X
تبلیغات
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

می خوام فریاد بزنم ،من اعتراض دارم!!!

تو فکر بودم که برای پست جدید چی بنویسم یکی دو تا مصاحبه آماده داشتم و یکی دو تا ایده برای این پست اما وقتی یکی از ایمیلها م و باز کردم چنان شوکی بهم وارد شد که احساس کردم هرچه در ذهن داشتم از یادم رفت!

عکسی از ناصر در بیمارستان هاشمی نژاد تهران!!! (لینک عکس و پایین همین پست گذاشتم)

تا چند لحظه هیچ حرکتی نمی تونستم بکنم پیش از این هم عکسی از ناصر در بیمارستان شهید محمدی بندرعباس دیده بودم که اون عکس مال روزهای اول بود(همین عکس پایینی) و به هیچ عنوان تا این حد دلخراش نبود و اصلا وخامت حال و اوضاع ناصر با این عکس قابل مقایسه نبود.

در مورد اینکه ناصر مضروب شده بوده و غیره خیلی حرفها و سخنها شنیده بودم اما واقعا شنیدن کی بود مانند دیدن!

سه روزه که یه جایی بین آسمون و زمین گیر افتادم سردرگم و حیرونم عین این آدمهای بهت زده حالا می فهمم چرا اون روزا نمی ذاشتن کسی ناصر و ببینه حالا می فهمم چرا با اون همه سرسختی اجازه ندادن کسی پیکرش و بعد از مرگش ببینه حالا بهتر درک می کنم حرف اون دوستی و که می گفت ناصر رو طوری زده بودند که انگار شکنجه شده بودوحالا می فهمم که چرا ...

اما خیلی چیزها رو هم نمی فهمم تا الان حرفی نزدم از ترس اینکه وبلاگ فیلتر بشه بسته بشه چه می دونم از اینجور بلاها سرش بیاد اما حالا حرفم و می زنم هرچی می خواد بشه بشه حرف حق و باید گفت تا کی سکوت کنیم و اعتراضمون وپشت نقطه چینها پنهان کنیم؟

تا کی بگیم کاریه که شده بهتره چیزی نگیم شاید خطرناک باشه شاید فلان باشه بهمان باشه.

نه من امروز حرفم و می زنم چون قلبم به درد میاد وقتی ورم صورت ناصر و می بینم چون خونم به جوش میاد وقتی از شدت ضربات به زحمت می تونم تشخیص بدم که این صورت مال ناصرعبداللهیه.

بذار هرچی می شه بشه من حرفم و می زنم چرا کسی به پرونده ء ناصر رسیدگی نمی کنه؟؟؟؟؟؟؟

چرا یه افغانی اگه تو این مملکت کشته بشه تا ته و توش و در نیارن ول نمی کنن حالا چطور شده که ناصرعبداللهی رو با این همه پشتوانه ء احساسی و خیل طرفداراش و دوست داراش کشتن و آب از آب تکون نخورده!

به خدا اگه بدترین تصادف رو هم می کرد هرگز تا این حد سرو صورتش ورم نمی کرد آخه بی انصافی تا کی ؟

آخه بی رحمی و بی عدالتی تا کی؟ چرا باید قاتلهای ناصر آزاد بگردن و خانواده ءناصر دوستاش و دوستداراش لحظه لحظه بسوزن و آب بشن و خودشون و به زور با عکسها و آهنگها و یادگارهای او مشغول کنن تا کمتر به این فکر کنند که ناصرو چه ناجوانمردانه از میان ما بردند .

من دیگه نمی تونم ساکت بمونم هرچی می خواد بشه

می خوام فریاد بزنم ،من اعتراض دارم اعتراض !!!!!! 

چه فایده که الان مدام آهنگهای ناصرو از تلویزیون و رادیو پخش کنن ما دلیل مرگ و می خوایم چطور شده که بعد ۶-۷ ماه هنوز جواب کالبدشکافی نیومده؟؟؟!!!

کدوم آدمی با کشیدن کراک و غیره به این وضعیت میفته ؟؟؟؟

تا کی خودمون و بزنیم به کوچه ء علی چپ.

چراهیچ کس رسیدگی نمی کنه؟ مگه نه اینکه ناصرعبداللهی  یه هنرمند عاشق و عارف بوده مگه نه اینکه هنوزم آهنگ مذهبیی رو دست یا فاطمه ء اون نیومده مگه نه اینکه اون یه ایرانی پاک و عاشق و وطن دوست بود و مدام از عشقش به ایران و مردمش می گفت مگه نه این که با تمام مشکلاتش با این که  مثل خیلیهای دیگه که ایران و ترک کردند و رفتند ناصر عبداللهی هم می تونست این کار و به راحتی انجام بده و بره و مطمئنا اونجا قدرش و بیشتر از اینجا می دونستند اما به خاطر عشق به مردم و میهنش موند و با تمام مشکلات ساخت و جنگید تا ماهیت و غیرتش و به همه ثابت کنه و کرد.

اینه پاداش اون همه مردونگی و غیرت؟

اینه جواب اون همه عشق و محبت؟

یه پرونده ء عجیب و غریب و مرگ بی دلیل و! همه چی تموم؟؟؟

اینه پاداش آدم عاشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اشک اجازه ء ادامه به من نمی ده گرچه خوب می دونم تا همین جاشم زیاده روی کردم اما لااقل یه کم دلم آروم گرفت و خیالم راحت شد که حرف دلم و زدم تا کی سکوت؟؟؟؟؟؟؟

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت ... شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

قفس داران سکوتم را شکستند
دل دائم صبورم را شکستند

به  جرم پا به پای عشق رفتن
پر و بال عبورم را شکستند

مرا از خلوتم بیرون کشیدند
چه بی پروا حضورم را شکستند

تمنا در نگاهم موج می زد

ولی رویای دورم را شکستند.

آری...

تمنا در نگاهش موج میزد  ولی رویای دورش را شکستند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای دیدن عکس ناصر عبداللهی در بیمارستان هاشمی نژاد بر روی لینک زیر کلیک نمایید

http://i15.tinypic.com/6bolvmu.jpg

به دلیل وخامت عکس نتونستم اون و تو صفحه اصلی بذارم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟

آهنگ وبلاگ: راز از آلبوم ماندگار ناصر عیداللهی

نظرات (47)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
باید هرچی زودنر مشخص بشه . من مطمئنم هر کس اون عکس رو ببینه حسابی قلبش به درد میاد. دلم آتیش گرفته ... دارم خفه میشم. چرا ؟؟؟؟؟؟؟ چرا با ناصر ؟؟؟؟ کی باورش میشه ؟؟؟؟؟ بمیرم الهی، بمیرم تا که حیرونی نوید رو توی خاکسپاری میبینم آتیش میگیرم ؟؟؟؟؟ چقدر میسوزم تا این عکس رو میبینم. اصلا آدم فکر میکنه یکی دیگه اس !!! یا حداقل یک ناصر دیگه اس !!!! آخه لا مروتا، بی رحما، نامردا با ناصر ما چی کار کردین ؟؟؟؟؟ چی کار کردین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی کار کردین ؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا ؟؟؟؟ چی کارتون کرده بود ؟؟؟؟ خیلی دلم شکسته اس .... داغون داغونم ..... خدا لعنتتون کنه لعنتی ها الهی تیکه تیکه بشین که قلبمونو تیکه تیکه کردین .....
شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 16:13
امتیاز: 0 0
قفس داران سکوتم را شکستند
دل دایم صبورم را شکستند
به جرم پا به پای عشق رفتن
پر و بال عبورم را شکستند
مرا از خلوتم بیرون کشیدند
چه بی پروا حضورم را شکستند
.........
تمنا در نگاهش موج میزد (نگاهم)
ولی رویای دورش را شکستند(دورم)
.....سکوت:|
شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 16:23
امتیاز: 0 0
سلام دوستمن
کاش بعده اینهمه که من بهت سر زدم تو لااقل یه بار بهم سر میزدی
اشکالی نداره.امیدوارم تو کارتون موفق باشین
بازم ممنونم که اطلاعات خودتون و در اختیار عموم قرار میدین
روز بخیر
من آپم بای
شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 16:40
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم سر می زنم فقط کمتر فرصت می کنم کامنت بذارم
و اینها...
همه بود از انهمه نبود...
رنجهای دل بخواه
خواب خدا را دیدن
:((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((
شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 16:42
امتیاز: 0 0
این ناصریای ماست؟چه کردن باهاش نامردا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واگذارشون به خدا و مولا علی (ع)


مینا خانم جواب کالبد شکافی ناصر سال ها بعد هم داده نمیشه چون به نفعشون نیست من نمیدونم اینا فکر میکنن مردم خرن که قضیه رو هاپولی کنن؟؟؟ نه بابا همه میدونن ناصر کشته شده ..جالبه اصلا به روی مبارکشونم نمیارن لعنت به کسانی که ناصر رو پرپر کردن و همه مارو داغدار کردند داغی که هر روز تازه تر میشه لعنت لعنت لعنت
واقعا دوست دارم فریاد بزنم این ناصریاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روح پاک و بی الایش ناصر غرق رحمت ..جسم مال این دنیاس ..



شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 17:49
امتیاز: 0 0
سلام من هر روز سر میزنم بدون استثنا سر میزنم ولی کامنت نمیزارم . شما این عکسو تازه دیدین واسه همین حالتون بده حق دارین منم وقتی دیدم حالم بد شد عکسو پاک کردم .

یه چیزایی هست که شما نمی دونین .به نظر شما سر ناصر چی اومد ؟ چی شد که یه دفعه اینجوری شد؟

شما میدونین دکتر ناصر چی گفته بود؟

من خیلی چیزا میدونم بخصوص از وقتی رفت بیمارستان تا موقع فوتش
ولی نمیدونم چی شد که اینجوری شد؟

قبلا هم گفتم مینا خانوم اگه سوالی داشتی میتونم کمکت کنم
شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 18:26
امتیاز: 0 0
پاسخ:
لطفا اگه چیزی می دونین بگین
البته با سند
ممنون
ناصر یک هنرمند بود وکاری باکسی نداشت فقط محبوب بود همین به نظر من جرم ایشون فقط محبوبیت بود
شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 18:42
امتیاز: 0 0
سلام گلم:
شما این عکسو تازه دیدید؟این عکسو خیلی وقته دیدم اما چه میشه کرد؟در مورد دلیل مرگ ناصرجان وپرونده اش همه کر شده اند ما هر چقدر فریاد بزنیم نمیشنوند.به نظرتان برای رسیدگی به پرونده و پیدا کردن دلیل مرگ۶ ماه کافی نیست؟اگر در عکس اطراف لب ناصرجان را با دقت نگاه کنی متوجه میشی.آخه کسی که کراک استفاده کنه یا قرص بخوره اطراف لبش زخم میشه؟چه میشه گفت؟خدا ذلیلشان کند که رسوا بشوند.*****جاوید ناصریا****
شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 21:26
امتیاز: 0 0
سلام بچه ها

وبلاگ http://www.deltange-naseria.blogsky.com آپدیت شد با یه بغض کهنه.

وبلاگ http://www.parandeye-gharib.persianblog.com آپدیت شد با شروه خوان بغض بندر.
شنبه 16 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 22:12
امتیاز: 0 0
با غمش باز بمان

سرخ رو باش از این عشق و سر افراز بمان

راه عشق است که همواره شود از خون رنگ


دل دیوانه تنها دل تنگ
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 00:06
امتیاز: 0 0
واقعآ نمیدونم چی بگم. از کجا بگم . چقد از مسئله ی مرگش شنیدم و اینکه چطور شده . بین همشون گیج شدم . دیگه نمیخوام به این که چه جوری اتفاق افتاده فکرکنم. هر چند به یه جمع بندیهایی رسیدم اما فقط یه نفره که کاملآ میدونه چی شده . میدونی کی؟ خدا. به هر حال خدا همه ی رفتگان رو غریق رحمتش کنه ان شاء ا...
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 00:31
امتیاز: 0 0
آخه عزیزم شما چرا قصاص قبل از جنایت میکنی . خوب پاشو برو از دکتراشون سوال کن ببین چی میگن . آخه کدوم بی عدالتی . //// هنوز تحقیق نکردی بطور دقیق و به طور احساسی مطلب مینویسی. اصلان احساسات شما خانوما همیشه جلوتر از کارای دیگس. نمیخوام نقدکوبنده کنم اما حقیقت اینه که من گفتم. شما و جمع دوستانتون احساسی برخورد میکنین. تحقیق و تحقیق و تحقیق....
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 00:57
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما که احساسی برخورد نمی کنید برید تحقیق کنید جوابش و به ما هم بگید درضمن از این به بعد کامنتی که نشناسم(بدون ایمیل) تایید نمی کنم
با سلام و خسته نباشید.
دوستی میگفت اثر سم پتاسیم بوده که به بدن او وارد کردن.
فقط شم میتونه بدن قوی ناصر رو به این روز بندازه.
ورم و پف صورت!
گروهی سنی های خیلی تند رو(تفکرات بن لادنی)رو مقصر میدونن.
اما سکوت مسولین؟چرا؟ احتمال داره به خاطر پیگیری هاشون باشه.
اونها شهرام جزایری رو اونور مرزها گرفتند و اگر بخوان...
بعضی ها تند میرن و میگن رضایت داشتن.
اما بی سند مگه میشه نتیجه گرفت؟
اما سم کل بدن ناصر رو گرفته بوده.
و بدنش کبودی زیاد داشته.
البته هر کسی این روزها یه حرفی میزنه.
خدا ازشون نگذره
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 02:52
امتیاز: 0 0
وقتی این عکس رو آدم مبینه چنان حیرت میکنه که در نگاه اول نمی تونه آب دهنش رو فرو ببره و بهت سراسر وجود انسان رو فرا میگیره که آیا این همون ناصره کی فکر میکرد اینجوری میشه
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 07:22
امتیاز: 0 0
khodaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa
mina jan ghorbanet beram mersi chera saketi chera saketim cherasaketim biyayin hame ba ba ham faryad bezanim hame ki bayad enteghame mao nasero begire ki bayayad eterez kone chera kasi harfi nemizane sina jan be ma ham bego ma mikhahim haghighato bedonim az har ki miporsim mige sokot kon naser zende nemishe naser male maee ma chera sokot konim baraye jonemon mage jone naser baraye ma aziz nist sina haghighato beho mina mosahebeharo kamel bego dige nago be dalayelei hamasho nagofti harkas har chi dar morede haghighat midone bege in haghe maee ki mikhad jelomono begire mikhan saito filter konan baraye ketmane haghighat ma ba chat email nameh ya har chize digeei ba ham ertebat migirim naser in ertebato be vojod avorde ma ke to iran parakandeeim har kodom ye shahre dor az ham az koja hamdigaro shenakhtim az naser bacheha baraye naser kam nazarim on baramon kam nazashte...................akhhhhhhhhhhhh
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 09:20
امتیاز: 0 0
اینقدر از دیدن این عکس شوکه شدم که تا چند دقیقه نفهمیدم تو چه حالتی هستم.
خدایا یعنی باید همینطوری دست رو دست بذاریم
چطور میشه باور کرد که این بلا بوده یا تقدیر سرنوشت . .
واقعا جای تاسف داره توی این کشوری که دم از مسلمونی میزنن؛ کسی جرات نمیکنه حادثه به این دلخراشی رو پیگیری کنه.
واقعا سخته. درسته جسمش پیش ما نیست ولی روحش تا ابد آزاده . دیگه کسی جرات نمیکنه اذیتش کنه.
فقط باید افسوس خورد.

با منی
با من بمان
تا سرود عشقم را بســــــــــــازم
خدا به همومن صبر بده
روحش شاد .
((((((((((((((((((((((مـــــــــاندگـــــــارنـــــــــاصـــــریــــا)))))))))
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 11:32
امتیاز: 0 0
حالا تو فکر کن روزای اول مرگ ناصر، من این عکسو دیدم چی کشیدم... تا چند روز لب به غذا نزدم.

مینا این ورم ناصر به خاطر ضرب و جرح نیست به خاطر از کار افتادن کلیه هاست.

آرش به بدن ناصر سم وارد نکرده بودن!

گویا در جمع دوستداران ناصر یه (الهه) دیگه هم هس من برای اینکه کامنتامون قاطی نشه از این به بعد هر وقت خواستم اینجا
کامنت بذارم با اسم (الهه السادات) کامنت میذارم.

سلام!!
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:00
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام الهه جان
من از رو عکس نگفتم که ورم مال ضرب و شتمه تو گزارشهای پزشکیش گفته شده که گونه راست ناصر شکستگی داشته...
سلام
حالا میفهمم که چرا بچه ها نزاشتن من برای دیدن ناصر به بیمارستان برم.
ناصر مرد بود غیرت داشت کاش اونها هم کمی غیرت داشتند کاش......
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 15:59
امتیاز: 0 0

حقیقت واژه ی تلخیست در ناموس ناپاکان
من از نعش حقیقت های حلق آویز می ترسم

به شب تندیس هایی دیدم از تاریخ شمع آجین
به صبح از خوابگرد روح وهم انگیز می ترسم
برایت آنقدر از گزمه های شهر شب گفتم
کزین هسایگان از سایه خود نیز می ترسم
نمی ترسند از ما ومن این تاراجگر مردم
به تاراج آمدند این ناکسان برخیز میترسم

***حقیقت حلق آویز زمان من برخیز می ترسم ***

من امروز حقیقت را پاره پاره .........یافتم
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 16:21
امتیاز: 0 0
عزیز بغض کهنه ای به خاطر ناصر عزیزم در گلویم بود
که با دیدن این عکس ترکید

جاوید باد ناصر
جاوید با صدای رویایی ناصر
جاوید باد....

عزیز همه دوستداران ناصر با تو هم صدا هستند
هر جا بفرمایید ما هستیم تا آخرش

ناصر عزیز ما بود
اجازه بدید مطلبی در چکاد در مورد این عکس ها می نویسم

ممنونم
باز جاوید باد ناصر عزیز ما
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 17:26
امتیاز: 0 0
آره ، ببینید ، اونایی که میخواستن ناصر نباشه ، حالا نگاه کنن ، ببینید که چه قدر آروم خوابیده ، دیگه کاری به کارتون نداره ، نگاش کنید ...
دیگه حرف نمیزنه ...........................................
یا فاطمه ، یا فاطمه بنت نبی ، ببین پسرت چقدر آروم خوابیده ، تو رو خدا مواظبش باشی ها ، قول بده که مواظبشی که دیگه کسی پسرتو اذیت نکنه ... قول بده ، یا فاطمه ........
مرسی مینا جان .............................................
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 18:23
امتیاز: 0 0
من واقعا می خوام فریاد بزنم فریاااااااااااااااااااااااااااددددددد
خدایا چرا باید قاتلین راست راست بگردن و ما هر روز ذره ذره آب شیم و غم دوریه ناصر از یه طرف و دیدن این عکسا از طرف دیگر و مجهول بودن جریان از طرف دیگر
خدایا کمکون کن
یا فاطمه خودت نگهش دار
ما یه امانت با ارزش دادیم بهت یا زهرااااااااااااااااااا
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 19:31
امتیاز: 0 0
چه بی چراغ و به ناروا راه بر عبور علاقه می بندند

بگو ما با آفتاب زاده شده ایم و با آفتاب نیز طلوع خواهیم کرد...
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 19:34
امتیاز: 0 0
سلام سلام
بیا به راز و نیاز با نور بنشینیم [گل]
........
متاسفم
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 19:35
امتیاز: 0 0
وبلاگ دوستداران اسحاق احمدی آپدیت شد

حضور گرم اسحاق احمدی در روزنامه " صبح ساحل"

منتظر حضور گرمتون هستم
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 19:38
امتیاز: 0 0
الهی دستشون بشکنه . الهی بی آبرو بمیرن . مینا جون خیلی حالم خرابه . چرا اینجوری شد ؟ چرا ناصر رفت ؟
چرا این دنیا انقدر کثیفه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این دنیا دیگه جای موندن نیست .
حالم از این دنیا به هم می خوره .
خدا ازشون نگذره که ناصر رو به این روز انداختن . بچه های ناصر چی می کشن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا بهشون صبر بده . خدایا ...
خدایا نذار خون بی گناه پایمال بشه . خدایا ناصر الان داره از تو می خونه . می شنوی ؟
خدایا به حق تمام خوبیها قسمت می دم . خدایا نذار این قاتلای بی شرم آزادانه روی زمین راه برن .
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 23:13
امتیاز: 0 0
سوختم مینا ... آتش گرفتم

دلم خون بود ... بدتر شد

این چهره ی قشنگ و دوست داشتنی ناصر ماست ؟

خدا رحم نکنه به اون کسی که اینطور بیرحمانه ناصر رو از ما گرفت

منم اعتراض دارم

منم با تمام وجودم فریاد می زنم

و خواستار روشن شدن قضیه هستم

...

ناصر بی نظیر و جاودانه رو کی می تونه از قلب ما خارج کنه ؟!

اف بر این همه نامردمی

...
یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 23:16
امتیاز: 0 0
گاهی تو را کنار خود احساس میکنم

اما چقدر دلخوشی خوابها کم است

ناصر عبداللهی با ما و در یاد ما خواهد ماند ...................
مثل قصه ی عشقی که به پاس حرمتش ، همیشه ماندگار است .
دوشنبه 18 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 00:30
امتیاز: 0 0
سلام...
با تو فانوس ترانه ...... یه چراغ شعله ور بود

گوئی غم از دست دادنش داغی بر دل مان نشانده است
اما دوستان من بیائید اینجوری فکر کنیم که ناصر عزیز تازه چشم هاشو باز کرده و تو دنیائی بهتر از اینجا که ما هستیم
به اهدافش رسیده .... ما هم روزی از این خواب غفلت بیدار میشیم درسته واسه رفتنه استاد دل تنگیم اما واسه رفتنش دلتنگ نباشید واسه نبودش دلتنگ باشید که ما هم مطمئنا میریم کنارش...
من که برای اون روز لحظه شماری میکنم...

از دوستان خوبم که هنوز یاد استاد رو بهتر از حداقل من زنده نگه میدارن کمال تشکر رو دارم ...
خدانگهدار...
استاد منتظرم باش که برای دیدنت لحظه شماری میکنم...
به امید ...
خدانگهدار
دوشنبه 18 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 05:15
امتیاز: 0 0
aghaye mohagheghi ke tahghighat kardi va be in natije residi ke jenayat yani edalat lotfan javabe tahghighateto bego bezar hame az faaliyathaye tahghighatiye shoma bahremand beshan
دوشنبه 18 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 09:24
امتیاز: 0 0
وای اه چرا خیلی ناراحت شدم خیلی .... عکسو که دیدم حالم دگرگون شد...
دوشنبه 18 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 22:38
امتیاز: 0 0
زندگی نه آنقدر شیرین و نه مرگ آنقدر تلخ است که انسان شرافتش را بفروشد
ناصر باشرافت زندگی کرد ومظلومانه رفت اما بعدازرفتنش حرف وحدیثها در شان ایشان نبود به نظرمن نوید بزگترین کمک را به بپیچده بودن موضوع کرد نوید روزهای اول کمارفتن ناصر علت را مسمومیت وازکارافتادن کلیها ی ناصر اعلام کرد
درصورتی که ناصر بابدنی کبود ورانی شکسته به بیمارستان منتقل شد کاش نوید اظهارنظری نمیکرد
ناصرفدای ارمانهای بالایش شد
مینا عزیز خسته نباشبد
سه‌شنبه 19 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 00:03
امتیاز: 0 0



ناصر یا دلت شکست گر یه تو بغض نشست


ناصریا بگو کی بود نگاه عاشقــــت رو بست
سه‌شنبه 19 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 00:44
امتیاز: 0 0
مینا، مینا، مینا .................. دیگه طاقت ندارم. بخدا اگه به دستم بیفتن تیکه تیکه شون میکنم. می کشمشون. چرا آخه چرا با ناصریا .......... مگه چی کار کرده بود. مظلوم بود بخداااااااااااا. چی کار به کی داشت. اون که داشت زندگیشو می کرد. آخه به چه حقی پر پرش کردین. چرا زندگی بچه هاشو آتیش زدین. بمیرم که چه راحت کانون گرم خانوادشون یخ زد.... بیچاره نوید .... بیچاره نازنینش، بمیرم چه حالی شدن این بچه ها نامی دل شکسته من، نینای کوچولو، نهال کوچولوی ناصر. من که قلبم داره تیکه تیکه میشه. اینا با هم زندگی کردن چطوری دارن جای خالی باباشون رو تحمل میکنن. ای خدا لعنتتون کنه که اینقدر پستین. به خدا باید جواب تک تک دلای شکسته ما رو بدین، چون ناصر مظلوم بود عین امام حسینش. ناصر غریب بود عین امام رضاش، مظلومیته تو چشماش منو آتیش میزنه. به قول مینا همیشه میگه : ناصر اینقدر قربون همه رفت تا آخر قربونی شد. الهی بمیرم برای اون نفس گرمی که الان سرده سرده. خدایا بحق فاطمه بنت نبی ناصر، بحق ابالفضل بریده دست ناصر، بحق مولا علی ناصر قسمت میدم، بحق مظلومیت امام حسین، غریبی امام رضا قسمت میدم، بحق پهلوی شکسته حضرت زهرا قسمت میدم خودت زودتر رسواشون کن، اونوقته که خودم تیکه تیکه شون میکنم. لهشون میکنم. می کشمشون نامردای بی وجود رو. ایشالا خبر مرگ عزیزاتون رو براتون بیارن. ایشالا داغ بشین به دل عزیزاتون. همینجوری که مارو آتیش زدین. همینطور که بچه هاشو آتیش زدین و این گلای با طراوت چطوری دارن زرد و پژمرده میشن. ناصر برا بچه هاش هزار امید و آرزو داشت. وقتی یادم میاد که ناصر دلش میخواسته عروسی نازنین رو ببینه دلم آتیش میگیره. مرگ خیلی زود بود برا ناصر. فقط ۳۶ سالش بود لامروتا.
سه‌شنبه 19 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 01:08
امتیاز: 0 0
اشتباه از نوید بوده؟
تقصیر نوید بوده یا خانومش یا خانوادش که هنوزم دارن ضدونقیض حرف می زنن؟
آره همه شایعات از هیمن ضد و نقیض گفتنها شروع شده اما چرا؟
چرا ضدو نقیض حرف می زنن؟ صد در صد یه دلیلی داره درسته؟
یا ترس یا..؟
اگه دل به خدا بسپاری و حقیقت را بجویی بیگمان آن را خواهی یافت.
سه‌شنبه 19 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 16:52
امتیاز: 0 0
کوچ شهیدانه ناصر نازنین رحیل اسرار و نکته دانی و خموشی بود...عصرهای غمین پاییز را به یاد آوردم باز و چشمانم بسته ماند.دیدن تو به روزنه ای کوچک حصیرین از پشت پنجره ها ... و یک بار در دو روز پیش از داغ فراقت در چند قدمی تو ...و آن یادگار نامردمی ها و پلشتی های نا انسان هایی که یک بار از قرآن کریم و عظیم خواستم این دردواره را و آمد که :در روی زمین عده ای هستند که به فرستادگان ما ظلم و جور روا می دارند و اما بدان که عقوبتی سخت و بسیار دشوار برای آنان است و حساب کار آنان با پروردگار است.
و به یاد می آورم که به رغم آنچه قرار بود تا پس از گواهی بیمارستان برنامه ها طوری شود که آن آسمانی بزرگ هماغوش خاک شود و اما اصرار بر این شد تا یک روز مراسم به تعویق افتد و حتما برای رد آن پچ پچه های صد بار ناروا و ناروا-که نهاد نزدیکانش را سخت می سوزاند - پیکر پاک و زخمی ناصر نازنین به پزشک قانونی برود و شاید بسیاری ندانند و نخوانده باشند که پزشک قانونی بی هیچ تعارفی در پای برگه در علت مرگ نوشت : ضرب و شتم ! خواندید...
ناصر نازنین . کاش تو را نشناسند و مراتب تو را و من هم به نوبه خود حیف که اگر اجازه داشتم از درونیات و اتصالت به عالم معنا و شرح احوالاتی که تنها مخصوص اندک خواصان بارگاه الهی است بیش از اشاره ای بگویمت آن وقت آنهایی که حتی یک درصد آدمیت در وجودشان کورسویی حتی می زد چنان در حیرت می ماندند و بر سر و روی خود می زدند و افسوس می خوردند که چه گوهری از میان رفته است.
حالا به این نتیجه رسیده ام که زنده ماندن انسانی که از آنسویی های آسمان ها آمده بود روی زمین و زمینیان چرکابه و کثیف و پست به او چه دردها و زخم ها زدند چه قدر برایش سخت و بی نفس بود و دشوار .....
چه قدر غریبی ...
بمیرم برایت که نبودنت هر روز داغ تر بر روح برخی می نشیند ... داغ تو هیچ گاه سرد نمی شود. به غریبی قسم ای دوست.
چهارشنبه 20 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 01:24
امتیاز: 0 0
سلام دوستان من عکس رو بخاطر مشکلات کامپیوترم ندیده بودم !!!
از تمامی وجودم برای تو فریاد میکشم
مرگ بر دشمنان تو
مرگ بر دستان ناجوانمرد ...
بخاطر عشقم به تو
مرگ بر دشمنانت...
نمیدونم چجوری حالمو توصیف بکنم کاش هیچوقت این عکس رو نمیدیدم نمی دونم چی بگم که بغض سردی گلومو گرفته

گل مینای عزیز منم به نوبه خودم متاسف و متاثرم
دوست دارم حالا که تو مرگ ناصر عبدالهی استاد بزرگ منشم
دستانی در کار بوده
خواهش کنم کسانی که کامنت منو میخونن بدترین آرزوها و نوشته هاشون رو نثار دستان ناجوانمردانه اون بد صفت ها بکنن

بیائید همه مرگ اونها رو به بدترین نوع از خدا درخواست کنیم

مرگ بر دشمنان ناصر بزرگ
مرگ بر دشمنان ناصر بزرگ
مرگ بر دشمنان ناصر بزرگ
مرگ بر دشمنان ناصر بزرگ
مرگ بر دشمنان ناصر بزرگ
مرگ بر دشمنان ناصر بزرگ
مرگ بر دشمنان ناصر بزرگ
مرگ بر دشمنان ناصر بزرگ
مرگ بر دشمنان ناصر بزرگ
مرگ بر دشمنان ناصر بزرگ
چهارشنبه 20 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 02:54
امتیاز: 0 0
دامن دوست چون بدست آمد،
دل به صد شوق راز میگوید،
گاه سرمست از شراب امید،
نغمه ای دلنواز می گوید،
گاه از رنجهای تلخ فراق،
قصه ای جانگداز می گوید،
تا دلی هست های و هوئی هست
چهارشنبه 20 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 17:39
امتیاز: 0 0
khande bar l@b mizanam
ta kas nadanad raze man
var na donyaii ke man didam
khandidan nadasht
.....................
:|:|:|
.........................سکوت
چهارشنبه 20 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 20:09
امتیاز: 0 0
اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی! اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست! اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد!
...................................................
چهارشنبه 20 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 20:12
امتیاز: 0 0
الهی دانایی ده که در راه نیفتیم
بینایی ده که در چاه نیفتیم

بنمای رهی که رهنماینده تویی
بگشای دری که درگشاینده تویی

من دست به هیچ دستگیری ندهم
که ایشان همه فانی اندو پاینده تویی
چهارشنبه 20 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 20:20
امتیاز: 0 0
و این هم تکه بریده های روزنامه و تکه نوشته ها در یک کلیپ :

پسر موسیقی جنوب در کما – 3/9/85 ضرب و شتم ناصریا قبل از آلبوم معجزه

بعلت ضربه به سر و تورم مغزی، هر دو کلیه ی عبداللهی از کار افتاد.

ناصر عبداللهی با یک آمبولانس هوایی از بیمارستان شهید محمدی بندرعباس به بیمارستان شهید هاشمی نژاد تهران منتقل شد. 15/9/85

حنجره و شکم عبداللهی را سوراخ کردند.

آخرین لحظات، همه نشانه ها منفی اند .....
1- جمع شدن خون در ریه ها، که با ساکشن خون را از ریه خارج ساختند.
2- کاهش ضریب هوشی از 8 به 5
3- تب 40 درجه
4- جمع شدن عفونت در ریه ها
5- و بدتر از همه اینکه بدن عبداللهی ورم کرده، که چنین نشانه هایی به لحاظ پزشکی اصلاً نمی تواند خوب باشد.

عبداللهی سرود مرگ را خواند. 29/9/85

با این وصف نباید فقط گریه کنیم. باید خون گریه کنیم......
باید خون بباریم که با ناصریای عزیز ما اینجور کردن و باز هم دلیل مرگ رو مشخص نمی کنن.
پنج‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 01:05
امتیاز: 0 0
سلام شما به پترات / حرف مفت لینک شدید ...
بروز و موفق باشید ٪
پنج‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 10:19
امتیاز: 0 0
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد ... این حکایت -پشت این پنجره ها - ی ناصر نازنین است. او که رسیده بود به کمالی که جز اناالحق نبود ... که نبود !
از پشت این پنجره ها ... و در هوای فراق او
در پناه حق
پنج‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 12:58
امتیاز: 0 0
همه ذرات جان پیوسته با دوست همه اندیشه ام اندیشه اوست نمی بینم به غیر از دوست اینجا خدابا این منم یا اوست اینجا ؟..............
ای دوست...
ای دوست.....
ای دوست.......
پنج‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 19:29
امتیاز: 0 0
خیلی دوست دارم بدون چراموضوع وبلاگتون اینه ؟
پنج‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 21:06
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هر وبلاگی یه موضوعی داره خیلیها هم بی موضوعن وبلاگ منم موضوعش ناصر عبداللهیه
به پاس قدردانی از زحماتش و زنده نگهداشتن یاد و خاطره این هنرمند عزیز
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
... و جز اینگونه رفتن اثبات عاشقی نبود.سفر بخیر برادر ما نیز می آییم.
پنج‌شنبه 21 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 23:29
امتیاز: 0 0