X
تبلیغات
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

موسی و شبان

همه ما مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)را بعنوان یک شاعر و عارف نام آور ایرانی میشناسیم.

کتابش در سال 2000 یکی از پرفروشترین کتب سال در آمریکا شد و جهان غرب هم تا حدودی با عرفان و معنویت او آشناست.

اما شناخت خود ما چه؟!

خود من که بعلت دانش اندک نمیتوانم با همه ی اشعار این بزرگ ارتباط برقرار کنم.وبعضی اوقات خودم را سرزنش میکنم.

اما در حد شناخت ودرک خود مولوی را دوست دارم.

یکی از داستانهایی که مولانا خیلی شیوا وروان ودرعین حال زیبا و پر مفهوم به بیان آن پرداخته، داستان حضرت موسی(ع) و چوپانیست که در حالت راز و نیاز و صحبت با خدای کریم بوده.و موسی نوع عبادت کردن او را کفر آمیز میخواند ودر پی ارشاد او به سمتش میرود و بقیه ماجرا...

روزی که داشتم این داستان را میخواندم یاد سالهای دوری افتادم.

ماه رمضان بود،یکی از دوستان روزه میگرفت و خوشحال بود از اینکه نمیخورد و نمیاشامد و از گناه روی گردان شده. او زیاد مذهبی نبود.

یک انسان شرافت مند!! به او گفت این روزه گرفتن تو به درد عمت میخوره! تو باید حتما نماز بخوانی تا خدا از گناهانی که انجام دادی بگذره و تازه برو و روزه ی سالهایی رو هم که نگرفته ای بگیر شاید خدای من! تو را نیز ببخشد و از سر تقصیراتت بگذرد.تازه آنهم معلوم نیست!!!

با نصیحت های این شخص شرافتمند و فهمیده و علامه فرزانه!.آن دوست کلا از آن روزه ای هم که میگرفت دست کشید و سالهای بعد دیدم که کلا روزه گرفتن را کاری بیهوده میخواند!

به هر ترتیب در این داستانها و حکمتها هر یک نکاتی نهفته است و خداوند خود بهترین قاضیست.

خلاصه ای از شعر موسی و شبان را با هم میخوانیم:

موسی و شبان

دید موسی یک شبانی را به راه

کو همی گفت ای خدا و ای اله

ای خدای من فدایت جان من

جمله فرزندان و خان ومان من

تو کجایی تا شوم من چاکرت

چارقت"1 "دوزم زنم شانه سرت

تو کجایی تا که خدمتها کنم

جامه ات را دوزم و بخیه زنم

دستکت بوسم بمالم پایکت

وقت خواب آید بروبم جایکت!

حضرت موسی(ع) از آن مرد میپرسد ای مرد با که اینگونه سخن میگویی؟! وچوپان در پاسخ:

گفت با آنکس که مارا آفرید

این زمین و چرخ از او آمد پدید

گفت موسی:های خیره سر شدی

خود مسلمان ناشده کافر شدی

این چه ژاژست"2 "این چه کفراست و فشار

پنبه ای اندر دهان خود فشار

گند کفر تو جهان را گنده کرد

کفر تو دیبای دین را ژنده کرد

گرنبندی زین سخن تو حلق را

آتشی آید بسوزد خلق را

چوپان چون این حرفها را از حضرت موسی(ع)شنید.ناراحت از کار خود:

گفت ای موسی دهانم دوختی

وزپشیمانی تو جانم سوختی

جامه را بدرید و آهی کرد وتفت

سرنهاد اندر بیابان و برفت.

موسی پس از آن برای مناجات به کوه طور رفت.از خدای بزرگ به او ندا آمد که ای موسی این چه کاری بود که کردی هر چه زودتر بروچوپان را بیاب و از او معذرت بخواه!

وحی آمد سوی موسی از خدا

بنده مارا ز ما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی

نی برای فصل"3"کردن آمدی

من نکردم خلق تا سودی کنم

بلکه تا بر بندگان جودی کنم

ما برون را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم و حال را

چونکه موسی این عتاب از حق شنید

در بیابان در پی چوپان دوید

عاقبت دریافت او را و بدید

گفت مژده ده که دستوری رسید

هیچ آدابی و ترتیبی مجو

هرچه میخواهد دل تنگت بگو


1(چارق)= کفش صحرایی که بند دارد

2(ژاژ)= سخن بیهوده

3(فصل)= جدایی

 


 

 برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(مطالب نوشته شده توسط هومن  ) بر روی همین لینک کلیک کنید   

 

 

   

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

    

 

موضوعات دیگر:  

 

  • مراسمها
  • مصاحبه با ناصرعبداللهی
  • مطالب نوشته شده توسط گل مینا
  • مصاحبه با نوید عبداللهی
  • عکسهای ناصرعبداللهی
  • و این بار او از ناصر می گوید
  • نقل قول از منابع دیگر
  • عضویت در گروه ناصریا
  • نقدوبررسی
  • یادمان
  • معرفی کتاب
  • مطالب نوشته شده توسط هومن
  • موسیقی
  • به سوی او
  • اخبار
  • دانلودوبرگردان آهنگهای بندرعباسی
  • نیک بیندیشیم
  • مناسبتهای خاص
  • دانلود فایل صوتی کنسرتهای ناصریا
  • دانلود آلبومهای ناصرعبداللهی
  • فال ترانه
  • حرفهای شما   

     

     

     

    برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید. 

     

  • نظرات (43)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    سلام وبلاگ جالبی داری.من هم صدای ناصر رو دوست داشتم و دارم.وقت کردی به من یه سر بزن.راستی با تبادل لینک چطوری؟
    سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 07:16
    امتیاز: 0 1
    با سلامی به شما و گل مینای عزیز.
    قصد نصیحت یا تملق ندارم ولی میدونم که زنده یاد ناصر کارهایی رو که ارائه میداد کاملا بر خواسته از معنویات و روحیات درونی و اخلاقیات عرفانی بود که هر مخاطبی این حسی رو میفهمید. به شخصه من خودم بارها و بارها از دوستان تاثیر عمیقی رو که از خوندن این شعرها ایجاد میشد؛ میشنیدم.
    با این حال باور کنید هر بار که آهنگ فاطمه بنت نبی یا علی ای احمد ثانی و یا نازتکه رو گوش میدم کاملا یه حسی عجیب و خوشی بهم دست میده که باور کنید وصف کردنش راحت نیست . یادش گرامی و نامش ماندگار و پیروز باد.
    ((((((((((((((مــــــــانـــــدگـــــار نــــــاصــــــریــــــا)))))))))))))))
    سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 11:28
    امتیاز: 1 0
    سلام.مرسی که به وبلاگ من سر زدی.می بخشید من یه مدت نبودم ولی حالا اومدم و فعلا هستم.من لینکت کردم.ناصر عبداللهی یکی بود و دیگر نیست اما تنها صداست که می ماند.
    سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 11:54
    امتیاز: 0 0
    سلام.
    چند وقت بود دنبال همچین وبلاگی میگشتم.از طرفداران مرحوم عبداللهی هستم.چند وقت است که عضو گروه شده ام.به شما و دوستانتان خسته نباشید میگم و ان شا الله در زندگی شاد و سبز باشید.
    سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 13:08
    امتیاز: 1 0
    سلام به مینای عزیز و بقیه دوستان در گروه ناصریا
    وقتی تیتر این پست رو دیدم و بیشتر از اون وقتی ادامه مطالب رو خوندم ، خیلی خوشحال شدم . دوستمون هومن به موضوع مهم و جالب توجهی اشاره کرده که همه تون خیلی خوب می دونید چقدر در زندگی روزمره مون تاثیر داره .
    راستش از روزی که این داستان رو شنیدم و خوندم ، هر موقع چیزی پیش میاد که حال و هوایی مشابه داره ، یاد اون شبان ساده دل میفتم . به نظر من این یکی از داستان های قوی هست که حرفش می تونه خیلی خوب توی ذهن بشینه و درگیرمون کنه .
    اما چیز دیگه ای که به نظرم رسید و کلاْ به همه داستان ها و روایت هایی مربوط می شه که پندی در خودشون دارن ، اینه که :
    همیشه فکر می کنم یه داستان و پیام اخلاقی ، غیر از اونی که خودش میاد و تاثیر گذار می شه ، باید وقتی اون لحظه ناب هم تموم شد ، در زندگی مون جریان پیدا کنه و ما بتونیم اونو در جای مناسب خودش در زندگی مون به کار ببریم . فقط این نباشه که خوشمون بیاد و بگیم درسته ! اما در عمل خودمون هم مث مثالی که هومن نوشته بود رفتار کنیم .
    این قضیه وقتی اهمیتش بیشتر می شه که می بینیم ( برای مثال در این داستان ) یه پیامبر و انسان مهم هم می تونه کوتاهی هایی هم داشته باشه . پس ما که انسان معمولی هستیم باید بیشتر حواسمون جمع باشه . البته اسم موسی یه اسم نوعی هست و دلیل نمی شه حتما در زندگی ایشون چنین اتفاقی افتاده باشه . می تونه هر انسان مهم و خاص دیگه ای هم قرار بگیره به جاش .
    در آخر از گل مینای عزیز ممنونم که هر از چند گاهی پست هایی میذاره که ممکنه ظاهراْ اسم دلآویز ناصریای عزیزمون توش نباشه ، اما تفکر برانگیز و ثمر بخشه و می تونه در گوشه ای از زندگیمون جایی برای خودش باز کنه . من فکر کنم اگه ناصریای عزیزمون هم بین ما بودن و یه روزی می خواستن از سر فراغت وبلاگ بنویسن ، حتما به چنین موارد مهمی اشاره می کردن .
    همه تون شاد و پیروز باشید
    سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:07
    امتیاز: 1 1
    پاسخ:
    موافقم .
    و ممنون از شما.
    سلام...
    در ابتدا همکاری هومن عزیز یکی از دوستان بسیار خوبمان را با مینای گل تبریک میگویم.هومن جان بسیار خوشحال شدم...

    در مورد داستان موسی و شبان که واقعا سرشار از اندرزهاست باید بگویم که همانطور که گفتی خداوند بهترین قاضیست ...
    باید از قهر خداوند ترسید...و اینکه فرمود: اعمالتان وابسته به نیت شماست.یعنی اینکه اگر حتی عملی آنچنان که باید درست انجام نگیرد اما نیت ما از انجام آن خیر باشد نزد خداوند بزرگ و بخشنده بهترینست .
    با امید به اینکه نیتمان از انجام هر عمل خیر و در جهت رضایت خداوند و خلق خدا باشد. که پیامبر پارسیان گفته :
    گفتار نیک
    پندار نیک
    کردار نیک***
    سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:08
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    مرسی از لطف شما.
    سلام گلم:
    از آقا هومن بابت این نوشته تشکر میکنم واقعا پند اموز است البته برای کسانی که اهل تفکرند.


    (ما درون را ننگرییم و قال را ما برون را بنگریم و حال را)


    قابل توجه بعضیها؛
    *****جاوید ناصریا*****
    سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 20:39
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    مرسی دادا
    البته شایان ذکر است:

    ما برون را ننگریم و قال را

    ما درون را بنگریم و حال را
    سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 22:16
    امتیاز: 0 0
    سفالین آپ شد با:
    ارزش دوستی
    سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 22:41
    امتیاز: 0 0
    هومن و مینا عزیز سلام خیلی خوشحالم که همکاری هومن را با مینای عزیز میبنم واین پست هم خیلی اموزنده وجالب بود
    هومن جی بی تو که کولاکت کردن هم با ای پست وهم (خدایا)
    در پایان مینا وهومن عزیز شادتون بگردم که مه درکنارتون شاد ابم
    سه‌شنبه 26 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 23:45
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    کربون کد و بالات .
    لطف اتهه کاکا
    سلام سلام
    همانی که گفتی
    ما درون را بنگریم و حال را
    چکیده و گزیده احوال آدمی و عشق و خلوص و عبودیت او
    که تنها او آگاه است و بس
    و این را هر بنده را بس است که چه آسوده خاطر باشد و چه نه
    سوگند به وجدان سرزنش گر ( قیامت آیه ۲ )
    تایید همین گفته است
    پیروز باشی همیشه
    چهارشنبه 27 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 00:37
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ممنون از شما دوست عزیز
    سلام خب این داستان موسی و شبان چه ربطی به ناصریا داره مگه خدای نکرده ناصر نماز نمیخوند که حالا میخوای با این داستان اونو توجیه کنید خواهش میکنم از این مطالب که شاید ذهن علاقمندان ناصر رو خراب کنه ننویسید ناصر هم مثل همه ما مسلمون بود و شیعه و نماز خون و به قول خود ناصر تو صندلی داغ اگه قرار نباشه خدا به ما عاشقانه نگاه نکنه وضع همه مون خرابه-(خوب و بد ما رو خدا میدونه و ما باید درحد خودمون تلاش کنیم و فرامین الهی رو انجام بدیم)
    چهارشنبه 27 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 07:20
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    مطلب رو با دقت بیشتری بخوان ای مهربان.
    خیلی سطحی نخونیم مطالب رو.
    خیلی عالی بود و همون طور که گفتم نظرم همیشه مثبت است
    چهارشنبه 27 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:17
    امتیاز: 0 0
    ناصر مردی بود که در اولین وهله خدا رو از درون دوست می داشت و مکتب او مکتب عشق بود
    او اعتقادش این بود که انسان ها به عنوان یک روح آزادند و می توانند آنطور که قلبشان حضور خدا را درک می کند این وجود لایتنهایی را حس کنند و با او ارتباط برقرار کنند
    روش و مرام او یکرنگی و یکدلی بود و داستان موسی و شبان یک تمثیل است برای اینکه بیاموزیم انسانها را با ظاهرشان نبینیم با درونشان ببینیم و سرشتشان.
    از این رو این مطلب را بر طبق اهداف و تفکرات ناصر در این وبلاگ گذاشتم چون ما تنها نمی خواهیم از خود شخص ناصر بگوییم بلکه تفکر و اندیشه و معنویت ناب او بسیار ارزشمندتر از هر چیز دیگری است.
    این که ناصر نماز می خواند یا نمی خواند به روش شیعه ها نماز می خواند یا به روش سنیها وضویش را چگونه می گرفت و...
    اینها ملاک سنجش شخصیت و ایمان ناصر برای ما نیست.
    ناصر دل بود یک دل عاشق و این برای من همه چیز است.

    ما برون را ننگریم و قال را
    ما درون را بنگریم و حال را

    آیا این یعنی اینکه ناصر نماز نمی خواند؟
    حال خود و وجدان خود را قاضی کنید و قضاوت نمایید.
    چهارشنبه 27 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 19:09
    امتیاز: 0 0
    من نمیدونم بعضی از دوستان چرا فقط دوست دارن مطالبو اونجوری که دوست دارن بخونن...ببخشید میخوام یه کم عامیانه بگم.آقای محمد عقل جن هم به این تفسیری که شما از این متن داشتید نمی رسه...واقعا وقتی خوندم تا چند لحظه مات بودم ...
    در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست...
    خوشا به حال کلاغ های قیل و قال پرست...
    چهارشنبه 27 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 20:31
    امتیاز: 0 0
    باسلام مطلب زیبایی بود مینا جان ممنون ازمطالب زیبا واموزندت راستی این بنده خدا یه چیزای میگه راسته؟ من یه تشکرمخصوص ازمینابخاطر خیلی مسایل ویک معذرت خواهی بخاطر اینکه من اوایل تند باهاش برخورد کردم ولی این عزیز گرامی مراقیچی نکرد تایید هرکامنت نشانگر مقبولیت نیست ولی اگرکامنتی برعلیه یک شخصیت مذهبی نوشته شد وکامنتی دررد کامنت اولی تایید نشد بدین معنی نیست که مدیر ان وبلاگ موافق با توهین به ان شخصیت مذهبی هست من سحنم با ان وبلاگ نویس هست که توهین به شخصیتهای مذهبی راتایید میکند ولی کامنت مراکه هیچ توهینی به شخص خاصی نیست راحذف میکند اسمی ازان وبلاگ رانمیبرم ولی میفهمم مدیر ان وبلاگ این کامنتها را می حواند واسه همین این مطلب را اینجانوشتم
    چهارشنبه 27 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 21:03
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    گل مینا:
    به اون بنده خدا بگو شایعه درست نکن فردا پس فردا راس راسی یه خبری می شه اونوقت کسی قبول نمی کنه می شی چوپان دروغگو:)))

    ایرادی نداره دوست عزیز پیش میاد دیگه.
    یه چیز دیگه گل مینا لطفا خواهش میکنم این عکس ناصرو تو بیمارستان بود البته دومی رو بردار خیلی ناجوره تشکر
    چهارشنبه 27 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 22:32
    امتیاز: 0 1
    پاسخ:
    گل مینا:
    اگه بخوام عکس و بردارم باید کل پست و پاک کنم!
    گاهی حقیقت تلخه و پذیرفتنش سخت و دردناک اما واقعیته و باید قبولش کرد. :|
    سلام به مینای گلم و هومن عزیز .
    به هر دوتون خسته نباشید می گم . متن جالبی بود .
    ناصر خیلی پیش خدا عزیز بود . برای همین انقدر زود رفت و آسمونی شد . توی این دو روز کلیپ کسری بارها از شبکه ی مهاجر پخش شد و باز چهره ی معصوم و مهربونش روی صفحه ی تلویزیون نشست .
    روحش شاد

    *جاوید ناصریا*
    چهارشنبه 27 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 23:37
    امتیاز: 0 0
    هرکه را اسرار عشق اظهار شد
    رفت یاری زانکه محو یار شد
    شمع افروزان بنه در آفتاب
    بنگرش چون محو آن انوار شد
    سلام.نشان ناصر و نام مولانا اینها را آورد یادم ...
    رفت یاری زانکه محو یار شد...
    موفق باشید و در پناه حق
    پشت این پنجره ها آپدیت شد./
    پنج‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 00:06
    امتیاز: 0 0
    چوپانی در حال چراندن گله بزرگ خود در نقطه ای دورافتاده در نزدیکی یک جاده بود که یکباره یک اتومبیل " بی ام و " شیک و جدید در میان گرد و غبار به طرف او آمد . راننده که مرد جوانی با کفش و لباس خیلی شیک و عینک آفتابی و کراوات مارک دار بود سرش را از پنجره بیرون کرد و از چوپان پرسید :


    - اگر من به تو بگویم که دقیقا چند گوسفند در گله تو هست آیا تو یکی از گوسفندها را به من می دهی ؟


    چوپان نگاهی متعجبانه به مرد جوان و نگاهی به گله خود می اندازد و با آرامی می گوید : معلوم است . چرا که نه ؟


    مرد جوان شیک پوش اتومبیل خود را پارک می کند کامپیوتر نوت بوک آخرین مدل خود را درمی آورد آن را به موبایل موتورولای خود وصل می کند به صفحه ناسا ( NASA ) روی شبکه اینترنت وارد شده و برای تعیین دقیق محل ایستادن خود یک سیستم ماهواره ای GPS را می آورد . سپس او یک ماهواره دیگر NASA که منطقه را با یک سیستم عکسبرداری با رزولوشن ( Resolution ) خیلی بالا اسکن ( Scan ) می کند تغذیه می نماید . عکس دیجیتال را با برنامه Adobe Photoshop باز می کند و آن را به یک محل پردازش تصویر در هامبورگ آلمان می فرستد . با فاصله چند ثانیه او یک پست الکترونیکی ( email ) دریافت می کند که می گوید تصویر پردازش شده و داده ها ذخیره شده اند . سپس او از طریق یک ODBC متصل به صفحه گسترده Excel با صدها فرمول پیچیده به یک پایگاه داده های MS-SQL ( Data base ) دسترسی پیدا می کند . او تمام این داده ها را از طریق پست الکترونیکی به Black berry خود می فرستد و پس از چند دقیقه پاسخ را دریافت می کند . نهایتا او یک گزارش 150 صفحه ای تمام رنگی را به وسیله پرینتر لیزری بسیار کوچک hi-tech خود چاپ می کند و سپس روی خود را به چوپان می کند و می گوید : " شما دقیقا 1586 گوسفند دارید . "


    چوپان با تعجب می گوید : " درست است . به نظرم شما می توانید یکی از گوسفندان مرا ببرید " و با چشمش مرد جوان را که یکی از حیوانات را انتخاب و در صندوق عقب اتومبیل خود قرار می دهد دنبال می کند .


    سپس چوپان که خیلی از این اتفاق ناراحت شده بود به مرد جوان می گوید : " اگر من بتوانم به شما بگویم که شما چه کاره هستید آیا گوسفند مرا پس می دهی ؟ "


    مرد جوان کمی فکر می کند و سپس می گوید : " باشه چرا که نه ؟ "


    چوپان می گوید : " شما یک مشاور هستید ! "


    مرد جوان با تعجب زیاد می گوید : " درست است ولی چطور توانستید بفهمید ؟ "


    چوپان می گوید : " به هیچ حدسی نیاز نبود ! . . . اولا شما بدون آنکه کسی از شما درخواست کرده باشد به اینجا آمدید ! . . . ثانیا شما می خواهید برای جوابی که من خودم از اول می دانستم پول دریافت کنید ! . . . ثالثا شما هیچ چیزی در مورد کسب و کار من نمی دانید . . . و حالا لطفا سگ مرا به من پس بده
    پنج‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 01:02
    امتیاز: 0 0
    سلام .
    ما نفهمیدیم کی جواب سوالای ما رو میده؟
    هومن داره جواب میده یا مینا؟
    من از هومن یه سوال دارم.
    شما بچه کجایید؟ و اینکه
    در ضمن این یک پست فقط این پست اینجوریه یا پستی دیگه هم در آینده امکان داره اینجوری باشه.منظورم غیر مستقیم به ناصر مربوط باشه؟
    پنج‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 04:24
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    دوست من پستی رو که من نوشته باشم تمام پاسخهاش رو خودم خواهم داد.
    مینا هم پستایی که خودش نوشته رو پاسخ خواهد گفت.
    در موارد دیگه ایشون بعنوان مدیر سایت اگر احساس کنه نیاز به جواب او هست با اسم گل مینا یا مدیریت سایت جواب شما رو خواهد داد ومستقل از من.
    اگر من یکروز به هر علتی فرصت نکنم کامنتهای پست خودم رو تایید کنم.(مثل دیروز).به خاطر اینکه در روند سایت مشکلی پیش نیاد ایشون این کار رو بعنوان مدیر سایت خواهد کرد.
    اما نه ایشون از طرف من جواب خواهد داد و نه من از طرف ایشون.
    ایشون به تمام کامنتهایی که گذاشته میشه دسترسی داره.


    من هم بچه بندرعباس و کوچیک شما.

    در مورد سوال دوم شما باید بگم
    نه این آخرین پست نخواهد بود.
    وقتی که جای عشق و صفا را ریا گرفت


    از خلق می توان مودبانه خدا را گرفت
    پنج‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 17:39
    امتیاز: 0 0
    سلام به شما و خسته نباشید هم گل مینای عزیز هم هومن گرامی ممنون از این پست آموزنده و زیبا بود
    پنج‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 17:41
    امتیاز: 0 0
    سلام به مینای گلم و هومن عزیز
    خسته نباشید میگم به هر دو تون و امیدوارم موفق باشید.
    دلم برای همگی تون تنگ شده. درسته که کمی ازتون دور موندم و زیاد دسترسی به نت ندارم اما همیشه به یادتون هستم.
    راستی هومن هوای فومن چطوره؟؟؟ :-)))))))))
    پنج‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 20:44
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    مرسی.
    فومن رو نمیدونم.
    اما بندرحسابی گرمه!
    آقای قیصر اگه منظورتون از وبلاگ نویس من هستم باید خدمتتون عرض کنم که من تک تک کامنت های شما رو تایید کردم . هیچ وقت هم کامنت کسایی رو که به مقدسات توهین کردن رو تایید نمی کنم . اگه مشکلتون با آقای احسان هست ( کسی که توی وبلاگ من کامنت گذاشته ) من کامنت ایشون رو حذف می کنم . هر چند می دونم باعث ناراحتی آقای احسان می شم . من هم از مطالبی که ایشون نوشته بودن زیاد راضی نبودم . اگر هم تا این لحظه کامنتشون رو حذف نکردم به خاطر آشنایی نزدیکیه که با ایشون دارم . من احترام خاصی براشون قائل هستم . در هر صورت کامنتشون رو حذف می کنم . ولی لطفا دیگه منو محکوم نکنید . من همیشه کامنت های تمام بچه هارو تایید کردم . من نمی دونم چرا شما با وبلاگ نویس هایی که کامنت های معمولی و خالی از هر گونه توهین رو حذف می کنن بحث نمی کنید ؟ وبلاگ نویس هایی هستن که بی جهت کامنت های بچه ها رو حذف می کنن و باعث رنجش بچه ها می شن . خدا رو شکر می کنم که همچین آدمی نیستم . من برای خوندن تک تک کامنت های بچه ها ذوق زده می شم . حتی از حضور شما آقای قیصر خیلی خوشحال شدم ولی حالا ...

    لطفا این پاراگراف رو هم بخونید :

    آقای امید بندری من از شما کامنتی ندیدم . دو روزی هست که بلاگفا مشکل داره . شاید به خاطر همین کامنت شما رو من ندیدم . وگرنه مرض که ندارم . تازه از خدامه که تعداد کامنت ها زیاد باشه . درست می گم ؟؟؟؟؟؟؟؟
    در هر صورت ببخشید اگر کامنت شما رو من ندیدم .

    این رو هم بگم که در مورد مشکل بلاگفا هیچ دروغی در کار نیست .
    موفق باشید

    پنج‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 22:55
    امتیاز: 0 0
    در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست
    خوشا به حال کلاغ های قیل و قال پرست

    پنج‌شنبه 28 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 23:22
    امتیاز: 0 0
    درود !

    لینک عکس ناصر رو دیدم ! واقعا صحنه ی دلخراشی بود !
    بازم متاسفم برای خودم و همه !
    در ضمن خوشحالم که لا اقل شما یک تیرماه رو فراموش نکردید !

    موفق باشید !
    جمعه 29 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 04:11
    امتیاز: 0 0
    سلام گل مینا من هم گل گیشم وبلاگت خیلی مسخره است

    کربونت
    جمعه 29 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 09:26
    امتیاز: 0 0
    گندم جان سلام منظورم با شما نبود وشماکامنت مرا تاییدکردید اونی که تایید نکرده خودش میدونه وازشماسپاسگزارم
    گل گیش اگه اینجا مسخرن بی چه اهوندی؟ کسی خندغی نفرستادن پی سرت مینا وهومن اینجا زحمت اکشیدن وخدایی کارشون حرفی نین هومن نخسته چکه خوشحال بودم وختی ام دی بامینا بیشته ازکبل همکاری اکردی اینجا مال مینا نین متعلق به ناصرن وهمه دوستدارون ناصرن همه ناصردوستون باید زحمت بکشن بی اینجا همه کاکا ودادا مه هم چند مدت دگه یتا مطلب در باره ناصر افرستم اگه بدردتون ایخه ازش استفاده کنی
    هومن راستی باای بنده که روزه اگن ونمازناخونت یادشعر کربون سری که که ناز ناکنت روزه اگه نمازناکنت کفتم
    ایمان به نمازخوندن نین هستن افرادی که نمازناخونن ولی ایمانشون خیلی قوین ودرمقابل ادمونی پیدا ابن که پنج وخت تومسجدن ولی دنبال دختون سرکنگی وچمک اکردن تو قران هم مو هستن که ...کل الاعمال باالنیه.... نیتتون پاک بشت...
    میناوهومن عزیز کربونتون خداقوت ونه خسته
    جمعه 29 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 13:50
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    مرسی از شما.
    در حد توانم و وقتم سعی اکنم.
    گندم جان من اصلا منظورم باشما نبود کاری هم باامیدبندری ندارم اصلا ایشون را نمیشناسم ولی ازنقطه چین اخر متن کامنتت چیزی نفهمیدم میشه یکم بیشتر توضیح بدید
    جمعه 29 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 14:46
    امتیاز: 0 0
    خوب
    من هم مانند آن علامه ی فرزانه معتقدم دین فقط به درد عمه ی طرف می خوردچه با نماز و روزه و چه با نماز و بدون روزه و چه با روزه و بی نماز و کلا هرآنچه تعبیر به دین می شود هجو روزگار و نیشخند به همه ی مردمان ساده لوح بی فکر می باشد.

    اگر شخص اختیار امور را به دست بگیرد و سعی کند اختیار ار رفتار خویش باشد خدا را هم نشناسد جایش در قبر راحت است! قبر خانه ی ابدی ماست نه بهشت.قبرها را بسازیم هومن و دوستان دیگر جان.
    شنبه 30 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 02:30
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ...!
    سفالین آپ شد با:
    نسل سوخته(۲)


    http://sofalin.blogsky.com/?PostID=10
    شنبه 30 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 03:17
    امتیاز: 0 0
    سلام من از طرفداران سرسخت ناصر هستم جواب شما مرا قانع نکرد دارید توجیه میکنید من میگم ناصر مثل همه ایرانی ها که در نگاه اکثریت شیعه هستند شیعه هست و در حد خودش که ما خبر نداریم واجبات و محرمات رو بجا میاورده همانطور که من درباره مثلا شما از زندگی خصوصیتون خبر ندارم میگم شیعه هستید مگر خلافش ثابت بشه من ناصر رو از طریق آهنگاش و صحبتهاش توی تلویزیون میشناسم و به این نتیجه میرسم که ناصر آدم خوبیه و مذهبیه و سالمه و دیدگاه عرفانی داره اما من از مطلب شما اینجور میفهمم که اگه انسانها مثلا نماز نخونند روزه نگیرند واجبات و محرمات رو بجا نیارند و بگویند که ما دیدگاه عرفانی داریم و خدا رو دوست داریم انسانهای خوبیند اگه منظورتون اینه من قبول ندارم وشما گفتید بعضیها به ظاهر نگاه میکنن میخوام بگم این در مورد ناصر مصداق نداره مگه قیافه ناصر غلط انداز هست اتفاقا هیبت ناصر انسان رو بیاد معنویت و عرفان میندازه درنهایت میخوام بگم با اینجور مطالب اذهان رو خراب نکنید چون ناصر محل شک نیست وما ناصر رو دوست داریم چون اگه با معرفت نازتکه رو اکثر اهنگهای ناصر رو گوش کنی به خدا میرسی همین احساسی که من دارم
    شنبه 30 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 07:50
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    گل مینا:
    سلام
    در مورد اینکه ناصر واجبات و به جا نمی آورده کجای پست موسی و شبان صحبت شده می شه توضیح بدید؟
    من شخصا به عرفان ناصر اعتقاد دارم و یکی از اهدافم نوشتن و انتشار پستهای معنویه به دلیل اینکه می دونم جزء اهداف و افکار ناصر بوده.
    نظز شما اینه اگه انسانی خدا رو قلبا دوست داشته باشه ولی نماز مثلا نخونه بده درسته؟ من قبول ندارم.
    قیافه ناصر اتفاقا خیلی هم معنوی و با انرژی مثبت بود بازهم سوال اول شما این نتایج رو از کجای پست موسی و شبان بیرون کشیدید شاید یک سری پاراگرافهای غیبی در این پست وجود داره که من نمی بینم!

    در ضمن این وبلاگ از خوبیهای ناصر می گه و اتفاقا آهنگ همین پست هم نازتکه هست اما نازتکه تنها نمونه ءکوچکی از کارهای معنوی ناصره اگر شما با نازتکه به یاد خدا میفتید من با خداوند عیسی نقش جمال انسان غافلن ای نام تو بهترین سر آغازو.. هم به یاد خدا می افتم
    بازم بگم؟؟
    آقای علی...
    فیلم خیلی دور خیلی نزدیک رو شاید دیدید وگر نه ببینید برای اندیشه هاتان خوب است!!!
    شنبه 30 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 12:31
    امتیاز: 0 0
    سلام
    خوبید
    خوشحالیم بعد از مدتاها تونستم به وب شما سر بزنم
    نوشته ی زیباتونو خوندیم
    موفق باشید
    بای
    شنبه 30 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 13:44
    امتیاز: 0 0
    سلام .... جالب بود در ضمن به گفته رضا صادقی ناصر خواننده ماندنی است صدای او همیشه با ما و در گوش ماست ...
    پترات / حرف مفت هم با { ختنه دختران یک جنایت آشکار ... } بروزه .
    شنبه 30 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 21:28
    امتیاز: 0 0
    با سلام به دوست خوب [گل] م
    مرا دوست بدار ,,,,, [لبخند]
    خوشحال میشم ببینمت ,,,, [چشمک]
    ممنونتم [گل]
    شنبه 30 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 23:02
    امتیاز: 0 0
    سلام شما مثل اینکه متن منو کامل و درست نخوندید من هم گفتم ناصر مثل همه ما واجبات رو انجام میداده(شاید هم بیشتر)منم به شخصیت معنوی ناصر اعتقاد دارم من گفتم مگه قیافه ناصر غلط انداز هست اتفاقا انسان رو به یاد معنویت میندازه من گفتم با نازتکه و اکثر اهنگهای ناصر به خدا میرسم ومطلب دیگه این که دانش آموزی سر کلاس به معلم بگه آقای معلم من شما رو خیلی دوست دارم درس و علم رو دوست دارم اما خواسته و دستور معلم نسبت به همون دانش آموز درس خوندن هست و اون دانش آموز درس نخونه آیا به نظر شما اون دانش آموز خوبیه مورد توجه معلم قرار میگیره ضمنا اهنگهای خداوند عیسی و ابوالفضل رو برای دانلود بگذارید
    یکشنبه 31 تیر‌ماه سال 1386 ساعت 08:01
    امتیاز: 0 0
    از این شعر در وبلاگم استفاده کردم. تشکر از زحمات شما. وبلاگ قشنگی دارید.
    پنج‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 01:43
    امتیاز: 0 0
    شعر زیبایی بود با اجازه برای یکی از دوستان کپی کردم
    یکشنبه 12 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 16:50
    امتیاز: 0 0
    سلام لطفامارابانام شهرک موزیک لینک کنیدباتشکر
    www.shahrakmusic.blogfa.com
    و خواهشمندیم که این اهنگ رو در وبت بزاری.نام خوانندش هست احسان و نام آهنگ هست بدبیاری.ممنون
    لینک آهنگ:
    http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://shahrakmusic.persiangig.com/audio/khod/Bad%20biyari.zip
    لینک عکس:
    http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:m5d1U1uiR1TzMM:http://i32.tinypic.com/15zk3z9.jpg
    وقتی گذاشتی خبرمون کن باتشکر
    شنبه 23 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 01:16
    امتیاز: 0 0
    با سلام

    از اینکه بیاد مرحوم ناصر عبداللهی زحمت میکشید و یاد او را

    زنده نگه میدارید از شما خیلی تشکر میکنم و یک پیشنهاد

    لطفآ از صدای گرم این هنر مند در وب استفاده کن تا بیشتر

    استفاده کنیم موفق باشی التماس دعای خیر
    یکشنبه 30 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 12:37
    امتیاز: 1 0
    پاسخ:
    سلام
    صدای ایشان رووی وبلاگ هست.
    بی تو ای بود و نبودم عمر یک لحظه بسن...
    چهارشنبه 4 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 16:53
    امتیاز: 0 0