X
تبلیغات
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

عیدت مبارک بابا.........

چرا اصرار دارید باور کنیم مرگش را؟
هم اکنون دو ساعتی هست که  مدام اشک می ریزم و  این به جای خواب شبانمه.
چرا باید باور کنم که ناصر رفته؟

چه کسی گفته که ناصر ما مرده؟

چه کسی؟؟؟؟

ناصر و نینا


چه شبهای سختی است  این شبهای آخر سال و چه دلگیراست تحویل سال نویی که پشت آن ۸۵ لعنتی ناصر راجا می گذاریم............


پس حالا پشت این قاب دل غم گرفته چطور به شادی عید برایت دست تکان دهم ؟

چگونه رقص ماهی قرمز را در تنگ بلور به تماشا بنشینم و به یاد نیارم ناصر چگونه بی نفس ماندوبی قفس رفت...

باز هم چه می خواستم و چه شد!

چقدر این روزها این دل ما وحشی شده افسار گسیخته بی پروا نا نجیب و بی تحمل!

آمدم تا در غربت تلخ سکوت شب به دنبال آرامش گم شده ام بگردم.

آمدم تا در تکاپوی عبور سبز بهار عطر حضور او را در لابلای جملات به گل نشسته ام جستجو کنم.

اما چه یافتم جز حسرتی سردو اشکی داغ!

به کدامین آرامش اینگونه ناز خوابیده ای ناصر؟

به کدامین محبت دختر دردانه  ات را در آغوش کشیده ای ناصر؟

چه نارنجی نازی چه حس زیبایی آخر شنیده ام که دوست داشتی رنگ نارنجی را و چه زیبا همه جا را به رنگ نقش دل خود در آورده ای.

خودت را دخترت را ...اما حالا جای خوابت نارنجی نیست ناصر...

نگو که هست و من نمی بینم نیــــــــــــــــــــــــــست ناصر.

چرا اصرار داری باور کنم مرگت را؟

چگونه باور کنم صاعقه شوم مرگ بین این همه هرزه علفهای بیهوده روییده به نازگل باغ جنوب زده....

چگونه باور کنم ناصر؟

گوش کن گوش کن ناصر می شنوی؟صدای پای بهار است و چه سرمستانه بیخبران به جشن شادی نشسته اند

آری بیخبرند از نبود تو فکر می کنند هنوز هم بهار سبز است و زیبا بلبلها می خوانند ماهیهامی رقصند شمشادها سبز می شوند و عقاقیها می رویند.

خوب درست فکر می کنند؟ چه می گویی ناصر پس چرا من هیچ چیز نمی بینم جز غربت تلخ تنهایی و دلتنگی؟

چرا هیچ چیز نمی بینم جز خاک سرد به خون نشستهءتو؟

ناصر نینا راببین به کدامین گناه آغوش گرم و مهربان تو را از او گرفتند....

حال وقت دلتنگی وقت بیقراری سر به روی سینهءکه بگذارد؟

سر به سینهءخاک قبر تو ناصر؟

هفت سین امسال فرزندان تو چیست ناصر؟

سردی نبودت؟

اینچنین باستم رفتنت؟ 

 سیاهی روزگار فرزندانت؟

 سستی پایه های از هم گسستهءزندگیشان؟ 

سوختن در فراغ مهربان پدرشان؟

سوز غربت تلخ خداحافظت؟

سحر به ماتم نشستهءبهاریشان؟

این است هفت سین فرزندان تو ناصر؟

چه بگویم که دگر مرا مجال از تو گفتن نیست .

که تو تنها خود بدانی و خدایت که چه شد که رفتی و آتش به جانمان زدی.

واما راهی ندارم جز ایکه در این خلوت دلگیر شبانه همراه نینا و نازنین و نوید و نامی به تو می گویم.

عیدت مبارک بابا.........

------------------------------------------------------------------------

عکس از وبلاگ سیاورشن

نظرات (50)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
مینا جان، گلم خسته نباشی
چقدر پر سوز و گداز نگاشته بودی، خیلی وحشتناک بود وقتی که سیاورشن گفت وبلاگ Update شد با ذوق فراوان رفتم و وبلاگ را باز کردم و همان لحظه بود که خشکم زد. اینقدر گریه کردم که دیگر رمقی به تنم نمانده، دیگه هیچ انگیزه ای ندارم برای خندیدن و شادی کردن، مطمئناً سال نو برای من هیچ جذابیتی نداره، چون که دیگه ناصر وجود نداره، ناصر خیلی تنها شدیم، وقتی میبینم نینا اینقدر معصومانه تو بغل باباش آرام گرفته از شدت ناراحتی احساس میکنم که دلم داره تیکه تیکه میشه تا به این عکس نگاه میکنم دنیا جلوی چشمام تیره و تار میشه و همش به خودم میگم یعنی ممکنه ؟؟؟؟؟ آخه مگه میشه ناصر ما تو یک چشم به هم زدن ستاره بشه و بره به آسمون ........... فقط خدا به خانواده اش صبر بده که چه دلی دارند تو این روزها و شبها، بمیرم برای دل آتیش گرفتشون، بمیرم برای بچه هاش که چه عیدی دارن اونم بدون بابا ..... ناصر ناصر نمیخوای بهمون عیدی بدی ....... عیدی بده دیگه. ناصر عیدی منو باید بدی و من هیچی نمیخوام جز سلامتیت ...... بی انصاف به ماها عیدی نمیدی حداقل به بچه هات عیدی بده....... منتظرنا .................

یادمون نره :

***************** جاوید ناصریا *******************

و هیچوقت یادمون نره :

خداوندا توفیقی ده تا برای تو نیکو بنده ای باشم و به عشق تو نائل آیم که سرچشمه ی آرامش و هر آنچیزی است که به دنبال آنم .
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 04:49
امتیاز: 0 0
کاش میشد آدم دوباره کوچیک میشد.
آخه وقتی بچه ای راحت میتونی گریه کنی کسی هم فکر نمیکنه ریا یا تظاهره.
یا واسه نونو مقامه.
کوچیکیامون عالمی داشت چه عالم پاک و مقدسی بود.
اصلان بچه های کوچیک ....
بچه های کوچیک حرفی تو دلشون نمیمونه.
حرف حقو میزنن اگرچه تلخ باشه.
اما ماها.....
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 04:57
امتیاز: 0 0
سلام
سال نو مبارک
مینا جان قربون سوز دلت که اینقدر خوب می نویسی
من با متن دوست خوبم سپیدخ موافقم ولی یه چیزی میگم . منم مثل همه دلم آتیش گرفت
ولی بچه ها تو رو خدا نیایم نمک به زخم بچه های ناصریا و خونوادشون بزنیم .من میگم ناصریا نرفته و باز هست و پیش همه ماها زندگی میکنه . چرا ؟ چون ماها زنده ایم و تا وقتی که اسمشو می یاریم و به یاد خاطراتش می خندیم و با غمش گریه می کنیم چطور می تونه این آدم نباشه !!! هر وقت هیچ کس اسمی ازش نیاورد اونموقع میگن فلانی ...
پس بیاین با هم به خونوادش امید بدیم و بگیم اگر چه ناصریای عزیزمون یه جای خیلی دوره ولی نزدیکه ماست
پس باید زندگی کرد و به جایی رسید و بعد در اوج اسم ناصریا رو فریاد زد تا همه بشنون
هم همه ماها هم بچه هاش هم ...
پس ناصر عزیز آروم بخواب که ما پیشت هستیم چون تو توی دل ما هستی تا همیشه

ناصریا سال نو مبارک
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 05:49
امتیاز: 0 0
با سلام
دوست عزیز با استفاده از کدهای سایت تکچین میتونید بصورت روزانه و جدید هر روز اخبار،تصاویر،مطالب جالب،روانشاناسی و... در سایت خود قرار دهید و وبلاگتان را برای بازدید کنندگانتان جذاب تر کنید
ما بصورت روزانه تمامی سعیمان این است که مطالب جالب ایران را تکچین کنیم.
کدها را میتوانید از قسمت ویرایش قالب وبلاگتان قرار دهید.

برای قرار دادن کدهای مورد نظرتان میتوانید به این لینک مراحعه فرمائید.

http://www.takchin.com/code.htm

با تشکر
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 06:05
امتیاز: 0 0
زیبا و پر احساس !
جاش خالیه اما یادش توی دلهاست و صداش همیشه برامون جاودانه
رحمت بیکران خداوند بر روح پاکش
قالب خیلی زیبایی برای وبلاگ گذاشتی . کلاْ خیلی خوب شده ، نه ، عالی شده ! ممنون از زحماتت !
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 06:30
امتیاز: 0 0
چه عکس قشنگ و غریبی است چه جوری به این دل خرابمون بفهمونیم که این دیگه نیست
چه دل گرفته ای دارم من،چرا مثل بقیه از آمدن بهار لذت نمیبرم،چرا میخوام همش گریه کنم
اصلا چرا همش به خدا گله میکنم،نمیخوام ناشکری کنم اما چرا.....چرا اون ...چرا امسال...چرا غریب و مظلومانه....چرا؟؟؟
چه قدر ناباورانه ،دست تقدیر همه ما را خراب کرد ،ما را شکست ،سوزاند،ودیگر هیچ رمقی برایمان نگذاشت تا بلند بشیم تا یادمون بره که چی به سرمون آمد
خدایا حکمت اینها چیست؟شاید دلت نمیخواست که ناصر ما اینهمه اینجا رنج ببینه ،اونو بردی پیش خودت و بهش آرامش ازلی و ابدی دادی،اما پس ما چی....؟
ما که دلمون به اون خوش بود چی...پس کی به دل خراب ما آرامش میده،کی ما رو آروم میکنه؟
چرا من انقدر دلم گرفته........چه عکس غریبی.....الان کجاست؟
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 11:55
امتیاز: 0 0
سپیده جان یه جزء قرآن را هم برای من بگذار تا بخونم فقط بیزحمت به من بگو کدوم جزء
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 12:16
امتیاز: 0 0
سلام گل مینا و تمامی دوستانی که به ناصریا ابراز محبت میکنید ،
ولی دوستان من ، خواهش میکنم سعی کنید احساسات پاکتونو توی دلهای پاکتون و یا توی دفتر خاطراتتون یادداشت کنید ، ناصر ما همیشه زنده است ، مگه باور ندارین که مرگ پایان زندگی نیست ، برایش دعا کنیم ، من از اسحاق عزیز هم همینو خواستم ، سعی کنید هر کس به بلاگ شما دوستان سر میزند سر زنده شود ، نگذارید دشمنان ناصریا با خواندن این که دیگه دوستانش رمق ندارن خوشحال باشند ، از خاطرات شیرینش توی این ایام یاد کنید ، بگذارید که همه دشمنانش بدانند با رفتن ناصر هزاران ناصر دیگه هستند که راهش را دنبال خواهند کرد ،
من به احساسای شما دوستان عزیزم احترام قائلم و به این همه ابراز محبت ارج مینهم ،
من بندرعباس هستم ، و همانطوریکه توی ایمیلم بهت نوشتم فردا به مزارش خواهم رفت ، و عید رو از طرف همه دوستانش بهش تبریک میگم ،
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 12:23
امتیاز: 0 0
ناصر تا ابد زنده است در دل ما
رفتنش را باورم ندارم هیچ گاه
دوستش دارم تا قیامت
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 12:30
امتیاز: 0 0
مثل همیشه زیبا و پر سوز نوشتید ..چه عکس قشنگی مهربون چشاتو واکن آخه باورم نمیشه
نگو که میخوای بخوابی و بری واسه همیشه
ناصریا تو تا ابد در دل ما جا داری حا لا که مرگ را سر کشیدی و پر کشیدی حا لا که با مرگ بی حساب شدی حالا که با در یا یکی شدی حا لا که تو را باید در غبار بی امان زمان جستجو کنیم حا لا که تمام و کمال نیستی...دوستت داریم و تاوان ان هر چه باشد باشد ..حتی اگر رویای دور از دسترس باشی..
جاوید ناصریا
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 14:09
امتیاز: 0 0
بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه‌ها بود
خواب و خیال ِهمه بچه‌ها بود
یادش بخیر بچگیا چه خوب بود
حیف که هنوز صُب نشده غروب بود
آخ که چه زود قلکِ عیدیامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون

حالا ما موندیمو این دل شکسته... این عکس بی نهایت زیباست... خواب و خیال همه بچه ها... تو این عکس خود ناصر به پاکی و صداقت نینای کوچکش خوابیده... و مینا چقدر زیبا هفت سین امسال ناصریا را توصیف کردی... اما این
هفت سینیست که دشمنان ناصر به او و خانواده اش به زور هدیه دادند ... بیایید ما نیز هفت سین عشقمان را تقدیمشان کنیم.

سادگی***
سخاوت***
سرود زیبایی***
سر سپردگی***

سرور تولد دوباره ناصر***
سربلندی***
ستایش خالق ناصریا***

سعادت***

سال نو مبارک بابای ناصریا.................
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 14:37
امتیاز: 0 0
ما لینک کردیما
شما نمی کنی ؟
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 16:48
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من شما رو تو وبلاگ آدم برفی لینک کردم.
چون اینجا فقط لینک وبلاگای ناصری رو می ذاریم دوست عزیز.
در ازای لینک این سایت من هم شما رو تو وبلاگ شخصیم لینک کردم
www.adambarfi1.persianblog.com
سلام

وبلاگ جالب داری

بیا به من خسته سر بزن

نامت سپیده دمیست

که بر پیشانیه

آسمان میگذرد

متبرک باد نام تو
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 17:45
امتیاز: 0 0
سلام ...
یادش بخیر ، نمیدونم چی بنویسم ...
همه چیز گویا و پیداست ، واقعا نمیدونم ...
مینا جان اگه ممکنه این آهنگ و به ایمیلم بفرست .
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 18:59
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام این آهنگ از آلبوم بوی شرجی است نام آهنگ بهانه است و شما می تونی از توی خانه پیوندها لینک بوی شرجی رو پیدا کنی و از اونجا دانلودش کنی.
سلام .
خیلی عالی بود خیلی خیلی خیلیخیلیخیلیخیلیخیلیخیلیخیلیخیلیخیلی
اون عکس معرکه بود.
ممنون برای کا ویت.
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 19:16
امتیاز: 0 0
دارم دیوونه میشم ..بهار امسال بهار نیست به خدا ...ناصریا چرا بهار بهار نمی خونی؟کجایی ناصر جان؟پارسا ل موقع سال تحویل چه دعایی کردی ناصریا؟پاشو ببین زمستون رفت..مگه نمی گفتی فصل بهار رو دوست داری؟خودت میدونستی امسال ما رو تنها میذاری که گفتی( فصل بهارِن دشت لاله زارن مبَر ز یادُم)به غریبی وجودت قسم که فراموشت نمی کنیم..ناصریا امشب تو در اوج اسمونی از اون بالا ها واسمون دعا کن تا از جنس خودت باشیم از جنس ناصریا..
سه‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 22:48
امتیاز: 0 0
امشب پخش شد از ناصر بهت نگفتم تا حالا این که چقدر دوست دارم از شبکه ۵
و بنیامین بهادری نیز از ناصر گفت و ترانه منو ببخش که گویا اتود کار بوده و حتی این آهنگی که ما می شنویم اجرای نهایی نبوده و بنیامین چند بار تاکید کردو گفت ناصر خودش نیست اما خداش هست این آهنگ فوق العاده خونده و..
بماند که رشیدپور اومد وسط کلامش و کلا بحث و عوض کرد!!!
چهارشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 00:10
امتیاز: 0 0
سلام سال نو شما هم مبارک

خوشحال میشم با شما تبادل لینک داشته باشم ممنون از حضورتون
چهارشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 02:03
امتیاز: 0 0
سال نوی همه مبارک !
روح ناصریای عزیزمون شاد و در آرامش !
برای عزیزانش که خیلی دوستشون داره دعا کنیم تا شاد و موفق باشن
ناصریا همیشه جاودان در یادها
از زحمات مینای عزیز هم ممنون
*****************************************
از بنیامین بهادری هم ممنون که بین این همه مجری و مهمون از شبکه های مختلف اسم ناصریا رو برد ! اون قسمت از برنامه رو منم دیدم .
چهارشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 04:08
امتیاز: 0 0
http://i3.tinypic.com/4dywl80.jpg

یه وال÷ی÷ر از ناصریا
چهارشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 04:22
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منظور همون والپیپره دیگه؟
سلام
آهنگ راز و کانال 5 نشون داد اتفاقا رشید پور قبل و بعد آهنگ کلی قربون صدقه ناصر رفت.
چهارشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 11:01
امتیاز: 0 0
سلام بچه ها سال نوی همتون مبارک !!!!! جای ناصرمون هم خالی ....................
از تمام بچه هایی که توی این ختم قرآن برای ناصر شرکت کردن، کمال تشکر را دارم. از دوستای عزیز و گلم پرند عزیز، اسحاق عزیز، مینای عزیز، هومن عزیز، ناصر عزیز، مریم عزیز، لیلای عزیز، ویدای عزیز، علی ناصریای عزیز، محمد عزیز، سمیرای عزیز،خواهر عزیز سمیرا، لیدای عزیز، بیتای عزیز و از دوستای عزیزم ندای ، الهه و مونا. خیلی خیلی از همتون تشکر میکنم. انشاء الله روح ناصر عزیز شاد..............

یادمون نره :

***************** جاوید ناصریا *******************

و هیچوقت یادمون نره :

خداوندا توفیقی ده تا برای تو نیکو بنده ای باشم و به عشق تو نائل آیم که سرچشمه ی آرامش و هر آنچیزی است که به دنبال آنم .
چهارشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 16:11
امتیاز: 0 0

سلام ................ این سال نو رو به ناصریا و خانواده اش و بچه هاش تبریک می گم .

چقدر حیف شد که ناصر جان کنارمون نیست...................

سلام بچه ها سال نوی همتون مبارک !!!!! جای ناصرمون هم خالی ....................
از تمام بچه هایی که توی این ختم قرآن برای ناصر شرکت کردن، کمال تشکر را دارم. از دوستای عزیز و گلم پرند عزیز، اسحاق عزیز، مینای عزیز، هومن عزیز، ناصر عزیز، مریم عزیز، لیلای عزیز، ویدای عزیز، علی ناصریای عزیز، محمد عزیز، سمیرای عزیز،خواهر عزیز سمیرا، لیدای عزیز، بیتای عزیز و از دوستای عزیزم ندای ، الهه و مونا. خیلی خیلی از همتون تشکر میکنم. انشاء الله روح ناصر عزیز شاد..............

یادمون نره :

***************** جاوید ناصریا *******************

و هیچوقت یادمون نره :

خداوندا توفیقی ده تا برای تو نیکو بنده ای باشم و به عشق تو نائل آیم که سرچشمه ی آرامش و هر آنچیزی است که به دنبال آنم .
چهارشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 16:13
امتیاز: 0 0
به قله که رسیدیم ،یادمان نرود
روزی پوینده این راه بودیم
به سختی
یادمان نرود ،چه کسانی از کنارمان گذشتند
و دستمان نگرفتند
یادمان نرود ،کسانی را که ما را به زمین انداختند
تاخود زودتر برسند
یادمان نرود
چقدر روح و دلمان از این زمین خوردن ها شکست
و با خو دنجوا کردیم :
«زمین خوردن ها جزئی از بازیست ،
عظمت انسان در بلند شدن است »
وباز راه را پیمودیم
اینک در قله ایم
مبادا از نگاه کردن به زیر پایمان حذرکنیم
مبادا فراموش کنیم خارهایی که به پایمان رفت
مبادا خود خار پای دیگران شویم
مبادا سنگ راهشان شویم
مبادا ...

مینای گلم امیدوارم سالی که در پیش داریم برای همه مخصوصاْ دوستداران ناصر سالی سرشار از شادی و موفقیت باشه.

سال نو مبارک
چهارشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 16:56
امتیاز: 0 0
سلام. سال نو را بهتون تبریک میگم.
دیشب موقع سال تحویل شبکه هرمزگان را نگا میکردم و اکثر خواننده ها و هنرمندان هرمزگانی اومدند جز....
واقعا جاش خالی بود.
اینم بگم وقتی عکس نوید لود می شد چشماش را که دیدم فکر کردم ناصره ولی عکس که بالا اومد دیدم نه بابا خانزاده است و فورا همون جمله معروف به یادم اومد : کپی برابر اصل است.
گر چه کسی جای ناصر را نمی گیرد.
چهارشنبه 1 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 19:34
امتیاز: 0 0
سلام گلم؛
سال نو مبارک امیدوارم سال خوبی پیش رو داشته باشی .خیلی زیبا نوشته بودی؛چه طور میتوان باور کرد که ناصریای عزیزمان برایمان بهار بهار را نمیخواند.
من ۱ فروردین رفتم سر خاکش از طرف همه تان واسش فاتحه خواندم.کاش میتونسیتد بیایی بندرهرزمان خواستید بیایید بامن تماس بگیرید .فدای تو گل قشنگم*****جاوید ناصریا*****
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 10:01
امتیاز: 0 0
سلام به همه ی دوستداران ناصریا
امروز بالاخره تونستم سایت رو باز کنم . توی این چند روز اصلا آروم و قرار نداشتم . هر کاری می کردم سایت باز نمی شد . دیگه داشتم نا امید می شدم که خدا را شکر امروز سایت باز شد . هم خوشحال شدم هم با دیدن عکس ناصر بغض گلومو گرفت و اشک ریختم . امیدوارم که تا همیشه با شما عزیزانم باشم . چون یه لحظه دوری از شما و این جا دیوونم می کنه .
سال خوبی داشته باشید . از مینای عزیزم هم تشکر می کنم . مثل همیشه زیبا نوشتی .

جاوید نام و یاد ناصریا تا همیشه ، تا ابد
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 12:16
امتیاز: 0 0
امیدوارم امسال سالی پر از موفقیت برای خانواده ی ناصریای عزیز باشه .

جاوید ناصریا
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 12:18
امتیاز: 0 0
چرا به من بد کردین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا زود قضاوت کردین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 13:07
امتیاز: 0 0
مینا عزیزم تو باید بچه ها رو از اشتباه در بیاری . به خدا من اون کامنت رو برای اسحاق نذاشتم . به خدا راست می گم .
مینا جونم الان بغض گلومو گرفته و دارم دبوونه می شم .
اون نامرد به اسم من یه کامنت گذاشت و همه ی بچه ها دیگه الان باورشون شده که من اون کامنت رو گذاشتم .
چرا مینا ؟
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همتون شاهد بودین که من هیچ وقت به هیچ کس توهین نکردم . اون هم اسحاق عزیز که همیشه به یادشم و خواهم بود .
چرا اینطوری شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 13:11
امتیاز: 0 0
لعنت به این روزگار که به من هم وفا نکرد
وفا نکرد ...
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 13:22
امتیاز: 0 0
چرا با من کاری کردین که مرگم رو از خدا بخوام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ناصر
ببین با من چه کردن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب ببین
تو از اون بالا خیلی چیزا رو می تونی ببینی . این همه بدی ها رو چه جوری تحمل کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو چه جوری تحمل کردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که مثل تو طاقتم زیاد نیست .
به من بگو
با این همه بدی که به من شد چه کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به کی بگم که باور کنه من اون کامنت لعنتی رو نذاشتم . به کی بگم ناصر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا تو خودت می دونی من تو دلم چیه . می دونی که تا حالا نخواستم دل کسی رو بشکنم . پس چرا حالا دل منو شکستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اون احمق چه طور به خودش اجازه داد با من بد کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چطور به خودش اجازه داد منو پیش اسحاق و همه ی دوستداران ناصر خراب کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به خدا اگر می شناختمش نمی ذاشتم زنده بمونه . عید منو خراب کرد . عید منو خراب کرد به خدا
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 13:32
امتیاز: 0 0
ایمیل من اینه :
banooye_shabnampoosh@yahoo.com
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 13:50
امتیاز: 0 0
دلتنگ دلتنگم
بی تاب بیتابم ...
خدایا کمکم کن . آخه چرا من باید اینجوری اون هم توی همچین روزایی بازیچه ی دست یه از خدا بی خبر بشم .
مینا جونم تو منو خیلی خوب می شناسی . من کی به اسحاق توهین کردم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من همیشه با خودم می گفتم اصلا افتخار بالاتر از این که من با دوست نزدیک ناصریا آشنا شدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 14:40
امتیاز: 0 0
چقدر دلم گرفته . چقدر خسته م . چقدر توی این جمع احساس تنهایی می کنم . خدایا منو ببر پیش خودت .
خدایا من حاضرم . دستم و بگیر ...
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 14:54
امتیاز: 0 0
کم از رفتنت دلم گرفت که حالا باید غم های دیگه رو هم تحمل کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا ناصر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 15:04
امتیاز: 0 0
مینا جون داغون شدم . داغون
کی این روزو برای من خواست . روزی که دیگه همه ی دوستامو از دست بدم . شاید تو هم دیگه منو دوست نداشته باشی . ولی چرا همه زود قضاوت کردن ؟
من باید چند بار بگم که اون کامنت لعنتی رو من برای اسحاق ننوشتم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چند بار ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا به دادم برس
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 15:08
امتیاز: 0 0
چرا ندونسته تهمت زدین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بله
شما ندونسته به من تهمت زدین .
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 15:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کامنتی که تو وبلاگ اسحاق گذاشتم اینجا هم کپی می کنم


سلام به بانوی شبنم پوش خودمون(گندم)
گندم جان همه فهمیدند کار شما نیست عزیزم اصلا خودتو ناراحت نکن اصلا کسی به شما شک هم نکرد.
خیالت راحت ما بچه های گروه ناصریا همه همدیگر و می شناسیم و دوست داریم و این حرفها و رفتارهای بیمارگونه بینمون معنی نداره.
اینا یه مشت آدم فرومایه هستن که چشم دیدن موفقیت کسی و ندارن مثل بوف کور.
همون کسایی که یه زمانی ناصرو می کوبیدن و مدام آزارش می دادن اینا همون جماعتند کسایی که غربت ناصر و تا به جایی ررسوندند که...در نهایت ما ناصر و از دست دایدم و همی ن جور افراد اون و از ما گرفتند
ما باید اتحاد و همدلیمون و حفظ کنیم و نذاریم این شیاطین حالا به اسحاق هجوم بیارن چون دل من یکی که طاقت شکست و مصیبت و نداره .
اسحاق عزیزم شما برای ما عزیزین به کوری چشم هر چی نامرده و تا همیشه هم عزیز خواهید بود شما یاد ناصر و برای ما زنده می کنی اسحاق جان اجازه نده این حرفها دلت و بلرزونه و پاهات و سست کنه تنها چیزی که می تونه به دل تو و قلبهای شکسته ما کمک کنه موفقیت توئه که خاریه به چشم دشمنای ناصر و خودت پس تا هستی خدا هم با توهست و ما هم تا هستیم همراهتیم.

جاوید روح پاک ناصریا
زنده باد اسحاق
هیچگاه نگاهت را فراموش نمی کنم

نگاهی سر شار از محبت و صمیمیت
صدایت در گوشم زمزمه می شود و نگاهت در ذهنم مجسم اما.....

من تو را می خواهم نه خیالت را
جاوید ناصریا
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 18:19
امتیاز: 0 0
عاشق بودم به نگاه تو ای دلبر
به اون دوچشم سیاه تو ای دلبر
نگاهت همیشه در دلم باقی خواهد ماند
جاوید باد ناصریا
پنج‌شنبه 2 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 19:41
امتیاز: 0 0
امیدوارم مشکل بانوی شبنم پوش ( دوست عزیزمون گندم ) به زودی رفع بشه .
دوستان بیایین این چیزا رو به این راحتیا باور نکنیم . ممکنه برای خودمون هم پیش بیاد خدای نکرده !
شاد و پیروز باشید
جمعه 3 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 07:20
امتیاز: 0 0
سلام ،
من کامنتی رو که بنام بانوی شبنم پوش گذاشته بودند رو شاید زود تر از هر کسی خوندم ،
من از دست اون آدم ناراحت نیستم ولی از دوستان بانوی شبنم پوش دلگیرم ، چرا که اگه یه خورده فقط یه خورده نوشته های قبلی این دختر رو مرور میگردند اینقدر زود قضاوت نمی کردند که باعث ناراحتی ایشون بشن ،
نمی خوام روضه بخونم چون اینجا جاش نیست ،
همیشه گفتم و بازم میگم ، نگذارید گل خنده بر لب دشمنان ناصر ، و ناصرها بشینه ، این حاشیه ها رو با خنده جواب بدین ، نذارید کسی استفاده کنه ،
گندم خانوم ، قضاوت ما انسانها شاید کسی دو به ناحق پای چوبه دار ببره و حتی بالای چوبه دار ، ولی مطمئن باش حقیقت همیشه آشکار خواهد شد و قضاوت حق باری تعالی مهمه ، مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟
یا حق
جمعه 3 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 10:39
امتیاز: 0 0
سلام به همه دوستان ضمن تبریک سال نو

دیشب خواب ناصر رو دیدم کاش از خدا خود ناصر رو خواسته بودم نه دیدن خوابش رو...تو بیمارستان و روی تخت ای سی یو بود خیلی اروم و زیبا خوابیده بود ..یه دفعه پلکاش رو به هم زد اول فکر کردم خوابه اما بعدش دیدم دست و پاشم شروع کرد به حرکت دادن یه دفعه ناصر همون ناصر شاداب و با طراوت خودمون شد شبیه او ناصر سال 74 که تلوزیون نشونش داد خودشم نگاه اون پیکر رنجورش کرد و ازش جداشد (اما خیلی با نا راحتی به پیکرش نگاه میکرد انگار یه جورایی میخواست ابراز کنه که خودشم از دیدن جسمش تو اون وضعیت خیلی ناراحته )
..مونده بودم چی کار کنم چی بگم..گفتم ناصر مگه تو از پیش ما نرفتی؟یه لبخند زیبا زد و گفت نه بابا کی گفته ..برق چشماش مثل همیشه بود..پاشد و گیتارشو دست گرفت اما یادم نمیاد چی زد ..حتی صبح هم که از خواب پاشدم یادم نبود همچین خوابی دیدم..تا اینکه داشتم نازتکه رو گوش می دادم یه دفعه فریاد زدم و به مامانم گفتم من خواب ناصر رو دیدم و..
از خدا ممنونم که خواب ناصر رو دیدم انشا الله که جاش خوبه و امیدوارم که فاطمه و حضرت علی(ع) شفعیعش باشند...واسه شادی روح ناصر خودمون فاتحه ای بخونید
جاوید ناصریا
جمعه 3 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 12:00
امتیاز: 0 0
مینا خانم سلام
اگر لطف کنید چند عکس از لحظه ای که ناصر روی مبل ارامیده است ونینا کوچولو عزیز در اغوشش خوابیده است برایم ارسال کنید یا در وبلاگ بگزارید.
متشکرم
جمعه 3 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 14:13
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست عزیز
من فقط همین یک عکس و دارم
با سلام
سال نو را به شما تبریک عرض می نمایم
و من همیشه به یاد ناصر عبدالهی و صدای گرمش هستم
به امید دیدار
نوپا
جمعه 3 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 14:23
امتیاز: 0 0
تو را گم کرده ام امروز و حالا لحظه های من
گرفتار سکوتی سردوسنگینند
و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند نمی دانی چه غمگیینند
چراغ روشن شب بود برایم"چشمان زلال تو
کجا ماندی که من بی تو هزاران بار در هر لحظه می میرم
جمعه 3 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 16:31
امتیاز: 0 0
به احترام صدای ماندگار ناصریای بزرگ ......سلام ناصریا ....

تابودی نه شناختیمت و نه و ..... این رسم روزگار است رسیده ها چه زود میافتند......!!!!!!روحت شاد برای شادی روح ناصریا یه صلوات بفرستید ....

خداحافظ همین حالا ناصریا....
یکشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 13:23
امتیاز: 0 0
مینای عزیز سلام من هم شما رو لینک کردم منتاها در وبلاگ هنری خودم که اسمش نقطه چین های سلام تا خداحافظ اون وبلاگ مال رادیو جوانه و فقط وبلاگ هایرادیویی لینک میشه شما رو در وبلاگ اصلیم لینک کردم ...
ممنونم

روحش شاد
دوشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 00:00
امتیاز: 0 0
سلام مینا خانم
مینا جون گفتوگوی شما رو با اقا نوید خوندم خیلی خوب بود لطفا اگه ممکنه یک گفتوگو هم با اقا نامی انجام بدید من و شاید خیلی ها ی دیگه خیلی دوست داریم حرفای دل اقا نامی رو هم بدونیم ممنون مشم
دوشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 12:57
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نهایت سعیم رو می کنم اما قولی نمی تونم بدم.
خدا رو شکر از اینکه آهنگهای خدابیامرز ناصر از شبکه ۵ پخش میشه ولی کاشکی اون زمان که زنده بود این فرصت مهیا میشد . متاسفانه صدا سیما انجا که باید تلاش این عزیزان را بنمایش بذاره کوتاهی میکنه ولی حیف ناصر و امثال او ....
سه‌شنبه 7 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 12:47
امتیاز: 0 0