدست یکی یکی ازدشمناش رو شد...و متاسفم که بگم بیشترشون رقیب کاریش نیستند بلکه همشهریش هستند...!!!!! با احترام به بقیه همشهریهای ناصر که با معرفت بودن...ولی خیلی بی مرامی دید ازتون...امیدوارم ببخشه شماهارو... هر چند که خودش گفته که نامهربانی از دوست رو هم دوست خواهد داشت... ناصریا...آه که هیچ خوشیت ندیده

    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 17:41
    امتیاز: 0 0
    اینو من در جواب اون بی معرفت گفتم ...خیلی دلم میخواد بدونم الان چی میگه!!!!!!!!!!!
    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 17:42
    امتیاز: 0 0
    دوستان عزیزم سلام من علیرضا هستم عاشق ناصر ودیگر هیچ توروخدا یکی با من ارتباط پیداکنه من خیلی حرف ها دار م که می خوام بزنم.ممنون
    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 18:17
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    جای خوبی اومدی دوست عزیز
    به جمع دوستداران ناصریا خوش اومدی اینجا وبلاگ اختصاصی ناصره و ایمیل شما رو هم جزء گروه ناصریا قرار دادم.
    مطلبت خیلی جالب بود مینا..... :( این عکس ناصرو که مینینم یاد گفته رضا صرداقی میوفتم ...که گفت دفعه آخر که ناصرو دیدم تعجب کردم آخه موهاش جوگندمی شده بود...:(
    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 18:45
    امتیاز: 0 0
    dr-ahmadinejad@president.ir
    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 20:26
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    این ایمیل رئیس جمهوره؟
    سلام گلم فدات بشم که همیشه یه مطلبی واسه ما داری؟خیلی قشنگ بود گریه ام گرفت.واقعا با خوندن این مطلب به این موضوع بیشتر پی مبره:من از نژاد آسمونم(میدونست به این جا تعلق نداره)روحش شاد
    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 20:44
    امتیاز: 0 0
    وکمی از دردودل های خودم می خواهم بگویم.
    نمی دانم از کجاشروع کنم .من در در یک روز جمعه در سال ۱۳۷۹ به رادیو گوش می دادم که به یکباره آهنگ زیبای یه رویا پخش شد ومن ان راسریع ضبط کردم وانگار یکهیجانی بمن دست داد .شاید هروز بیش از ۵۰بار آن راگوش می دادم وشاید هم بیشتر من در ان زمان با خواننده ای به نام ناصرعبداللهی آشنایی نداشتم .آلبومش را خریدم اگر ان راهرروز گوش نمی دادم دیوانه می شدم .هربار که ناصر به برنامه های مختلفی
    می امد گریه ام می گرفت ودیگرهیچ.
    وشاید باور نکنید که من دیگر عاشق ناصر شده بودم.
    ناصر وآهنگ های ناصر به من ارمغان همه خوبی ها رامی دادند.
    همیشه ارزو می کردم که بتوانم ناصر رااز نزدیک ببینم .
    واما چگونه ناصر رادیدم؟
    باموتور در خیابان حرکت می کردم وبه یک دکه روزنامه فروشی رسیدم.دیدم عکس ناصر راروی مجله راه زندگی زده است ونوشته ((گفتگویی مفصل با ناصر عبداللهی))
    شاید باور نکنید که به یکباره انگار دنیا را به من دادند.به سرعت آن راخریدم.وبه خانه آمدم بعد از خواندن گفتگو در صفحات پایانی دیدم که نوشته است گفتگویی تلفنی با ناصرعبداللهی.
    من در آن لحظه اشک در چشمانم جمع شدواز خوشحالی داد زدم و...
    در مدرسه در خانه ودر جایی که فکرش رابکنید فکر ان روز بسرم بود.
    روز موعود رسید ومن انقدر زنگ زدم تا موفق شدم با ناصر حرف بزنم.وای وای وای
    قبل از اینکه با ناصر سلام کنم واسمم رابگویم گریه شروع شد
    واشکی بود که می آمد.ناصر شماره موبایلش را به من داد وگفت بیا تهران ومن یک جلسه خصوصی می گزارم وتو بیا.
    وشما تصورش رابکنید.
    می دانید که من از قم با شما ارتباط دار م ونایب زیاره تک تک شما هستم.وان روز فرارسید ومن در آغوش ناصر قرار گرفتم.
    نمی دانم شما می دانید که مدیربرنامه های ناصر در آن مجله کار می کرد.ایشان آقای رضاکریمی بود.من ناصر رادیدم وشاید بهترین روز زندگی من باشد.
    به عشق پنجه های ناصر گیتار خریدم .
    وحالا شما فکر می کنید بااین همه توضیحات کم داغی بر دل ماگذاشت.خیلی خستیتان کردم .
    تاعشق هست ناصریا هم هست
    یاعلی
    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 20:49
    امتیاز: 0 0
    کاشکی دلها همه مهربون بودن
    آبی آبی چو آسمون بودن

    کاشکی وقت شادیا و غصه ها
    هم صدا ُ هم دل و هم زبون بودن
    .
    .
    .
    بخدا روزی ز هم جدا میشیم
    می مونه حسرت مهربون بودن
    .
    .
    .
    با یه گل بهار نمیشه می دونی؟
    کاش همه ؛شیدا؛ و مهربون بودن

    یاد یار مهربانم (ناصر) تا قیامت زنده و بر دوستدارانش بی نهایت سلام خالصانه.
    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 22:23
    امتیاز: 0 0
    سلام ممنون از شما به خاطر مطالب زیبایی که مینوسید از موزیکی هم که از زنده یاد استاد بیات گذاشتید ممنون ...دلم می گیره این همه ادم جمع شدیم اینجا از دست هیچکدوممون کاری ساخته نیست هممون دلامون پر میزنه واسه ناصریا اما نیست..رفت رفت رفت ... عجب کابوس بدیه کاش راهی داشتیم..کاش محکوم به سکوت نبودیم کاش زمان به عقب بر میگشت کاش همش خواب بود...دلم گرفته ....لعنت به این دنیا...
    دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 23:54
    امتیاز: 0 0
    دوست عزیزم
    این باعث افتخار و شادی و مباهات منه که .........
    از لطفت بی نهایت ممنونم .
    امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشی .
    خدای بزرگ روح ناصریا رو غرق در رحمت و آرامش کنه !
    ...................
    از دوستای خوبم لاله و شیوا هم خیلی ممنون بابت لطفشون !
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 01:08
    امتیاز: 0 0
    !!! یه خبر داغ.......................حاشیه نویس تعطیل شد.........................بیچاره تیربارون شد... :))
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 02:07
    امتیاز: 0 0
    خدا خیرت بده که از ناصر عزیز می نویسی
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 06:04
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا جان .
    بله . اون ایمیل آدرسی رو که نوشتم مال رئیس جمهوره .
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 11:32
    امتیاز: 0 0
    سلام دوستای خوب...داشتم نظراتو میخوندم... من زیاد موافق نیستم که تو این شرایط که هستیم با رئیس جمهور موضوع رو مطرح کنیم... باید صبر کرد فعلا رئیس جمهور مشغله فکریشون زیاده!!!
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 13:16
    امتیاز: 0 0
    سلام به همگی دوستداران ناصزیا
    منم تو جمع خودتون بپذیرید.
    در مورد ایمیل به رئیس جمهور منم با الهام موافقم به نظرم کار بی فایده ایه.
    زنده باد ناصریا
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 16:16
    امتیاز: 0 0
    سلام منهم با دوستان موافقم ایمل به رییس جمهور کار بیهوده ای است چون مطمئنا ترتیب اثر نمیدهند.خدا خودش کمک میکنه رسوا میشن.فدات
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 17:54
    امتیاز: 0 0
    یه خواهش ازتون دارم.
    توی این وبلاگ به کسی توهین نکنید.
    شما بگونه ای از بعضی چیزها حرف میزنید که انگار سالیان سال کنار ناصر زندگی کردید.نمیخوام اینجا جواب من رو بدین.
    چون به هیچ جا نمیرسیم.
    حتما شما خیلی ناراحتین الهام خانوم که گروه یا دسته ای رو مقصر میدونید.
    لطفا همه رو جمع نبندید.
    هنوز علت فوت ناصر مشخص نشده.
    راستش خیلی شرم آوره که با دیدنه یک یا دو وبلاگ به تمام ماها توهین میکنید.
    واستون متاسفم!!!.

    .شما میدونید چرا ناصر به بندرعباس برگشت؟
    محل زندگیش رو تغییر داد؟

    احتمالا از خوشی زیاد بوده!!!نه؟
    امیدوارم خدا بینش صحیحی به همه ی ماها بده و یاد بگیریم در کنار هم باشیم.همه مون یاد بگیریم دوست داشته باشیم همو.
    امیدوارم روح ناصر از الهام عزیز هم راضی باشه.
    از زحمات خواهر گلم مینای عزیز هم تشکر میکنم.
    و واقعا بش خسته نباشید میگم.
    موفق باشی عزیزم
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 18:37
    امتیاز: 0 0
    بچه ها به نظر من کار بیهوده ای است اینقدر اینا سمن دارن که یاسمن توش گمه. من مطمئنم که بیخودی برای این کار وقت میذاریم. باید به خدا توکل کنیم و به انبیاء تا انشاء ا... خدا رسواشون کنه.

    ))جاوید باد ناصریا((

    انشاء ا... خدا تا اربعین رسواشون کنه.

    تف به ذاتشون بیاد. خدا لعنتشون کنه. خدا سزاشون رو بده.
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 20:45
    امتیاز: 0 0
    سلام
    مرحبا به همشهری عزیزم ( یک بندرعباسی)

    نمی دانم چرا بعضی ها در دوست داشتن ناصر کاسه داغتر از آش هستند. اگه شما ناصر را با ناصریا می شناسید ما بندریها اون رو با گلبرگ گل و گنو خاش و ... می شناسیم. اگر شما ناصر رو از طریق رسانه ها شناختید. ما بندریها هنوز حضور ناصر رو نزدیک مسجد بلال حس می کنیم ...
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 21:18
    امتیاز: 0 0
    آمده بود تا ماندگار ترین لحظه ها را با ما قسمت کند ، مردی از جنس شرجی ، به رنگ دریا ، خسته تر از ساحل و به جوشش موج ...
    آمده بود تا ناب ترین لحظه ها را به پاس حرمت علی(ع) و فاطمه(س) عطر و بویی تازه ببخشد ...
    مرد شرجی ...
    ناصریای مردم ایران ، میخواهم از تو بگویم ، تو که آمدنت رنگ و بویی تازه داشت به رنگ آبی دریا و رفتنت حال و هوایی به رنگ غروب بندر...
    حال که دریا همسفر دیرینه اش را در آغوش ندارد ، حال که موج ها رمق جوش و خروش ندارند و غروب بندر غربت تازه ای به خود گرفته و حال که دست تقدیر اینچنین رقم زده که حضور جسمانیت را در کنارمان حس نمی کنیم ، تازه میفهمیم که چقدر تنهاییم .
    ناصر عبدالهی از دیار عشق بود از جنوب خرد و خسته ، کسی که هرگز نفهمیدیم که چه زحماتی در راه شناساندن موسیقی سالم و سازنده کشورمان ایران کشید ، گرچه از ناصریای ایران گفتن ، تمامی ندارد اما گفتنی ها را گفتیم ، ناصر عبدالهی اکنون در بین ما نیست اما گرمای حضورش را در آبی ترانه هایش به یادگار باقی گذاشت ...
    روحش شاد و یادش گرامی ...

    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 22:07
    امتیاز: 0 0
    خطاب به آقا یا خانم یک بندرعباسی!
    میخواستم به اطلاعتون برسونم که این وبلاگ متعلقه به ناصریای عزیز و مطمئن باشید تا کسی با ناصر گل ما قصد دشمنی نداشته باشه و نخواد چرت و پرت بگه ما باهاش کاری نداریم. ما فقط داریم از ناصر گلمون حمایت میکنیم. چون خیلی دوستش داریم و هممون حاضریم رو اسمش قسم بخوریم. ناصر خیلی بیشتر از اینها برای ما ارزش داره که حتی بتونین فکرش رو بکنین. پس ببینید ما به کسی بی احترامی نکردیم. فقط از حقمون دفاع کردیم. اون حق هم معصومیت ناصره. والسلام.
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 23:31
    امتیاز: 0 0
    قابل توجه یاوه نویسان خشک مغز !
    این وبلاگ مربوط به ناصریای گل ماست. هرکس به هر دلیلی خواست بهش بی احترامی کنه. تمام طرفدارای ناصریا حالش رو بدجور می گیرن! همونطور که حال حاشیه نویش رو گرفتن! پس حرف بیخود ممنوع ! چرت و پرت ممنوع! طبیعیه که اگر کسی خواست پاشو فراتر از گلیمش دراز کنه ما قلم پاشو میشکنیم! پس حواستون جمع باشه و برین قاقا لی لی تون رو بخورین و اصلا شما رو چه به هنر و موسیقی و ناصر. شما برین ماستتون رو بخورین و بعدش اگر بیکار شدین هم کشکتون رو بسابین. اگر وبلاگی دیدیم که به ناصر گلمون بی احترامی کرد مطمئناً درش رو با چوب گردو تخته می کنیم!
    پس حواستونو جمع کنین.

    (( جاوید باد ناصریا ))
    سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 23:33
    امتیاز: 0 0
    گل مینا جان سلام
    با اومدن آقای احمدی و شما به وبلاگم و پیچیدن عطر دوستان ناصر عزیز خیلی خوشحال شدم من اون عزیز رو تو کنسرتش دیده بودم و حال هر زمان چشمامو می بندم همون صحنه برام زنده میشه با اون لبخند و صداقت و شیرینی و صدای فقط میتونم بگم الهی که آدمو با تمام قدرت بسوی خودش می کشید یادم میاد کاش میشد یکبار دیگه تو کنسرتش شرکت کنیم ولی افسوس هرچند اون برای دوستانش همیشه جاودان و سرفراز میماند و میخواند
    دل من یه روز به دریا زد و رفت
    پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
    موفق باشید
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 00:40
    امتیاز: 0 0
    *****مهم لطفا دقت کنید*****

    با خواندن کامنتها احساس کردم جو دوستانه وبلاگ در حال فرو پاشیست و لازم دیدم تذکرکوچکی بدهم.

    اختلافات فرقه ای قومی قبیله ای بزرگترین دشمن انسان و معنویت است پس باید از هر گونه نظر شخصی در مورد مسائلی که اطلاعات کافی از آن نداریم پرهیز کنیم.

    ما در درجه اول یک ایرانی هستیم چه بندرعباسی چه تهرانی و چه هر جای دیگه ای.

    باور کنید دشمن هم منتظر ایجاد همینگونه تنشها و اختلافات فرقه ایست .

    پس بیایید به جای جنگ با هم دست همدیگر را به یاری بفشاریم و اتحاد خودمان را حفظ کنیم و با هم در هر فرقه و هر مذهب و آیین و شهری که هستیم دوست باشیم که این اولین شرط پیشرفت است.

    پس خواهشا این وبلاگ را به محلی برای جدال بین شهری تبدیل نکنید!

    که در این صورت اولین کسی که از ما خواهد رنجید ناصر است.

    ما همه دوستداران ناصریا هستیم و او پیامش پیام عشق و صلح و دوستی بود برای تمام ایرانیان پس بیایید بگذاریم ناصر برای همه ما باشد و عشق و محبتش را از یکدیگر دریغ نکنیم

    با تشکر از همه شما .

    گل مینا

    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 00:40
    امتیاز: 0 0
    سلام...
    جاوید ناصریا
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 00:45
    امتیاز: 0 0
    دور و بر حاشیه ها خط بکشین... خواهش میکنم...


    پیشنهاد دارم شعار هممون این باشه :

    : جاوید ناصریا :
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 00:49
    امتیاز: 0 0
    دقت کن هر کامنتی رو تایید نکنی که تبدیل به جنگ قبیله ای بشه... به این دلیل میگم که این بلاگ به نام ناصره.پس خواهشن دقت کن هر کامنتی رو تایید نکنی .اگه به این شکل پیش بری شاهد عقب نشینی خیلیها میشی عزیزم هوشیار باش که وظیفه ات خیلی سنگینه ...
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 00:55
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام آقای احمدی.
    ممنون از راهنمایییتون.
    آخه می دونین چیه اگر کامنتها رو هم تایید نکنم رنجش به وجود میاد فردا می گن مینا وبلاگ ناصریا رو شخصیش کرده فقط کامنت کسایی که خودش دلش می خواد و تایید میکنه منم دلم نمی خواد دل کسی و بشکونم و دوست دارم همه در صلح و صفا با هم دوست باشن و همراه و همدل همدیگه باشن.. اما گاهی یه همچنین جوی به وجود میاد که نگران کنندس..
    واقعا نمی دونم چی بگم...
    به نام ناصر عزیز و احترام به نزدیکترین دوستش اسحاق جان و احترام خاص به مدیر وبلاگ مینا گل... هیچ چیز نمی گویم...فقط با دقت بخونید:


    با احترام به بقیه همشهریهای ناصر که با معرفت بودن... اینو من نوشتم...پس لازم به هیچ توضیح اضافی نیست...
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 02:23
    امتیاز: 0 0
    من به عنوان یکی از خواننده های این وبلاگ با نظرات دوستای عزیزم مینا جان و ........ بقیه که می گن به کسی توهین نشه ( حتی به اونایی که توهین می کنن ) و از اسم کسی سوء استفاده نشه و مسائل اصلی زیاد عاطفی نشه ........موافقم .
    جاوید بادهنر اصیل و راستین و روح ایرانی و تمام اقوام ایرانی !
    یاد و نام ناصریا در دل و جان همه پاینده !
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 07:09
    امتیاز: 0 0
    با سلام دوباره...
    شما به هر تقدیر راهی را میروی که مخالفین زیادی هم دارد
    اگه براتون سخته چرا شروع کردی ؟! ناصر همانگونه که طرفدار داره دشمن هم داره پس نباید چشم بسته راه نرفته را رفت.خواهش میکنم نگو نمیدونم چکار کنم من از شما میخواهم که بدانید چه میکنید اگه میخواین بلاگ رو از شخصی بودن در بیارین پس منتظر نظرات مخالف هم باشین. هیچ اشکالی نداره نظرات اونارو هم تایید کن اما دوستداران ناصر باید از جایگاه بالایی به مسایل بنگرند مثل خود ناصر ...این تنها خواهش من است.
    مردم آزادانه میتونن هر نظری داشته باشن در نتیجه نباید زود جبهه گیری کرد و با احساسات دیگران هم بازی کرد.
    بازم ازتون تشکر میکنم برای تهیه و تنظیم این وبلاگ.
    موفق باشی.

    شعارمون یادتون نره :
    : جاوید ناصریا :
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 10:39
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام آقای احمدی

    من برام سخت نیست که مخالف داشته باشم این یک امر خیلی عادیه ..
    من در جواب شما که گفتین ....دقت کن هر کامنتی رو تایید نکنی که تبدیل به جنگ قبیله ای بشه... گفتم که نمی خوام رنجشی برای کسی به وجود بیاد و
    در آخر هم گفتم واقعا نمی دونم چی بگم!!!

    اما گاهی کامنتایی دارم که واقعا بلاتکلیفم می کنه و البته وبلاگ معذوراتی هم داره که همه ما می دونیم و من دلم نمی خواد وبلاگ ناصریا هم بره پیش سایتش...!
    و از طرفی...

    در هر صورت راهنماییها و پیگیری شما باعث دلگرمی و افتخار منه .
    ممنون از انتقادات و نظرات سازندتون .
    بازم منتظر کمک و حمایت و راهنمایی شما هستم.
    هم شما و هم بقیه دوستان.

    جاوید ناصریا
    به نظر شما ناصر رفته ودیگر مارا نمی بیند؟
    نه نه نه... اوهمیشه زنده است وهمیشه محبوب قلب هاست.
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 12:41
    امتیاز: 0 0

    سخت جانی را بین
    که نمردم از هجر
    مرگ صد بار به از
    بی تو بودن است
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 13:04
    امتیاز: 0 0
    سلام گلم اینجا چه خبره؟گلم نگران نباش ما راهمان را ادامه میدهیم و و در این وبلاگ فقط از عشق به ناصر حرف میزنیم این بهترین جواب واسه..............است.مرسی بابت همه چیز فدات
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 15:34
    امتیاز: 0 0
    چه بی چراغو به ناروا راه بر عبور علاقه می بندند....
    بگو بگو به باد که ما با آفتاب زاده شدیم و با آفتاب طلوع خواهیم کرد..................................



    * جاوید ناصریا*
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 15:51
    امتیاز: 0 0
    بچه ها
    اتحاد اتحاد اتحاد
    همیشه درقلب ماجای داری ناصر عزیز
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 16:34
    امتیاز: 0 0
    تقدیم به شما عزیزان دوستاشتنی که با همبستگی رهرو
    همیشگی ناصر عزیز هستید.
    علیرضا
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 16:38
    امتیاز: 0 0
    بازم سلام.
    یه مثل معروف که میگه
    ز دنیایی که مردانش عصا از کور می دزدند
    من از خوشباوری آنجا محبت جستجو کردم
    روزگار روزگار نامردیه
    وقتی بود و میخوند یه جور دیگه باهاش برخورد کردند.
    خوش به سعادتش که شهادت نصیبش شد. یعنی قسمت ماهم میشه . تاسف و تالم خاطر برای این عزیز سفرکرده برای همه ما درسی برای درست زندگی کردنه . خدایا خودت فرج آقامون برسون. الهی آمین
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 16:40
    امتیاز: 0 0
    سلام اول از همه به مینای گلم و بعد به همه دوستان و سلام ویژه به آقای احمدی دوست و یاور ناصر عبداللهی عزیز
    من هم یکی از طرفداران ناصریا هستم که درپست قبلی هم با نام انعکاس آب پیغام گذاشتم.
    از این که در جمع صمیمی و دلنشین شما حضور دارم خوشحالم.
    اینجا عطر و بوی ناصریا پیچیده و این عطر و بو می تونه مرحمی باشه برای دلهای خسته ما
    در مورد مواردی که مطرح شده منم یه نظری دارم
    اولین چیزی که بنیان یه جامعه رو متزلزل می کنه اختلاف و عدم اتحاده.
    ما هم اینجا تشکیل یک جامعه رو دادیم.
    روز اول که گل مینا این وبلاگ و ساخت یک نفر بود این کار و شروع کرد و به ترتیب کسای دیگه ای هم مثل ما به این جمع پیوستیم و حالا خود ما تشکیل یک جمع دادیم یه جامعه که هدفمون ادامه دادن راه ناصریاست و دلمون می خواد مثل اون باشیم خواهان صلح و دوستی .
    پس خوبه که خودمون و در گیر اختلافات نکنیم و به قول آقای احمدی با شعار جاوید ناصریا راه ناصر عزیزمون و ادامه بدیم .
    اگر قرار باشه ما هم تن به اختلافات فرقه ای و قبیله ای بدیم با دشمنای ناصریا چه فرقی می کنیم؟
    در مورد ایمیل به رئیس جمهور به نظر من کار بیفایده ایه رییس جمهور مشغلش بیشتر از این حرفاست که بخواد به اعتراض ما رسیدگی کنه.
    مینا جون بابت کار قشنگت ممنون و خسته نباشی عزیزم.
    در پناه حق شاد باشید و استوار
    جاوید ناصریا
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 17:06
    امتیاز: 0 0
    سلام اسحاق جان! مینای گلم سلام، خسته نباشید !
    سلام دوستان گل!
    بچه ها من با نظر اسحاق کاملاً موافقم ما خیلی داریم به موضوع سطحی نگاه میکنیم و بچگانه عمل میکنیم و یه جورایی داریم احساسی برخورد میکنیم ما نباید اینطور نقطه ضعف دست کسی بدهیم. اتفاقاً اونها میخوان به همین هدف برسن. میخوان با ما کاری بکنن که از کوره در بریم و حرفهایی که شایسته ما نیست و دور از شخصیتمونه بزنیم. پس باید کمی عاقلانه به موضوع بنگریم و احساساتی برخورد نکنیم و طوری رفتار کنیم که شایسته ناصر و گروه ناصریاست.

    *جاوید ناصریا*
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 20:47
    امتیاز: 0 0
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 20:49
    امتیاز: 0 0

    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا* *جاوید ناصریا*
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 20:52
    امتیاز: 0 0
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    *جاوید ناصریا*
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 20:57
    امتیاز: 0 0
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 21:40
    امتیاز: 0 0
    فقط سلام
    چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 21:56
    امتیاز: 0 0
    جدایی آی جدایی
    خیر نبینی الهی
    وقتی که اسمت میاد
    میشکنم عین شیشه
    .
    .
    .
    یادش گرامی ناصر گرم و صبور ما
    پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 00:35
    امتیاز: 0 0
    الهی که هیچ وقت خسته نشی ...
    بازم ممنون از زحماتت مینا جان ...
    ( نیازی نیست این کامنت و رو کامنتا بار کنی )
    پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 09:22
    امتیاز: 0 0
    ممنون از آقای احمدی و مینا خانم از اینکه راهنمایی میکنند . به نظر من هم نباید به این اراجیف گوش داد. هدف ما در این وبلاگ خیلی با ارزشتر از این حرفاست که بخواهیم جواب این کوته فکرارو با توهین بدیم. من یه پیشنهاد دیگه دارم البته اگر قابل بدونید. اگه موافق باشید میخواهم از حالا برای زنده یاد ناصر عزیز یه مراسم در تهران تدارک ببینیم. منظورم تدارک سال ناصره . چون اینجوری با کمک همدیگه میشه هماهنگیهای لازم رو انجام داد.
    پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 11:18
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    پیشنهاد خوبیه اما چطوری؟؟
    سلام خوبی.دیدی؟عزیزم بابت همه زحماتت ممنون.فدات
    پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 15:48
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    آره دیدم واقعا ممنون و...
    گریه کردم گریه کردم اما درد م و نگفتم تکیه دادم به غرورم تا دیگه از پا نیفتم....چه ترانه بی اثر بود متل مشت زدن به دیوار اولین فصل شکستن آخرین خدانگهدار...من به قله می رسیدم اگه هم ترانه بودیم صد تا سد و می شکستم اگه تو بهانه بودی اگه هم ترانه بودیم اگه تو بهانه بودی....گریه کردم....
    1 2 >>