X
تبلیغات
نماشا
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

ناصر...مرد بارانی...

سه شنبه هفته پیش گفتگوی مفصلی داشتم با شهرام امیری.

او یکی از دوستان ناصر عبداللهیست و در آلبوم بوی شرجی با ناصر همکاری داشته است.

 آهنگ نفس بکش شهرام امیری که در دوران کمای ناصر برایش خوانده است را احتمالا اکثر شما شنیده اید.

قرار بود صحبت کوتاهی داشته باشیم اما خاطرات و حرفها گفته ها و نا گفته ها در مورد ناصر آنقدر زیاد بود که بعد از چهار پنج ساعت گفتگو با کوله باری از ناگفته ها به دلیل ذیق وقت مجبور به قطع و خاتمه گفتگو شدیم!

خوب به یاد دارم که یک روز بعد از فوت ناصر یکی از دوستانم که ناصر را از نزدیک می شناخت به من گفت هر وقت که احساس کردی ناصر را خیلی می شناسی بدان که هنوز هیچی از او نمی دانی!

این جمله بعد از گفتگو با شهرام امیری بیشتر برایم معنا پیدا کرد آنقدر گیج و مبهوت بودم که کنترل قدمهایم برایم سخت شده بود و مدام با خود می گفتم او کیست؟؟؟!

تصمیم داشتم فردای آن روز گزیده و یا قسمتی از این گفتگو را در وبلاگ بنویسم اما قسمت نشد تا امروز.

دیروز در راه برگشت از شمال در ماشین با برادرم و زن برادرم کلی در مورد ناصر حرف زدیم در حالی که صدای زیبای او در گوشمان نجوا می کرد...

پشت این پنجره ها وقتی بارون می باره...

و عجب بارانی می بارید!

چند لحظه ای هر سه سکوت کردیم و وقتی دوباره خواستم حرف بزنم اشکهای روی گونه های همسر برادرم صدایم را در گلو شکست و جایش را به بغض داد و سکوت

ناصر و پسرانش نویدونامی 

بی اختیار یاد حرفهای شهرام امیری افتادم و خاطره ای که او گفت از ناصر آن مرد بارانی!

شهرام امیری گفت سال ۷۹ ناصردر شهر زابل کنسرت داشت آن وقتهاتنها تعداد کمی از بچه های گروه ناصریا همراه او بودند و کسان دیگری گروه او را تشکیل می دادند.

در آن سالها در زابل خشک سالی بود و دو سه سالی بود که باران نمی بارید .

در حین اجرای کنسرت ناصر رو به جمعیت کرد و گفت دلتان می خواهد باران ببارد؟

جمعیت یک صدا فریاد زدند بله و ناصر گفت باشه الان کاری می کنم که باران ببارد!

و بعد گیتار خود را برداشت و خواند...پشت این پنجره ها وقتی بارون می باره و...

به گفته ءشهرام امیری چنان بارانی بارید که در حد فاصل محل کنسرت تا هتل سیلی از آب به راه انداخت!

شهرام امیری گفت ما نام ناصر را مرد بارانی گذاشتیم چون پس از زابل هم بارها و بارها این اتفاق افتاد و ناصر در هر شهری که بارن نمی بارید می خواند و باران هم ... می بارید

او ادامه داد :ناصر هنرمند بزرگی بود یک هنرمند عارف که در علوم معنوی و متافیزیک بسیار پیش رفته بود حس ششم خیلی بالایی داشت و اصلا پول در دستانش باقی نمی ماند !

امیری گفت روزی در راه اصفهان بودیم رضا کریمی با موبایل در حال هماهنگ کردن برنامه کنسرت ناصر بود و با کلافگی مدام با این شخص و آن شخص تماس می گرفت اما ناصر آرام و بدون دغدغه نشسته بود و هر از چندگاهی به رضا می گفت :رضا این کنسرت برگزار نمی شه خودت و خسته نکن! رضا هم می گفت برای چی آخه برگزارنشه همه کاراش و کردم ودرنهایت هم آن کنسرت برگزار نشد!و این اتفاق بارها افتاد مثلا می گفت این کنسرت برگزار می شه اما پولم را می خورندو یا برگزار میشه اما به هم می خوره وهمین هم می شد!

از این اتفاقها زیاد می افتاد ناصر مرد عجیبی بود و بسیار حساس که به دلیل روح هنریش اینگونه بود او به بوی چوب علاقه بسیار داشت و آن بیشتر به این دلیل بود که به کارگاه من میامد و کارهای چوب مرا تماشا می کرد و علاقه بسیاری به منبت کاری و کارهای اینچنینی داشت.اگر فقط پنج هزار تومان پول داشت و کسی به او می گفت که احتیاج به پول دارد تمام پنج هزار تومان را به او می داد و خود پیاده می رفت که البته به دلیل ارتباط معنوی او با خدا در اغلب مواقع خدا از جای دیگر دست او را می گرفت. 

او خیلی چیزها گفت که به دلیل نداشتن اجازه نمی توانم از آنها چیزی در اینجا بنویسم.

شاید بعدها بیشتر از او دانستم و گفتم

گرچه به این جمله ایمان آوردم که

هر چقدر که بیشتر ناصر را بشناسم تازه خواهم فهمید که هنوز از او هیچ جیز نمی دانم!

ازم نخواه با تو بمونم تو هیچی از من نمی دونی...(۱)

از ناصر....مرد بارانی....

با تشکر از شهرام امیری به خاطر همکاری صمیمانه شان


 برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(و این بار او از ناصر می گوید ) بر روی همین لینک کلیک کنید   

 

   

 

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

    

 

موضوعات دیگر:  

 

  • مراسمها
  • مصاحبه با ناصرعبداللهی
  • مطالب نوشته شده توسط گل مینا
  • مصاحبه با نوید عبداللهی
  • عکسهای ناصرعبداللهی
  • و این بار او از ناصر می گوید
  • نقل قول از منابع دیگر
  • عضویت در گروه ناصریا
  • نقدوبررسی
  • یادمان
  • معرفی کتاب
  • مطالب نوشته شده توسط هومن
  • موسیقی
  • به سوی او
  • اخبار
  • دانلودوبرگردان آهنگهای بندرعباسی
  • نیک بیندیشیم
  • مناسبتهای خاص
  • دانلود فایل صوتی کنسرتهای ناصریا
  • دانلود آلبومهای ناصرعبداللهی
  • فال ترانه
  • حرفهای شما   

     

     

     

    برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید. 

     

  • نظرات (64)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    اهل باران اهل دریا اهل اندو غروبیم
    از دیار شعر و شرجی از کویر و از جنوبیم

    هینجور داره اشکام میاد مینای من کاش می مردم و این روزا رو نمی دیدم
    ناصر حیف شد حیف
    پنج‌شنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 22:40
    امتیاز: 0 0
    سلام مینای گلم . مثل همیشه عالی نوشتی .
    دوباره اشک توی چشمام نشست .
    دیگه کی می تونه مثل اون باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    به باران گفتم :


    دریغ مدار

    هم - اگر

    اندک سهمی نصیبم شود

    و... باران

    - نمید

    جاوید نام و یاد ناصریا

    پنج‌شنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 22:43
    امتیاز: 0 0
    سلام
    فیض روح القدس ار باز نظر بنماید
    دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد


    شادی روحش فاتحه وصلوات نثار می کنیم
    پنج‌شنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 22:50
    امتیاز: 0 0
    با دیدن این عکس حالم باز بد شد
    فقط می تونم بگم خدایا ... خودت به داد دلمون برس
    روحش شاد و یادش گرامی
    فاتحه یادتون نره دوستای خوبم
    پنج‌شنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 23:13
    امتیاز: 0 0
    سلام .. ممنونم که خبرم کردی ... بله منم با شهرام موافقم .. ناصر حالاحالا وقت لازمه تا بشه شناخت چی بود و کی بود .... ولی خیلی دلم میگیره وقتی میگم بشناسیم کی بود ... کاش ای کاش میشد گفت وقت لازمه تا بفهمیم کیه ...
    هوای ایران بدون ناصر خیلی سنگین شده ... شایدم هوای زندگیه که سنگین شده ... وقتی بود نفس راحتتر می کشیدم . دلم خیلی براش تنگ شده ... ترمم تموم بشه میرم بندر سر خاکش ... میخوام یه چند ساعتی بشینم و باهاش حرف بزنم ...
    پنج‌شنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 23:57
    امتیاز: 0 0
    واقعاً چقدر حیف شد، حیف .......................
    بمیرم برای جگر گوشه های ناصر که نج شنبه و جمعه که میشه به جای تفریح خونه دلشون غمگین غمگین میشه. چرا آخه اگه به خود ناصر رحم نکردن باید به بچه هاش رحم میکردن، وای خیلی دلم برای ناصر تنگ شده، بدجوری دلتنگ دلتنگم. خیلی حیف شد، خیلی ..... الهی به زمین گرم بخورن. الهی بمیرن، الهی خدا لعنتشون کنه.
    ولی نمیدونم هرچی میگذره بیشتر حس میکنم که زنده ی زنده است.
    بروید ای دلتان نیمه که در شیوه ما، مرد با هرچه ستم، هرچه بلا می ماند. راست میگی ناصرم، عزیزم.........
    جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 01:26
    امتیاز: 0 0
    سلام بر شما
    چند روز قبل با یکی از دوستان که اتفاقا از اقوام و نزدیکان ناصر بود صحبت می کردیم خاطره هایی را از بودن با ناصر برام تعریف کرد که خیلی برام جالب بود. همچنین دوستم می گفت ناصریا این چند وقت آخر خیلی عوض شده بود . حرف زدنش. کاراش و خوندنش!!!نمیدونم یه حسی بهم میگه ناصر از روز واقعه خبر داشته!!!
    برای شادی روح پاکش صلوات:
    الهم صل علی محمد وال محمد...
    جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 02:58
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ...
    سلام مجدد مینا جان ... پست های گذشته ام رو مرور میکردم دیدم شما پیشنهاد تبادل لینک بهم دادین ... شرمنده من قبلا ندیدم . من شما رو لینک میکنم ... لطفا شما هم برای آدرس من این اسم رو بگذارین :‌
    وبلاگ مسعود طاهری خواننده و آهنگساز : http://marchoolak.blogfa.com
    -----------------------------------------------------------
    سایت مسعود طاهری : http://www.masoudtaheri.com
    جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 03:30
    امتیاز: 0 0
    سلام بچه ها !!!!!

    برای شادی روح ناصر گلمون ۱ زیارت عاشورا و ۱۰۰ صلوات.

    انشاء ا... روحش شاد. جان امام رضا بخونید، یادتون نره ها....

    یادمون نره بچه ها :

    ****جاوید ناصریا******
    جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 08:44
    امتیاز: 0 0
    کمی دیر آپ نمودید به گمانمان سرکار علییه به تحریض کامنتهای مغرضانه رنجش خاطر داشته اید و عطای وب را به لقایش بخشیده اید. به هر حال مسروریم و شادمان . بنده فرزند تاج الملوک هستم . خدا نگهدار عزیزم
    جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 09:47
    امتیاز: 0 0
    آن ناصر با نت تنها یش با خدا و وصل به عالم معنا را اگر کسی حتی به قدر جرعه ای دانسته باشد و فهمیده ، آنگاه طعم زهر آگین این فراق را شاید درک و داغی باشد !
    کاش می شد و آن نازنین دوست داشت تا از اسرار دانسته های سراسر بهت و روحانی او چیزی گفته ای باشم...تنها همین بس که به خود -از سر لجاجت عاشقانه و در اوج تمنایش- می گویم : دادا جان .کاش تو را از دور و با معنای ترانه هایت در کنارم می دیدم و دنیای وصل و زلالی و وقوف در عالم بالا و معنا را -حتی ذره ای-از تو به یقین نمی رسیدم تا این قدر هر شب و روز ضجه نمی زدم و بر مظلومیت و معصومیت تو نازنین افسوس نمی خوردم...
    جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:56
    امتیاز: 0 0
    سلام گلم:
    بازم قشنگ و شاهکار.عکسش واقعا قشنگ ادم بی اختیار اشکاش سرازیر میشن دستت درد نکنه.متنی هم که نوشتی قشنگ بود ؛به امید دیدار همه شما دوستان گلم در بندرعباس.فدات *****جاوید ناصریا*****
    جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 17:09
    امتیاز: 0 0
    من اسطوره ها را نمی شناسم ایا ناصر یک اسطوره نبود.
    موفق باشی
    جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 20:08
    امتیاز: 0 0
    من اسطوره ها را نمی شناسم ایا ناصر یک اسطوره نبود؟
    جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 20:13
    امتیاز: 0 0
    بعدازنقلاب موسیقى بندرعباس کلآراکدماند،على خان وحسین خان ازایران رفتندوفاطمه رضائى دیگراجازه خوندن نداشت،شرایط جنگ وانقلاب به بزرگانى نظیر حسن کریمى، صالح اتون،جعفراوج،شهدوستى،مظفرى...........حکم سکوت داد.بااین حال نوجوانان بندرعباس بدون درنظرگرفتن شرایط موجود،هروقت دورهم جمع میشدندچه درزیردرختان محله اشان و چه درکنارساحل، ترانه هاى دیروز ان بزرگان را سرمیدادند.لب دریا روى قایقهاى کنارساحل مى نشستندودسته جمعى اهنگ فهمت ببا بالا را مى خواندند
    درمحله هنرمند خیز سیدکامل بچه هازیر درختان جمع میشدند و ترانهاى شاد گذشته رامى خواندندو کم کم کار روزانه اشان این شده بود ومعیادگاهشان زیر درختان.زمانى که تعدادى ازانان زودتر مى رسیدمنتظر بقیه میشدندودسته بعدى که سرمیرسید مى پرسیدند چوک عبدالرحمن فارسى هنو نهوندن؟وبدین سان ناصرناخوداگاه لیدر ان دسته از بچه ها شد.بزرگترها کار این بچه ها را نوعى بازى کودکانه مى پنداشتندولى ناصرعزمش را جمع کرده بود که به مردم شهر ومحله اش ثابت کندکه مى خواهددراینده بهترین باشد.از همان زمان به گیتارعشق مى ورزید
    بعداز چند سال باهمکارى زنده یادصالح سنگبر گنوغ شهربندرعباس اواى عشق را سرداد
    مه صداى گرم تؤم خاک جنوب...........................
    ..............................مه گنوغم مث خوگنوغ موا
    هنردرخون جوانان ما رخنه کرده کدام استان در ایران مثل هرمزگان تنوع قومى و فرهنگى داره؟دراستانى که به۵ گویش و دهها لهجه مردمش صحبت مى کنند مسلمآ صاحب سبکهاى مختلف موسیقى هستند( گویشها:لارکى یاکمزارى،بلوچى، عربى،بندرى و گوسمندى یا میرشکارى)
    ناصرباصداى جفتى دوستک و اشعار نصرک مسحور موسیقى شدوبا الهام از رامى واشعارصالح به اوج رسید
    متاسفانه شهرستانیهاموسیقى مارا غاات کردندو با اهنگهاى تاراج شده مابه شهرت رسیدند،از ترانه هاى على خان گرفته تااشعارنصرک ونورالله اشکووصالح.............ازرضاصادقى هم نگذشتند
    وجالب اینجاست که حتى ترانه و صداى اسحق احمدى را باسم گلزارکردند دریکى از این وب سایتهازدند
    اسم ناصروموسیقى بندرعباس باهم گره خورده و تفکیک این ۲ازهم خیانت به ارمانهاى ناصر هست مهدى جان شما میگید فلان خواننده کرجى هست لابد کرجى ها باید ادعا.......... مهدى جان کرج مثل بندر سبک خاصى در موسیقى نداشت تشبیه شما کاملآ اشتباهه
    ناصرهنرمندى بود که با ترانه هاى بندرعباسى کارش را شروع کرد وبعد از رفتنش به تهران در هرالبوم دسته کم دوکاربندرعباسى داشت اصلآهدف ناصرشناسوندن موسیقى بندرعباسى به تمام ایرانیان بود والحق کارش رابنحو احسن انجام داد حالاچطورمیشه ازناصر گفت وازموسیقى بندرعباس نگفت. ناصرتعلق خاطر عجیبى به بزرگان موسیقى بندرعباس داشت اهنگهاى قدیمشون را بازخوانى میکرد وبااجراى بسیار قوى ظبط میکرد ،باچه احساس وظرافتى مینو گلستونن را میخوند
    دوستان بندرعباس هنوزم درموسیقى حرفهاى زیادى رابراى گفتن دارد،درکل ایران که مى تواند به زیبائى حسین خان و مرتضى کریمى عودبزند،؟کدام جفتى زن ازخالوقمبربهتراست؟ حتى کیوردیستهاى ما درسطح بالائى هستند از فؤادشکارى و میلادکرمستجى گرفته تا جوانان جویاى نامى مثل احسان محمودیان و مهرزادمیررستمى و صداى گیتار حمید سعید.
    مطمئن باشید بعدازخاموش شدن زودهنگام حنجره طلائى بندرعباس هنرمندان زیادى در راهند که بزودى اسمان هنرایران را تسخیر میکنند این اسامى را بیاد بسپارید: عمران طاهرى،عمارتنى،اسحق احمدى،کیانوش،معین راهبر،هادى ارمین.......... وشیرمردموسیقى بندرعباس همونى که فریادمى زند:چه افتخاربشته ازیکه خوم یه چوک بندرم ، رضاصادقى
    روحت شاد ناصر ویادت همیشه جاوید
    جمعه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 20:33
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    دوست عزیز ممنون از توضیحات جذاب و زیباتون .
    ما همه موسیقی بندرعباسی را دوست داریم و همونطور که همه هم می دونن یکی از بهترین و ماندگارترین آهنگهای ناصر(نقش جمال) بندرعباسیست و البته خیلی کارهای زیبای دیگر هم دارد...
    ما هم به هموطنان و هنرمندان بندرعباسیمان افتخار می کنیم.
    خود من روزهای اول چیزی از زبان بندرعباسی نمی فممیدم اما حالا به خاطر علاقه وافرم به موسیقی بندرعباسی پیشرفت چشمگیری در یادگیری این زبان داشته ام.

    آرزوی ما موفقیت هنرمندان هموطنمونه
    سلام

    سلام گرم من به مینا عزیزم

    و سلامی پر از عشق به همه عاشقان ناصر همیشه جاوید

    دوستانم مدتی بود که نمیتونستم به شما سر بزنم

    حسابی دلتنگتون شده بودم.

    همه نوشته ها ، همه حرف و حدیثا رو خوندم.ای کاش

    میتونستیم باور کنیم که همه رفتنی هستیم ، خوب یا بد.

    اگر اینطور میشد شاید خیلیها یاد می گرفتن چطور باید

    از بزرگتر ها یاد گرفت.


    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 01:05
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام شیوا جون خوش اومدی منم دلتنگت بودم خوشحالم که برگشتی


    اگر روزی دشمنی پیدا کردی ، بدان:
    در رسیدن به هدفت موفق بودی

    اگر روزی تهدیدت کردند ، بدان:
    در برابرت ناتوانند

    اگر روزی خیانت دیدی ، بدان:
    قیمتت بالاست

    اگر روزی ترکت کردند ، بدان:
    با تو بودن لیاقت میخواهد



    ** تقدیم به ناصریا**
    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 01:19
    امتیاز: 0 0
    اگر چه نزد شما تشنه سخن بودم
    کسی که حرف دلش نگفت. من بودم
    دلم برای خودم تنگ میشود. آری
    همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم
    نشد جواب بگیرم سلامهایم را
    هر آنچه شیفته تر از پی شدن بودم
    چگونه شرح دهم عمق خستگیها را
    اشاره ای کنم. انگار کوه کندم
    من آن زلال پرستم در آبگند زمان
    که فکر صافی آبی چنین لجن بودم
    غریب بودم و گشتم غریب در غمها
    دلم خوش است که در غربت وطن بودم
    دلم خوش است که در غربت وطن بودم
    عشق است . عشق است
    عشق . عشق . عشق... ناصریا..........................

    دلم برای تو تنگ شده ............ آری .................
    جالبه هنوز باورم اینه که رفته به یه سفر ولی دیر یا زود برمی گرده............. پروازشو باور ندارم. چرا ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 02:24
    امتیاز: 0 0
    سلام بچه ها !!!
    امروز یه حالی شدم وقتی آهنگ ناصریا رو از شبکه تهران دیدم، اصلاً آروم و قرار نداشتم، بغض گلوم رو گرفته بود. با اینکه سر کارم دیرم شده بود ولی همینطوری جلوی تلویزیون میخکوب شدم، حتی این آقاهه که میاد و ورزش اجرا میکنه تو شبکه تهران هم داشت باهاش لب خونی میکرد، بعدش هم محمد سلوکی شروع کرد از ناصر تعریف کردن و گفت خدا رحمتش کنه ناصر عبداللهی رو اون جزء یکی از خوانندگان محبوب و معروف بود، و بعد محمد سلوکی گفت امروز شنبه اس و دیروز جمعه بوده، همین الان یک صلوات برای شادی روحش بفرستیم و بعد فرستادند و گفت بیخود نیست مبگن آدم کاری کنه که با نیکی ازش یاد کنن. نمیدونین چقدر شارژ و خوشحال شدم که یادی از ناصر گلمون شد.
    بچه ها یادمون نره :
    ****** جاوید ناصریا *******
    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 07:56
    امتیاز: 0 0
    تازگی ها ، بعد از انتشار هر پست ، باید حداقل دو سه بار بیام این جا تا بتونم چیزی بگم ، بنویسم .
    همش می گفتم این اصطلاح « مرد بارانی » چقدر برام اشناست . فکر کنم رضا کریمی هم به این قضیه جایی اشاره کرده بود .
    و چند نکته هست که نظر شخصی منه :
    ۱ـ این که با دونستن چیزایی ، در هر موردی ، آدم ترجیح میده یا به نوعی تشخیص میده که نباید بیشتر بگه ، کاملاْ حق با شماست . شاید زمان بیشتری بخواد گفتنشون . و همچنین نیروی بیشتری ! منم با گفتن و داد زدن همه چیز موافق نیستم . خیلی خوب نوشتید .
    اگه باز هم بتونید زحمت بکشید و با افراد دیگه ای که ناصریای عزیز رو می شناختند ، گفتگوهایی انجام بدید خیلی عالی می شه . می دونم حتما به فکرش هستید . اگه این گفتگوها یه کم جنبه فنی هم داشته باشه ، در مورد سبک و سیاق ناصریا و ویژگی هاش که زیاد هم پیچیده نباشه بیانشون . باعث می شه هنرمند محبوبمون رو بیشتر بشناسیم .
    ۲ـ از لطف دوستای دیگه مون مث قیصر هم ممنون . اطلاع رسانی می کنن و باعث می شن ما هم شناختمون در مورد چیزایی که دوست داریم بیشتر بشه .
    برای شما هم ارزوی موفقیت بیشتر دارم ، به خصوص در راه بزرگی که در پیش گرفتی ، دوست عزیز !
    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 10:48
    امتیاز: 0 0
    سلام به مدیر محترم وبلاگ ناصر عبداللهی.
    من میدانم که شما کار سیاسی نمیکنید.برای همین سیاسی نگفتم
    اما بعنوان یک آدم مومن دوستدار ولایت که از ناصر عبداللهی بدم نمیومد خواستم در مورد مرگ ناصر توضیح بدهم.
    امیدوارم نظر من رو رد نکنی چون برای شما احترام قائلم.
    چرا اینروزها خیلی جماعت کم خرد میگن ناصر عبداللهی رو مثلا وزارت اطلاعات کشته؟
    به این شایعات دامن نزنیم و روی مرگش دیگر فکر نکنیم.مگر مهم است که چرا کشتند اورا؟
    فکر کنیم که ناصر رو جماعت اهل سنت کشتن و شاید چیزهای دیگر چون من هرجا که میرسم میگویند ناصراذیت میشد.اجازه فعالیت نداشته.چرا دروغ میگویید؟ناصر بعضی وقتها حرف میزد که منظور آنچنانی نداشته.
    مجوز انتشار آثار هم میدادند حال خودش پیش از رفتنش کمی ناراحت بوده از ناراحتی اینها را گفته که مجوز نمیدهند و با اهداف من مخالفند.
    دیگر به مرگ او فکر نکنید برادران و خواهران مومن و مومنه من چون هرچه بیشتر در پی علت مرگ عبداللهی بروید بیشتر اشتباه میکنید
    ناصر میگفت ان شا الله شر ظلم و فساد از دنیا برداشته بشود با ظهور آقامون مهدی (عج).منظورش ظلم آمریکایی بود نه چیز دیگری.
    گروهی فرصت طلب اینها را بهانه ی شایعات کذب خود میکنند و میگویند ناصر را کشتند به خاطر هدفش
    حالا که رفت دیگر نیست.هیچ اتفاقی نیوفتاده است.او نباشد هم من و شماها هستیم با قلم دفاع کنیم از ملتهای مظلوم علیه ظلم اسراییل و امریکا
    بر حسب وظیفه ی شرعی اینکار را کردم تا ان شا الله مردم ما که که بسیار فهیمند.مرگ ناصر عبداللهی را رها کنند و به مسائل مهم تری بپردازند.
    مدیر محترم وبلاگ امیدوارم به نظر من هم احترام گذاشته شود و آن را مورد تایید قرار دهید تا دوستانی که این شایعات را میشنوند سریعا بدانند که فتنه دشمن است ان شا الله.
    برادران و خواهرانم بر حسب وظیفه شما هم به دوستان خود اطلاع دهید که مرگ عبداللهی به این صورت شایعه است.
    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:34
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    حالا که رفت دیگر نیست.هیچ اتفاقی نیوفتاده است؟؟؟!!!!!!!

    واقعا شما به جان یک انسان اینگونه نگاه می کنید؟

    اگر با خود شما همین رفتاربشه خوشتون میاد؟

    آره خوب اصلا جان انسانها مهم نیست پس چرا نگران انسانهای مظلوم هستید ؟

    کره زمین ۳ میلیارد جمعیت دارد یکی یا صدهزار نفر کمتر چه توفیری دارد ؟!
    چه شد که اینگونه شدیم؟!
    کسانی که به وبلاگ سر میزنید ناصر را بزرگ نکنید و به علت مرگش نپردازید.خوب نیست.
    با نا اهلانی که اینجا می آیند و شواهد ناقص هیچ چیز مشخص نیست.پس دیگر به مرگ او نپردازید.
    شاید اختلاف خانوادگی باشد.از کجا اینقدر مطمئن حرف میزنید؟
    من وظیفه داشتم اجازه ندهم این شایعات ساخته شود متاسفانه خیلی ها این حرفها را میزنند.
    نباید این حرفها زده شود و روی این مکسایل کم اهمیت اینقدر حساس شد.
    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:44
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    مساله کم اهمیت؟؟؟!!!
    شما به مرگ یک هنرمند یک اسطوره موسیقی کسی که این همه طرفدار و دوستدار داشته می گید مساله کم اهمیت؟
    ناصر را هرکه کشته این موضوع کم اهمیت نیست اگر ما بیش از این حرفی نمی زنیم یا اعتراضی نمی کنیم به دلیل همون حرفهایه که شما گفتید
    چون وضعیت داخل کشور به گونه ایه که نباید درحال حاضر هیچ گونه تشنجی ایجاد بشه
    اما برادر فهمیده این مساله کم اهمیت نیست الان یک مهاجر افغانی را بکشند نیروی انتظامی تا قاتلش راپیدا نکند دست بردار نیست آنوقت شما می گویی مرگ ناصر کم اهمیت است؟!
    لطفا با این حرفها کل نظام امنیتی کشور و زیرسوال نبرید چون خیلی تاسف آوره که فکر کنیم تو مملکتمون جون آدما ارزش نداره!
    در پاسخ به برادر صابر:

    در آن شهری که مردانش عصا از کور می دزدند


    من خوشدل محبت جستجو کردم

    الحق که راحت شدی ناصر..........
    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 12:30
    امتیاز: 0 0
    صابرازکجابااین همه باعتمادحرف میزنید اینکه درقتل ناصر اطلاعات دست نداشته ۱۰۰٪ موافقم ولى براساس کدوم ادله ومدرک قتل ناصررابه اهل سنت ربط میدهید مگرشیعه یا سنى بودن جرم هست؟ بااین حال مردم بندعباس شیعه و سنى سالهاست کنارهم زندگى مسالمت امیزى دارند وازاین بابت هم اصلأباهم مشکلى ندارند بندرعباسى ها هنرمندانشون را فقط بخاطرهنرشون دوست دارند نه مذهبشون میناجان لطفآ کامنتهاى راکه تنش ایجاد میکنند تأئید نکن متشکرم
    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 15:17
    امتیاز: 0 0
    سلام گلم:
    قبل از هرچیز شرمنده من باز اشتباه کردم کامنت خالی فرستادم تا یید نکن مرسی.دوستان محترم چرا هر دفعه به یه بهانه ای خیال ما را اشفته میکنید.لطفا به موضوع توجه کنید بعد کامنت بذارید.اینکه ناصر جان چرا و چگونه رفتند اگر برای شماها مهم نیست دلیلی نداره از بقیه هم همین را بخواهید:یا میگید ناصر جان را بزرگ نکنید اگر شما اینطور فکر میکنیدمیتونید اینجا نیایی در ضمن ادمهای کوچک را هیچوقت نمینوان بزرگ کرد همانگونه که ادمهای بزرگ را نمیتوان کوچک کرد.خواهش میکنم بس کنید و نظراتتان را برای خودتان نگه دارید. ****جاوید ناصریا****
    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 16:19
    امتیاز: 0 0
    salam mina jan chera nemishe ma ham goftehaye shahram amiriyo dar mirede naser bedonem shahram nakhaste begi ya to sait nemishe goft? lotfan baramon off bezar age momkene,mersi
    شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 23:06
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    آنچه که گفتنی بود گفتم
    لالالالا دیگه بسه گل لاله
    بهار سرخ امسال مثل هر ساله

    هنوزم تیر ترکش قلبو می شناسه
    هنوز شهر زیر سرب و چکمه می ناله

    نخواب آروم گل بی خوار و بی کینه
    نمی بینی نشسته گوله تو سینه

    آخه بارون که نیست رگبار باروته
    سزای عاشقای خوب اینه

    نترس از گوله دشمن گل لادن
    که پوستش شیرپوست سرزمین من

    اجاق گرم سرمای شب سنگر
    دلیل تا سپیده رفتن و رفتن

    نخواب آروم گل بادوم ناباور
    گل دل نازک خسته گل پرپر

    نگو باد ولایت پرپرت کرده
    دلاور پرکشیدن رو بگیر ازسر

    دوباره قد بکش تا اوج فواره
    نگو این ابر بی بارون نمی ذاره

    مثل یار دلاور نشکن از دشمن
    ببین سرمیشکنه تا وقتی سرداره

    نذاشتن همصدایی رو بلد باشیم
    نذاشتن حتی باهم دیگه بد باشیم

    کتابای سفیدو دوره می کردیم
    که فکر شب کلاهی از نمدباشیم

    نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب
    نگو روزها دوباره بپریم از خواب

    بیا بامن نترس از گوله دشمن
    بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب

    نگوتقوای ما تسلیم و ایثار
    نگو تقدیر ما صدتا گره داری

    به پیغام کلاغهای سیاه شک کن
    که شب جز تیرگی چیزی نمیاره

    نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
    نخواب وقتی که خون از شهر سرازیره

    بخون وقتی که خوندن معصیت داره
    بخون بامن بیاتامن نگو دیره

    عزیزه جمعه های عشق و آزادی
    کلاغ پر بازی با تو عالمی داره
    یکشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 04:10
    امتیاز: 0 0
    سلام و سلام به شما دوستان خوبم......
    شاید باورتان نشود ولی از آن روز که ناصر از پیشمان رفته چند با رخوابش را دیدم . حالم جور دیگری است . ناصر درخواب بامن حرف می زند در بیدار ی هم همین طور
    ۱ماه بهداز پرواز ناصریا خواب اورا دیدم این خواب در زمان ورود حجاج به مکه بود و من اورا دیدم که روی تپه ای ایستاده ولباس احرام پوشیده و دیگر نمی گویم .....
    یکشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 15:07
    امتیاز: 0 0
    علیرضا جان با خوندن کامنت تو حالم بد جوری خراب شد . الان که دارم می نویسم دستام یخ کرده ...
    من چند شب پیش خواب دیدم که ناصر رفته خونه ی خدا...
    کسی توی خواب به من گفت ناصر رفته مکه ...
    چه حال غریبی دارم ...
    خوش به حال ناصر...
    باز مثل همیشه مثل وقتی که به خوابم میاد ، ساکت بود .
    هیچی نمی گفت ...
    تعبیر این خواب چی می تونه باشه جز خوبی و پاکی ناصر؟
    روح بلندش همیشه شاد
    یکشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 22:42
    امتیاز: 0 0
    سلام!
    واقعا همه ی ما هیچی از ناصر نمیدونیم.
    کاملا موافقم.
    موفق باشی فعلا...
    یکشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 23:40
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا جان و دوستان عزیز این روزا حال عجیبی دارم جیگر گوشه ما کجاست ؟ واقعا ناصر حیف شد متاسفانه هر روز که میگذره از ناصر عزیز در رسانه ها کمتر یاد می کنند من نظرم اینه یک بار دیگه همه به برنامه عبور شیشه ای اس ام اس بدیم
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 00:20
    امتیاز: 0 0
    امشب نشسته بودم پای تلویزیون . صندلی داغ با حضور جواد خیابانی از جام جم ایران پخش می شد . آقای نجفی از جواد خیابانی پرسید بهترین خواننده از نظر شما کیه ؟
    آقای خیابانی گفت :
    مرحوم ناصر عبداللهی . و اشک توی چشماش جمع شد . بعد آهنگ نازتکه پخش شد . و چند تا از عکس های ناصریا که مربوط به برنامه صندلی داغ بود رو نشون دادن .
    روحش شاد
    یادش دوباره زنده شد


    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 00:53
    امتیاز: 0 0
    ممنون که به من سر زدی وبلاگ سالاری داری
    روح ناصر شاد
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 09:20
    امتیاز: 0 0
    با سلامی دوباره
    کم کم حس کردم که از ادامه مسئولیت خسته شدید. امیدوارم که اراده استواری پیدا بکنید و همچنان بدون اینکه از حرفای جماعتی که فکر میکنند ما از این هنرمند فقید بت ساختیم خرده نگیرید و به رسالت سنگینی که بر دوشتان قرار گرفته همچنان ادامه بدید. من به شخصه از اینکه جایی رو پیدا کردم تا بتونم دردل کنم و همچنین با خاطرات و منش این هنرمند فقید ارتباط تنگاتنگی پیدا بکنم از شما نهایت تشکر را دارم. به نکته ظریفی اشاره کردید به نظر من ناصر از رفتنش آگاه بود . اینو میشه از دو سه ماه قبل از رفتنش تو اجراهای آخرش کاملا حس کرد. بهر حال اگه کاری از دستمان بربیاید دریغ نکنید.
    ((((((((((((((((((((((((((((ماندگار ناصریا))))))))))))))))))))))))))
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 10:17
    امتیاز: 0 0
    با سلامی دوباره
    کم کم حس کردم که از ادامه مسئولیت خسته شدید. امیدوارم که اراده استواری پیدا بکنید و همچنان بدون اینکه از حرفای جماعتی که فکر میکنند ما از این هنرمند فقید بت ساختیم خرده نگیرید و به رسالت سنگینی که بر دوشتان قرار گرفته همچنان ادامه بدید. من به شخصه از اینکه جایی رو پیدا کردم تا بتونم دردل کنم و همچنین با خاطرات و منش این هنرمند فقید ارتباط تنگاتنگی پیدا بکنم از شما نهایت تشکر را دارم. به نکته ظریفی اشاره کردید به نظر من ناصر از رفتنش آگاه بود . اینو میشه از دو سه ماه قبل از رفتنش تو اجراهای آخرش کاملا حس کرد. بهر حال اگه کاری از دستمان بربیاید دریغ نکنید.
    ((((((((((((((((((((((((((((ماندگار ناصریا))))))))))))))))))))))))))
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 10:17
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ممنون از حمایت شما دوست گرامی
    ممنون از اینکه حالمو فهمیدید.
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:18
    امتیاز: 0 0
    ناصر می خوام بیام پیشت بندر هستی؟
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:25
    امتیاز: 0 0

    بچه ها برای شادی روح ناصر ۵ صلوات بفرستید.

    الهم صل علی محمد و آل محمد
    الهم صل علی محمد و آل محمد
    الهم صل علی محمد و آل محمد
    الهم صل علی محمد و آل محمد
    الهم صل علی محمد و آل محمد

    امیدوارم روحش شادتر بشه ....

    بچه ها یادمون نره :
    ******** جاوید ناصریا ********
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 11:43
    امتیاز: 0 0
    سلام به همه دوستداران ناصریا
    من رضا کریمی هستم که سالها مدیر برنامه ناصر بودم و خواهش میکنم که همگی در مقابل مواردیکه موجبات رواج شایعات ناروا میشود را بگیریم.
    سعی میکنم من بعد در وب حضوری فعال داشته باشم.
    دوستدار همتون
    رضاکریمی
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 14:22
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام آقای کریمی

    چقدر خوشحالم از حضور شما
    خیلی وقت بود که منتظرتون بودیم

    حضور شما در این وبلاگ باعث افتخار ماست

    خیلی خیلی خوش آمدید
    مینای عزیز
    وقتی کامنت آقای کریمی رو خوندم نمی دونی چقدر خوشحال شدم !
    به شما و همه بچه های گروه ناصریا و دوستداران ناصریا عزیز و جاودانه تبریک می گم . من مطمئنم تلاش های بی شائبه تو و علاقه وافر همه ما به اون مرحوم و دور بودن از غرض ورزی و زیاده روی ها که تا حالا همین طور بوده ، ادامه پیدا می کنه و به بار می شینه !
    امیدوارم بشه با ارتباط با اقای کریمی به نتایج بهتری رسید . به خصوص که ایشون قول دادن حضور فعال تری در این جا داشته باشن .
    بازم بهت تبریک می گم !
    رحمت بر روان ناصریا ، صدایش ماندگار و یادش پایدار !
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 15:20
    امتیاز: 0 0
    سلام به همه ناصریایی ها امیدوارم همگی خوب باشین.
    من بیوگرافی کامل ناصر عزیز رو میخوام.
    کی میتونه برای داشتنش کمکم کنه؟
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 15:24
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    تو پستهای قبلی (نقل قول از منابع دیگر) اگه بگردید بیوگرافی ناصر هست
    تو این وبلاگ هم می تونین بگردین

    مثل روزای بارونی
    http://www.baro0n.blogsky.com/
    سلام
    دیشب تو کانال ایران موزیک در برنامه نوای آریایی یادی از ناصر عبداللهی شد و قسمتی از مراسم چهلم که در تهران برگزار شده بود را نشان داد. مجری برنامه با شهرام امیری هم صحبت کرد. او از خوبی های آن مرحوم گفت.
    مجری برنامه از او پرسید کدام آلبوم آن مرحوم را دوست دارید؟ او گفت: آلبوم بوی شرجی خصوصا آهنگ احمد ثانی
    بعد قسمتهای از خواندن رضا صادقی را نشان داد.
    بازم دست این شبکه درد نکنه که به یاد تاصر صحنه هایی را پخش کرد.
    فقط همین جمله می تونم بگم: حیف شد که رفتی کاش می ماندی.........
    جاوید نام و یاد ناصریا
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 16:11
    امتیاز: 0 0
    سلام....
    روحش شاد..
    ---
    دعوت به تبادل لینکتون رو حتی یه طرفه پذیرفتم...ناصریا بیشتر از اینها حق داره...
    --
    به نظرم اگه بتونین یه سایت حرفه ای و اختصاصی بزنین خیلی بهتره...
    من هم تا جائی که بتونم کمکتون میکنم...
    میتونین به من پی ام بدین یا میل بزنین...
    شان ناصریا بیشتر از اینهاست...
    ---
    در پناه حق
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 19:00
    امتیاز: 0 0
    سلام به همه دوستان و دوستداران ناصریای عزیز
    مینای گلم سلام
    خیلی خوشحال شدم وقتی آقای کریمی رو هم تو جمع صمیمون دیدم ایشالله که با کمک این دوستان هر روز بتونیم چیزای بیشتری در مورد ناصر بدونیم.
    روحش شاد
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 20:48
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا جون . خیلی خوشحالم که بالاخره آقای کریمی هم اینجا کامنت گذاشتن . نمی دونی چقدر خوشحال شدم وقتی کامنت ایشون رو خوندم .
    آقای کریمی خوش آمدید به جمع ما .


    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 22:52
    امتیاز: 0 0
    زمین از کفر می سوزد...
    http://banooye-shabnampoosh.blogfa.com/
    دوشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 22:55
    امتیاز: 0 0
    وای مینای عزیزم، مینای گلم دستت درد نکنه، خیلیه که تو تا حالا تونستی دوستای ناصر رو با ما اینجا صمیمی کنی. کسایی که من اصلا باورم نمیشد بیاند و راحت در مورد ناصر بخوان صحبت کنن. نوید عزیز،اسحاق عزیز، استاد شیوای عزیز، شهرام امیری و رضا کریمی عزیز و .... این خیلی خوبه، این یعنی اینکه که تو حالا خیلی موفق کار کردی. این نشون میده که تو تاحالا خیلی حرفه ای کار کردی که این دوستان حاضر شدن بیان در مورد ناصر حرف بزنن و کامنت بذارن. اگه کاری داشتی من یکی با جون و دل در خدمتم. توروخدا مینا جون در هر زمینه ای کاری داشتی به ما بگو، مارو دوست خودت بدون، من میدونم وبلاگداری خیلی سخته، اونم وبلاگی که هر روز باید up بشه، پس تعارف نکن. امیدوارم همیشه موفق باشی و از ناصر برامون بنویسی.

    بچه ها یادمون نره :
    ****** جاوید ناصریا *******
    سه‌شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 08:01
    امتیاز: 0 0
    سلام امیر آقا من هم با پیشنهادتون موافقم، به نظر من لیاقت ناصر عزیز و گروهش بیشتر از اینهاست. امیر آقا میخواستم بگم اگه کمکی از دست من، یعنی در اصل ما، بچه های گروه ناصریا، کمکی از دستمون بر میاد اعلام کنید. بالاخره من میدونم Update کردن سایت به این بزرگی کار مشکلیه، اونم هر روز. بازدید کنندگانش هم زیاد آدمهای معمولی نیستند که زود راضی بشن، به خاطر همین از طرف خودم و هم بچه های ناصریا که مطمئنم با نظر من موافقند اعلام میکنم که ما در مورد هر کمکی حاضر و آماده هستیم، چه مالی، چه کاری. سعی میکنیم از جان و دل مایه بذاریم. به خاطر اینکه این سایت مطمئنم به حمایت ما نیاز داره........ هرچند مینا میخواد تنهایی برای ناصر مایه بذاره و تموم کارش رو خودش انجام بده، ولی باید بگم ما هم عضو گروه ناصریا هستیم و باید سهیم باشیم.

    بچه ها یادمون نره :
    ******** جاوید ناصریا ********
    سه‌شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 08:24
    امتیاز: 0 0
    خدا ناصر بیا مرزه من عاشق آهنگاش بودم . خیلی با وبلاگتون حال کردم خسته نباشی یه سری به ما هم بزن
    سه‌شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 09:16
    امتیاز: 0 0
    چرا رفتی ناصر؟ خیلی زود بود خیلی ......................................................................................................................................................................................................
    سه‌شنبه 1 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 15:19
    امتیاز: 0 0
    1 2 >>