X
تبلیغات
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

ناصر عبداللهی مرد بی نقاب

دیروز تماسی داشتم با استاد بهمنی و گفتگویی کوتاه با ایشان داشتم که در پستهای بعدی شرح آن را خواهم نوشت .

استاد گفت اگر می خواهی اطلاعات بیشتری در رابطه با ناصر کسب کنی شماره ء خانمی را می دهم با ایشان تماس بگیر

گفت اتفاقا ما الان مهمان ایشان هستیم و در منزل او حضور داریم من هم شماره را یاد داشت کرده و با آن خانوم تماس گرفتم.

نام آن خانوم ح.عظیمی بود یکی از دوستان خانوادگی ناصرعزیزکه از 7 سال پیش یعنی بعد از بیرون آمدن کاست عشق است با خانواده ناصر در ارتباط بوده و به قولی در جریان خیلی از اتفاقات زندگی ناصر بوده است.

خیلی با هم صحبت کردیم بیشتر از یک ساعت از خیلی چیزها سخن به میان آمد از سختیهای کار ناصر و مشکلات خانوادگیش گرفته تا شایعات ناجوانمردانه ای که برایش ساختند و مرگ تاثر انگیزش.

اگر بخواهم تمامی صحبتهای ایشان را در اینجا به نگارش در آورم متن طولانی شده و از حوصله خارج خواهد شد پس به گفتن چکیده ای از مهمترین نکاتی که در گفتگویمان مطرح شد بسنده می کنم. 

 

او مردی بود شوخ طبع و گرم به دوستدارانش عشق می ورزید و محبتش را با تمام وجود به دیگران ابراز می کرد با وجود این که مشکلات بسیاری داشت و زندگی سخت اما با این حال در برخوردش با دیگران همواره سعی می کرد بشاش باشد وانرژی مثبت به دیگران بدهد.

اگر کسی خوبی در حقش می کرد تا آن را تا چندین برابر جبران نمی کرد خیالش راحت نمی شد گرم و صمیمی بود و ساده و یک رنگ از دو رویی و تظاهر متنفر بود با همه بامهربانی و روی خوش برخورد می کرد و هیچ وقت شهرت او را از اصل خود دور نکرد.

خاطره ای که در این رابطه دارم اینست که پیرمردی بود لبو فروش که کنار خیابان لبو می فروخت هر بار که با او برخورد می کردیم ناصر از او لبو می گرفت و کنارش می ایستاد و لبویش را می خورد و با پیرمرد خوش و بش می کرد جوانانی که او را می دیدند با تعجب به سمتش می آمدند و می گفتند آقای عبداللهی شمایید؟!!! وایسادید کنار خیابان لبو می خورید؟ناصر هم در جوابشان می گفت بله چه اشکالی داره؟ مگه من چه فرقی با مردم دیگه دارم عشق من همین مردمن و خودم هم جزئی از آنها.

سادگی جزلا ینفک وجود او بود. روزی یکی از دوستان در حال عکس گرفتن بود برای کتاب "عشق است" لباس چهارخانه ای به تن داشت ناصر هم آنجا بود با خنده رو به آن دوستمان کردو گفت : "تا کی می خوای چهارخونه باشی یه کم ساده تر باش" و این جمله آنقدر جمع را تحت تاثیر قرار داد که همین جمله ءناصر در آن کتاب نگاشته شد.

بسیار خانواده هایی بودند که ناصر به آنها کمک می کرد و هر آنچه در توانش بود از لحاظ مالی و معنوی در اختیار آنها قرار می داد.

دردهای بسیاری در زندگی داشت خیلی تنها بود اغلب او را درک نمی کردند و نمی فهمیدند.عده ای از کسانی که با او دوست می شدند بیشتر در پی این بودند که از طریق او خود را بالا بکشند و او این را خوب می فهمید و این مسائل او را از لحاظ روحی دگرگون می کرد و به هم می ریخت البته دوستان خوبی هم داشت که محبت خود را به او نشان می دادند اما خوب...

در این یک سال آخر در تهران بسیار به ریخته بود به آلبوم آخرش مجوز نمی دادند از لحاظ روحی و مالی وضع خوبی نداشت وزندگی برایش سخت تر از همیشه شده بود .

در اینجا خانم عظیمی سکوت کرد و بعد با بغضی گفت ناصر سختیهای بسیاری کشید طوری که رفتن برایش خیلی بهتر بود او راحت شد...

در مورد شایعات باید بگویم برای ناصر ارتباط جسمانی بسیار بی ارزش بود او در پی عشق و محبت بود و برقرار کردن ارتباط روحی با دوستان و دوستدارانش و هر چه غیر از این در مورد او بگویند کذب محض است.

در مورد ازدواج دومش بگویم.

در حال حاضر در این اجتماع این همه آدم هستند که از همسرانشان جدا می شونداما هیچ کس نمی فهمد . در بین هنرپیشگان و خوانندگان ما هم این مسائل کم نیست طرف را می بینی زن سوم و چهارم را هم می گیرد اما آب از آب تکان نمی خورد زیرا طوری زیرزیرکی این کار را انجام می دهند که کسی نمی فهمد آنها نقاب بر چهره می زنند و همه چیز را می پوشانند "اما ناصر مرد بی نقاب بود" او هر چه بود رو بود و عیان هیچ چیز را از دیگران پنهان نمی کرد بماند که گاهی در قبال بعضی از مسائل سکوت می کرد با اینکه می دانست سکوتش به ضررش می باشد اما به خاطر غیرت و مردانگیش سکوت می کرد و هیچ نمی گفت.

و اینکه او به هیچ عنوان حتی سیگار هم نمی کشید چه برسد به مواد مخدر . حتی اهل قرص خوردن هم نبود و تنها قرصی که هیچ وقت دست رد به آن نمی زد قرص لاغری بود!

و هر دو خندیدم و ایشان ادامه داد

هر بار حرف از قرص لاغری می شد ناصر سریعا می گفت برای من هم از این قرصها بیاور.او به تناسب اندامش خیلی اهمیت می داد و به زیبایی; زیرا معتقد بود که خدا زیبایی را را دوست دارد همواره به ما می گفت به خودتان برسید و خود را دوست داشته باشید نه اینکه فکر کنید زیبایی مصنوعی نه زیبایی طبیعی و ساده را دوست داشت.

ناصر بنده خاص خدا بود خداوند موهبتهای زیادی در اختیاراو قرار داده بود .حلاوت صدای ناصر وملودیهای زیبا و دلنشینش نشان از عشق اوست به خدا و ارتباط زیبایی که با خدای خود ایجاد کرده بود.

تمام شایعات کذب محض است و به قول شما ناجوانمردانه به ناصر روا داشته شده که البته به هیچ عنوان این وصله ها به او نمی چسبد .

بازهم تکرار می کنم ناصرعبداللهی مردی بود بدون نقاب صاف و ساده و بی ریا و کسانی مثل او بسیار کم هستند آن هم در این روزگار دورنگی .

و در آخر هم دلم می خواهد از طرف من تشکر کنید از پرویز پرستویی .مردی که روح بزرگی داردو این افتخار را داد تا در آلبوم عشق است که اولین آلبوم ناصر بود با او همراه شده وبدون دریافت وجهی دکلمه های این البوم را اجرا کند.

صحبتها مفصل بود برخی را به دلایلی ذکر نکردم و باقی را تا جایی که امکان داشت برایتان نوشتم من هم از خانوم عظیمی و همچنین استاد بهمنی نهایت تشکر را دارم و ممنونم که با من همکاری کردند.

یا حق 


 

برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(و این بار او از ناصر می گوید ) بر روی همین لینک کلیک کنید   

 

   

 

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

    

 

موضوعات دیگر:  

 

  • مراسمها
  • مصاحبه با ناصرعبداللهی
  • مطالب نوشته شده توسط گل مینا
  • مصاحبه با نوید عبداللهی
  • عکسهای ناصرعبداللهی
  • و این بار او از ناصر می گوید
  • نقل قول از منابع دیگر
  • عضویت در گروه ناصریا
  • نقدوبررسی
  • یادمان
  • معرفی کتاب
  • مطالب نوشته شده توسط هومن
  • موسیقی
  • به سوی او
  • اخبار
  • دانلودوبرگردان آهنگهای بندرعباسی
  • نیک بیندیشیم
  • مناسبتهای خاص
  • دانلود فایل صوتی کنسرتهای ناصریا
  • دانلود آلبومهای ناصرعبداللهی
  • فال ترانه
  • حرفهای شما   

     

     

     

    برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید. 

     

  • در مورد مرگش باید بگویم که من خود روز دوم او را در آی سی یو دیدم ...همه چیز عیان بود ...

    نظرات (47)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    سلام به دوست خوبمون گل مینای عزیز و باقی دوستان
    گفت و گوی خیلی زیبایی و جالبی بود . دستتون درد نکنه .
    کتاب عشق است ؟ در بازار موجوده ؟‌ من یه کتاب با همین عنوان دیدم که خیلی کوچیکه و فقط متن ترانه های این کاست رو دربرداره . این با اون فرق داره ؟ اگه چیزی می دونید می شه اطلاعات بیشتری بدید ؟
    واااااااااای ......... احسنت و تبریک به آقای پرستویی نازنین با این روح بزرگش ! خدا برامون حفظشون کنه !
    رحمت بر روح پاک ناصریای عزیز
    یادش جاودان و صدایش ماندگار
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 05:59
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    خانوم عظیمی گفت تو صفحاتش عکسهایی از ناصر و یکی دو تا دیگر از دوستان هست!
    من که ندارم این کتاب و اما شاید تو چاپای اولی به اون صورت بوده.
    بسیار از مطالب این پست استفاده کردیم . جا داره از این که وقت گذاشتین برای این کار از شما به نوبه ی خودم تشکر کنم.
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 06:00
    امتیاز: 0 0
    دلم تنگه از این جدایی وااای بر من
    از این دیر آشنایی واااااااااای بر من
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 06:13
    امتیاز: 0 0
    وای مینا جونم دستت درد نکنه. خیلی غافلگیر شدم تا این مطالب رو خوندم. وای چه خاطرات نازی، آخی.
    *تا کی می خوای چهارخونه باشی یک کمی ساده تر باش.... *
    یا لبو می خورده، وای تو ذهنم که میارم خیلی دلم واسش تنگ میشه.

    از همینجا هم یک دست مریزاد به پرویز پرستوی عزیز میگم که واقعاً خیلی بزرگمرد و با معرفته......

    ***جاوید ناصریا***
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 09:26
    امتیاز: 0 0
    وای مینا جونم دستت درد نکنه. خیلی غافلگیر شدم تا این مطالب رو خوندم. وای چه خاطرات نازی، آخی.
    *تا کی می خوای چهارخونه باشی یک کمی ساده تر باش.... *
    یا لبو می خورده، وای تو ذهنم که میارم خیلی دلم واسش تنگ میشه.

    از همینجا هم یک دست مریزاد به پرویز پرستویی عزیز میگم که واقعاً خیلی بزرگمرد و با معرفته......

    ***جاوید ناصریا***
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 09:27
    امتیاز: 0 0
    سلام
    خیلی خوشحالم که هنوز دوستانی هستن که صادقانه از خوبیهای اون عزیز بزرگوار بگن
    مینا جون از اینکه تلاش می کنی خیلی ممنونم و مطمئنم که خودش داره بهت کمک می کنه
    خدا همه ماها رو ببخشه
    روحش شاد و یادش گرامی
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 10:29
    امتیاز: 0 0
    بازم از گل مینای عزیز تشکر میکنم.
    مطالب بقدری شیرین و بی ریا بیان شده که بازم هوای بارون رو دارم . خیلی عجیبه نمیدونم چرا تا یکی چهره میشه ؛ مردم نسبت بهش حسادت میکنند. این موضوع اولین بار نیست که من میشنوم ولی واقعا باید تاسف خورد بحال این چنین آدمایی که حاضرند برای رسیدن به اهداف پلید و کثیفشون؛ راضی به له کردن هنرمنداشونند . جالبه که سریع جبهه میگیرند و برای ضایع کردن همشهرهاشون هر کاری میکنند. فردا روزی اگه با رضا صادقیها ؛ اسحاق احمدیها و ... یه هم چین کاری کردند؛ اصلا تعجب نکنیم. چون این دسته آدمها همیشه و همه جا وجود دارند.
    انشاءا... که خدا شر این شیطانها رو از سرمون کم کنه.
    بهرحال خیلی متشکر از شما خواهر عزیز و گرامی؛ امیدوارم که در کلیه امور پیروز و پاینده باشید.

    ((((((((((((((((((((مـــــــانــــدگـــــار نـــــــاصـــــریــــآ)))))))))))
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 11:21
    امتیاز: 0 0
    پرنده غریب Up شد.

    اچی مچی لا ترچی
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:15
    امتیاز: 0 0
    پرنده غریب Up شد.

    اچی مچی لا ترچی

    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:15
    امتیاز: 0 0
    Mina Jan Az Babat Kiliye Zahamatet MerC Va Movafagh Bashi
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:52
    امتیاز: 0 0
    خسته نباشی عزیزم
    چه وبلاگ جالبی داری
    اگه بیایی خوشحالم میکنی
    به امید دیدارت به یاری « او »
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:53
    امتیاز: 0 0
    سلام دوست عزیزم
    من آپ کردم به روز شدم
    چرا دیگه سر نمی زنی
    باز با نظرات پر محتواتون منو شرمنده کردین همچنان منتظر بازگشتتان هستم
    و منتظر نوشته های خوبت هستم

    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:54
    امتیاز: 0 0
    مرسی از مطالب زیبا ، از خانم عظیمی هم ممنونیم ، مرسی از پرویز پرستویی عزیز که همیشه جزء کسایی بوده که دوسشون داشتم ، همه موفق باشید دوستان ، راستی مینا خانم میدونم سرتون شلوغه ولی اگه محبت کنید و آهنگهای دیگه ی ناصر رو برام زودتر بفرستید ممنون میشم ، مجموعه ای که قبلا صحبتش پیش اومده بود ،‌داره تموم میشه و انشاءالله آماده برای وارد شدن به بازاره ، مرسی...
    شنبه 9 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 18:49
    امتیاز: 0 0
    سلام عزیز...امروز داشتم آهنگ هوای حواشو گوش می دادم وای که وقتی آدم این آهنگو گوش میده چه حس و حالی بهش دست میده...منم آپم و تا بعد.
    یکشنبه 10 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 00:45
    امتیاز: 0 0
    salam minaye aziz:mersi az matnhaei ke minevisi vali hamishe dar matnha minevisi ba be dalayeli ghesmathaei az harfharo hazf kardi ey kash onaro betore kamel hadeaghal baraye onayi ke ozve gorohe naseria hastan sendesh koni intori kheili khobe. mersi az zahamatet

    nasere azizemon rohe paket shad
    rahet hamishe javidan
    یکشنبه 10 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 09:16
    امتیاز: 0 0
    سلام
    ناصر واقعا ساده بود و ساده زیست اما ساده از دنیا نرفت یا بهتر بگویم........روحش شاد و یادش گرامی باد.
    با سپاس از شما
    یکشنبه 10 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 11:23
    امتیاز: 0 0
    سلام

    من اپیدم اگه بیای ممنون میشم فکر کنم خوشت بیاد درباره کنکوره

    خیلی چاکریم فعلا
    یکشنبه 10 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:35
    امتیاز: 0 0
    سلام ...
    با چند روز غیبت دوباره اومدم ! (-:
    می بخشید اگه کمی رک می نویسم !
    از رامی گفتی ... مردی که اشعار و ترانه های زیبایی سروده
    و خوانده ٬ خودم را در حدی نمی بینم که در مورد این بزرگوار
    سخنی بگویم .
    و اما در مورد آرامگاه ناصر ٬ که فکر میکنم ... ... ... ( شاید
    چیزی نگم بهتر باشه ) .
    و اما جواب یک بندری : خیلی خوبه که به خودت امیدواری و
    پیشگویی هم می کنی ! خیلی جالبه امامزاده ناصر !
    در موردش فکر می کنم ٬ تا بیشتر بسوزی !
    سپیده جان ... از نظر من شما نباید این طور سریع قضاوت
    می کردی و نظر می دادی ... ! نمی دونم چرا ولی وقتی
    نظر تو رو خوندم بیشتر از زمانی که نظر یک بندری رو خوندم
    ناراحت شدم ! میدونم ناصر رو دوست داشتی ولی ....
    و همونطور که میدونی ناصر با عشقی که به بندر و بندری
    داشت آمد این دوستان هم که ناصر را مورد لطف قرار میدهند
    از حسادت و یا علاقه است ! ( همانطور که ناصر می گفت
    این از محبت زیاد است ) . امیدورام ناراحت نشده باشی ولی
    شاید اصلا این یک بندری نباشه !
    درست مثل دوست گرامی چوک بندر !
    چوک بندر : شما که خودتو با اسم چوک بندر و دیگر اسامی
    که معرفی می کنی ... این را بدان که تنها با سکونت در
    بندر هیچ کس بندری نمی شود !

    ناصر مرد بی نقاب ... جالب بود .
    مینا جان غروب هم به روز است (-:
    ممنون از تمام زحماتی که میکشی .

    / بی تا /
    یکشنبه 10 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 15:44
    امتیاز: 0 0
    سلام گلم:
    مرسی از مطالب قشنگی که نوشتی
    زنده و پاینده باشی
    *****جاوید ناصریا*****
    یکشنبه 10 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 16:34
    امتیاز: 0 0
    سلام به خواهر خوبم مینا جان .
    چند روزی بود دلم خیلی گرفته بود . نمی دونستم چه کار کنم .حال خودم رو نمی دانستم . اصلا می خواستم برم بندر
    پیش ناصر وکنار قبرش انقدر گریه کنم که ...
    وقتی به یاد ناصر می افتم وبا خود می گویم برم پیش ناصر یهو به خودم می ام ومی بینم که ناصر دیگه نیست .مینا خانم به خدا دست چپم وقلبم به شدت می سوزه .الان که دارم . براتون می نویسم قلبم خیلی درد می کنه .وقتی به فصل تابستان می رسیم .حالم خیلی بد می شه .چون من بیشتر تابستان ها به دیدار ناصر می رفتم وامسال ...
    نمی دونم چیزی بگم ولی فقط بگم
    ناصر جان تا ابد دوستت دارم
    یکشنبه 10 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 17:01
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا
    گفت و گوی زیبای بود . و تائیدی برای اعتقادات قلبیم و از این بابت خیلی خوشحالم ناصر جز این نبود یک انسان بی نقاب و بدونه رنگ و رییا ناصر دل بود دلی دریای دلی پر از مهر و محبت دلی لبریز از عشق به خدا ...............
    دوشنبه 11 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 11:26
    امتیاز: 0 0
    سلام
    با ترانه ای از ناصر اپم بیا
    خوشحال میشم
    دوشنبه 11 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 17:05
    امتیاز: 0 0
    حدود نیم ساعت پیش یه کلیپ ( فکر کنم قدیمی ) از ناصریای نازنین با ترانه یا فاطمه پخش شد ....
    امیدوارم همه تون دیده باشید .
    رحمت بر روح پاکش
    دوشنبه 11 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 17:24
    امتیاز: 0 0
    نگو به من بمون
    نه خواهشی نکن
    تورو قسم بزار برم
    دیگه نوازشی نکن
    با دو تا چشم پر گناه
    از دلم خواهشی نکن
    از سر رام برو کنار
    اشک چشمامو در نیار
    فقط میگم اینو بدون
    نگو به من دیگه بمون
    واسه دل شکسته
    نمونده دیگه راهی
    واسه این قلب خسته
    نمونده سر پناهی
    نه آشیون نه خونه
    نه این دل دیوونه
    واسه موندن ندارم
    سر سوزن بهونه
    تو رو قسم بزار برم
    حالا که خشک و پرپرم
    اگر چه غرق حسرتم
    همینه راه آخرم
    از سر رام برو کنار
    اشک چشمامو در نیار
    فقط میگم اینو بدون
    نگو به من دیگه بمون
    سه‌شنبه 12 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 04:22
    امتیاز: 0 0
    سلام دوست من
    خیلی جالب بود.ممنونم که این مطالب و در اختیار مردم قرار میدین
    اگه وقت کردی بیا پیشم
    گالری عکس لینک روزانه سخن روز ابزار موبایل
    همشون و آپدیت کردم.
    مطمئنم دست خالی بیرون نمیری
    موفق باشی
    بای[گل]
    سه‌شنبه 12 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 10:03
    امتیاز: 0 0
    متاسفانه ناصر از همه هم بد دید!
    آدمهای ناپاک در تهران سر کنسرتها و برنامه ها چقدر پول او را بالا کشیدند!
    همانطور که مال رضا صادقی را خوردند و یک آب هم روش.

    در بندر هم حتی بعضی از افراد کم خرد او را آزردند.
    متاسفم برای این افراد.
    سه‌شنبه 12 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 17:44
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا جون . مصاحبه ی زیبایی بود . باز هم از زحماتت تشکر می کنم گلم . امیدوارم که تا وقتی زنده هستم تو اینجا بنویسی .
    موفق باشی عزیزم .

    ((جاوید ناصریا))

    سه‌شنبه 12 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 22:25
    امتیاز: 0 0
    سلام دوست عزیز

    باید اعتراف کنم که من یک دختر و تا دیروز فکر می کردم که زن بود یک عیب باشد اما امروز با کمک یک دوستم فهمیدم که اشتباه فکر می کردم.
    چهارشنبه 13 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 20:48
    امتیاز: 0 0
    سلام
    مینا جون مثل همیشه تکی
    دلم واسه تو و تک تک دوستامون به اندازه دنیا تنگ شده
    هر روز و هر لحظه دلم هوای وبلاگ تو و کامنتای دوستداران ناصر عزیزمون رو داره
    اما ........
    به هر حال
    امشب با دیدن قسمتهایی از برنامه ستاره زد سلام کن
    که از شبکه ۵ پخش شد و ترانه های ناصر رو زینت برنامه
    کرده بود هر چند برام سخت بود ولی اومدم
    دوستون دارم
    و دلم نمیخواد کسی فکر کنه تب زده ای بودم که رفتم

    یاد و نام ناصر پاینده

    بازم دوستون دارم

    چهارشنبه 13 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 22:33
    امتیاز: 0 0
    هر چه زمان می گذرد فقدان این والا انسان اناالحق گویان و ایستان بر شاخ دار الرحمن بر برخی چه زهر آگین می شود بودن اینک تهی شان .
    ؛ستاره زد سلام کن ؛
    تهنیت باد این شب طلوع یاس
    -پشت این پنجره ها- آپدیت شد.
    پنج‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 01:01
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا جان.خوبی؟

    نمیدونم چرا امروز که دوباره اومدم به وبت سر زدم حس خاصی داشتم . واقعا خاص. نه نه پوپولیستی نمی خوام حرف بزنم. ببین به نظرم دیگه نیازی نیست بشینی و برا ملت از خوبی های عبداللهی بگی.... بسه . اخلاقشو اونی که باید می شناسه!
    باید کارهاش و افکارشو بدون توجه و تمرکز به نامش که میتونه اون افکار رو تحت تاثیر قرار بده اشاعه کنی.. میدونی این بهتره.نتونستم توضیح درستی بدم می دونم ولی من بی خود نظر نمی زارم. بهش فکر کن.نذار به روز مرگی و مرگ تدریجی و زردینگی دچار شی!!

    می دونی بهترین حس آدم حس نوستالژی اشه! با این گفتن و یاداوری اخلاقیات خوب ناصر شاید اون نوستالژیه من مربوط به اون جوون ۱۹-۲۰ ساله ی سال ۷۹ و آلبومه دوستت دارم رو به فراموشی بسپارم.این حس نوستالژی منو خراب می کنه.
    بهتره هرچی تو ذهن و جوونیمون نقش بسته بمونه! نه تکمیلتر نه کمتر! این مثله این می مونه که من روزنامه نگار بیام ریز گذشته ی سید عزیز خاتمی رو با ریزترین نکات بیارم تو صفحه نشریه ام! بدترین کار ممکنه! یک بیوگرافی خوبه یا یک سطحی از زندگی شخصی بیشترش ....
    موید و پیروز باشی.
    ---------------
    راستی اون دوستمون راست می گه اون کتاب دوستت دارم و عشق است که انتشارات دارینوش منتشر کرده قطع جیبی هستش و ترانه ها ی آلبوم با جمله ای از ناصر در کنار هرترانه مزین شده...
    البته کتاب های استاد بهمنی اینجوری نیست!!
    اگه خواستی کتاب ها رو تهیه کنید می تونید به انتشارات دارینوش توی شریعتی روبروی دولت جنب سینما فرهنگ انتشارات دارینوش مراجعه کنید(همون موسسه ای که این روزها نوید عبداللهی اومده تهران و ازش شکایت کرده!!!)

    علی.
    پنج‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 02:57
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    خوب سلام به شما و ممنون از انتقادتون
    اما یه نکته
    من این وب و فقط صرفا برای کسایی که ناصر و می شناسن نزدم برای کسایی هم هست که شاید بار اولشونه اسم ناصر و می شنون و می خوان بیشتر ازش بدونن
    اما در کل منم موافق تعریف و تمجید مداوم نیستم و تا جایی که تونستم تعریفها رو تعدیل کردم تو این مصاحبه!(تقصیر من نیست که خوبیهای ناصر زیاده!)

    در ضمن نوید عبداللهی از دارینوش شکایت کرده؟؟؟
    ب چه دلیل و کی؟
    می شه بیشتر توضیح بدید؟
    با سلامی دوباره خدمت همه دوستان
    می خواستم اولا تبریک بگم ولادت با سعادت بانوی دوعالم حضرت فاطمه زهرا(س)
    ثانیا یادی کنیم از زنده یاد ناصر که این روزها آهنگهای فاطمه بنت نبی و مهر علی و زهرا بیشتر در رسانه ها به گوش میرسه. یادش بخیر چقدر این صدا و طنین آهنگ؛ گوش نوازه.
    چقدر سخت از دست دادن عزیزان . . . .
    امروز حتما فاتحه و ذکر صلوات یادتون نره.
    در ضمن تشکر میکنم از مینا خانم بابت این مصاحبه؛ ولی اگه بازم دسترسی داشتن به این خانم؛ درخصوص نابغه شورشی هم اگه اطلاعاتی دارند برامون بازگو نمایند. با تشکر

    ((((((((((((((((((((((مـــــانـــــدگــــار نـــــاصــــریـــــا))))))))))))
    پنج‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 11:21
    امتیاز: 0 0
    سلام به دوستان خوبم
    شاید جسم ناصر رو نداشته باشیم ولی روحش رو داریم .اون گوش وچشمش خیلی تیز تراز ماست . هممون میدونیم که ناص پیشمون نیست ولی دوستانی تو همین جمع هستن که ناصر رو می بینن و می شنون
    و می خوام از خواهر خوبم مینا تشکر کنم که با زحماتش مارو به ناصر نزدیک تر می کنه .
    چقدر خوب
    پنج‌شنبه 14 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 19:09
    امتیاز: 0 0
    مادرم بشکن ! انبر آهنی سیاه و بی رحم ات را بردار و پسته ها را با آن بشکن . درست مثل خودت که روز به روز می شکنی . اما بی صدا .

    روز مادر به تمام مادران مبارک باد
    جمعه 15 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 00:26
    امتیاز: 0 0
    کاشکی بودی و می دیدی لحضه ها بی تو چه سردن ....
    جمعه 15 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 12:05
    امتیاز: 0 0
    وبلاگ دوست دارم همیشه ناصریا اپدیت شد .
    حتما سر بزنید و نظر بدبد
    جمعه 15 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 19:28
    امتیاز: 0 0
    سلام بچه ها http://www.deltange-naseria.blogsky.com آپدیت شد.

    / یه بغض کهنه /
    شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 08:00
    امتیاز: 0 0
    شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 12:59
    امتیاز: 0 0
    هر که رفت ، پاره ایی از دل ما را با خود برد که برد
    هر چند که هنوز نمی تونم به خودم اینو بقبولونم که رفتی
    کاش خودم تنهای تنهایی جای تو میمردم
    :|:-*
    از صدقه سر تو من هنوز زنده ام
    اما بدون که به وقتش سکوت و میشکنم
    ...............
    شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 17:23
    امتیاز: 0 0
    سلام ...
    پترات / حرف مفت با چشمهایی که نمی بینند ...
    بروز شد ٪
    چهارشنبه 20 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 11:20
    امتیاز: 0 0
    حجم خالیه سکوتم با ترانه پر نمیشه خلوتم با خاطرات عاشقانه پر نمیشه تو نگاه آینه پر شد همه ی بود و نبودم همه ی ترانه هایی که برای تو سرودم......


    ناصر من دوستت دارم
    چهارشنبه 20 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 19:43
    امتیاز: 0 0
    صدا با سکوت آشتی نمیکند
    چخماق ها در کنار فیتیله بی طاقتند

    ..............................................
    پنج‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 03:58
    امتیاز: 0 0
    سلام به گل مینای خودم
    خسته نباشی عزیزیم
    ببینم این پرویز پرستویی که داره ازش قدر دانی می شه همونیه که توی هیچ کدوم از مراسم ناصریا دیده نشد حتی توی مراسم تشییع؟؟؟
    همون پرویزی که صداش توی آلبوم عشق است ناصر کشف شد و حالا بدون اینکه اسمی از اون بیاره آلبوم می ده و روی برنامه های تلویزیون صدا گذاری می کنه و ...
    اما من ازش گله دارم از پرویز پرستویی... از امیر کریمی که ...
    یکشنبه 24 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 11:41
    امتیاز: 0 0
    سلام گل مینا
    شما آدرس میلی از نوید عبداللهی دارید ؟
    مایلم با ایشان صحبت کنم و بیشتر آشنا شوم
    جمعه 23 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 23:11
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    برام یه میل بزنین و یاد آوری کنین
    ازشون اجازه می گیرم و ایمیلشون و بهتون می دم.
    سلام
    مجددا مزاحمتون شدم
    فرموده بودید در مورد ایمیل نوید جان خدمتتون یادآوری کنم
    ممنون می شم از توجهتون سپاسگزارم
    یکشنبه 27 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 10:13
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    black_jackal_89@yahoo.com
    Roohash sahd
    va mamnonam az zahamate biaman va setodanie shoma bozorgvar

    Dastanetan por Tavan
    دوشنبه 3 دی‌ماه سال 1386 ساعت 21:53
    امتیاز: 0 0
    حرفهای خانم عظیمی خیلی به دل نشست
    بیاین برای ارج گذاشتن به این اخلاق زیبای ناصر همه ما ماسکها رو بر داریم و ساده باشیم
    یا علی
    یکشنبه 26 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 23:14
    امتیاز: 0 0