X
تبلیغات
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

یک سال پیش در چنین روزهایی...

یک سال پیش در چنین روزهایی ناصر بود.

 

زنده و سالم و سرحال و سلامت .

 

مثل همیشه پر شور و امیدوارو هدفمند.

 

nasser abdollahi

 

اهداف بزرگی در سر داشت .انتشار آلبومهای معنویش و پخش رایگان آنها میان مردم ، راه اندازی یک موسسه فرهنگی در بندرعباس و ...

 

یک سال پیش در چنین روزهایی ناصر مشغول خواندن آخرین زمزمه های حنجره ء طلاییش بود در آهنگ همبستگی، همرا ه با رضا صادقی ،غلام رضا صنعتگر ،اسحاق احمدی و...

 

سرچشمه آب زلال دیریای بندر تا شمال

 

گرمای هیرت آفرین  دنبال روری حلال (۱)

 

یک سال پیش در چنین روزهایی هنگام بازگشت از استودیو(بعد از خواندن آهنگ همبستگی) به اسحاق احمدی گفته بود که مدتی است خواب مرحوم صالح سنگبر و مرحوم کوروش گرمساری را می بیند و...

 

یک سال پیش در چنین روزهایی بندر در حال آماده شدن بود برای بروز یک حادثه تلخ و یک راز سر به مهر و یک داغ  سهمگین...

 

nasser  abdollahi va dokhtarash nina

 

یک سال پیش در چنین روزهایی هنوز دستان مهربان و پدرانه ناصر بر سر دختر کوچکش نینا کشیده می شد و تپش قلب با محبتش آرامش و عشق و اطمینان را به او هدیه می داد.

 

یک سال پیش هنوز گرمای حیات در رگهای ناصر به سردی نگراییده بود و برق اطمینان و عشق در چشمان او همچنان درخشان و تابان بود.

 

هنوز انرژی مثبت بودن او جریان داشت و قلبهای زیادی دلخوش به بودن او ، آرام بودند و امیدوار.

 

یک سال پیش در چنین روزهایی کسی فکر نمی کرد که یک سال بعد ناصریای  عزیز، بزرگ مرد بندرعباسی ،هنرمند خوشرو و خوش برخورد و خوش قلب و خوش صدای دریای نیلگون فارس ، نیک مرد خوش سخن و خوش لهجه ء جنوبی در زیر خروارها خاک خوابیده باشد.

 

 آن هم اینطور غریبانه و تا این حد پر رمز و راز...

 

تنها...

 

یک سال پیش در چنین روزهایی...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(۱)برای دانلود آهنگ همبستگی با صدای ناصرعبداللهی رضا صادقی و.. بر روی لینک زیر کلیک نمایید.

 

 همبستگی با صدای ناصرعبداللهی اسحاق احمدی رضا صادقی غلامرضا صنعتگرو...

 


برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(مطالب نوشته شده توسط گل مینا ) بر روی همین لینک کلیک کنید   

 

 

 

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

  

 

برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید. 

 

نظرات (18)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
محشری
شنبه 5 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 18:14
امتیاز: 0 0
سلام یک سال پیش در چنین روزهای بعضی هامون اصلا به فکر ناصر نبودیم

یک سال پیش در چنین روزهای بعضی ها تو فکر ......... بودن
یک سال پیش در چنین روزهای من به بابام میگفتم ناصر ۳ سال چرا آأبوم نمیده
یک سال پیش به بابام گفتم ناصر میخواد آلبومی به نام لیلا بخونه
یک سال پیش ناصر میدونست.....
شنبه 5 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 20:45
امتیاز: 1 0
حیف، حیف و صد حیف ..........
چرا اینطوری شد ؟؟؟
بعد از یکسال ....
الآن اگه زنده بود باید به کنسرتش می رفتیم. به محفل شادیش پا می گذاشتیم.
نه محفل عذا .........
آه که چقدر جاش خالیه /.....
دیگه هیچ افسوس و آهی فایده نداره ....
الآن دستاش سرده سرده ........
آغوش گرم خانواده اش با نبودش به سرعت یخ زد ....
خدا رحمتش کنه، روحش شاد
*** جاوید یاد و نام ناصریا ***
شنبه 5 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 20:53
امتیاز: 0 0
سلام.
من هنوز باور ندارم که ناصریا در بین ما نیست.
یکشنبه 6 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 01:04
امتیاز: 0 0
چه ناروا و چه تلخ . . . . .
جاشو تو این یکسال خیلی خالی دیدم شاید این رسم بدی شده که تا زمانی که زنده بود کسی بیادش نبود ولی وقتی رفت همه دنبالش گشتند.
الان هم اگه یه کمی با اطرافمون نگاه کنیم؛ کم نیستند کسانی که خاطرشون برامون عزیزند ولی یادی ازشون نمیشه
از گل مینای عزیز ممنون بخاطر لطف بیدرغش بناصر:
کم کم باید خودمونو برای سال آماده کنیم.

((((((((((مـــــانــــدگـــــارنـــــــاصــــریــــــا))))))))))))))
یکشنبه 6 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 11:33
امتیاز: 0 0
هنوز درهر گوشه شهر بندر قسمتی از وجود ناصره که با نگاه کردنش به بودن ناصر پی میبریم .هنوز در هر گوشه شهر بندر صدایی از ناصر می یاد پخش ماشین ها / زنگ موبایل ها /زمزمه مردمی که هنوز سر زبانشون توی قلبشون حرف های دل ناصره .هنوز در .....
یکشنبه 6 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 11:56
امتیاز: 0 0
...


راستش چندبار اومدمو رفتم.
اما نمی دونم چی باید بنویسم. چند لحظه به صفحه خیره موندم. و آهنگ رازو گوش کردم...

×حتی یه آینه پیش روم نیست که اسممو یادم بیاره×...

چه ساده بردنش ...
چه آسون ازمون گرفتنش ...
چه بی صدا خاموشش کردند...
چه بی رحمانه ازش گذشتند...

چه مظلوم و بی ادعا رفت...
×میون اینهمه ستاره من یه شهاب بی نشونم×
و چه بی رحم و بی تفاوت زندگی ادامه دارد.....

یکشنبه 6 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 13:05
امتیاز: 0 0
سلام مینا جون
من نمی دونم چی باید بگم و از کجا باید شرو ع کنم ولی اول از همه باید از زحمات مینا جون خواهره گلم تشکر کنم که همچنان پر انرژی تر از گذشته داره این محیط گرم و زیبا رو به زیبای تمام اداره میکنه .و باز هم غم غریب ناصر .اون اوایل که ناصر مارو تنها گذاشت فکر میکردم اون دیگه رفته و منو تنها گذاشته با خودم میگفتم قوت قلبم امیدم ارزوم هدفم رفت و تنهام گذاشت خیلی سخت بود ولی حالا و با گذشت زمان فهمیدم ناصر نرفته ناصر هست وجود داره رفتن و مردن توی دنیای مادیه و ناصر وجودش صداش راهش رنگی از مادیت نداشت که به این راحتی نابود بشه ناصر وجود داره و همچنان وجودش ادامه داره نمیدونم شاید هیچ کسی منو درک نکنه ناصر واسه من فقط یک خواننده و یا یک دوست و یا ....... نبود اون همه ی عشقم بود اون خود من بود منی که از من خیلی خیلی دور و به من خیلی نزدیک بود کسی که من میخواستم اون باشم همزادم آرمانم مرادم ارزوم همه ی هدفم همیشه تو ذهنم فکر میکردم همه ی احساسمو هم ناصر با دیدن من درک میکنه یعنی فکر میکردم با دیدنم میفهمه اون چیزی که مثل سایه دنبالش بود ولی هیچ وقت دیده نشد من بودم این حرفام حرفایی نیست که راحت بشه به زبون اوردو بیان کرد چون قابل بیان نیست قابل درک نیست ولی من میگم که دلم اروم بگیره .ناصر واسه من یک افسانه بود و تا ابد هم افسانه باقی میمونه یک افسانه ی که برای من واقییت داشت ناصر واسه من فقط یک خواننده نبود من عاشق خوانندگی و یا تیپ و قیافش نبودم من عاشق خودش بودم اون معنویت درونش اون ذات پاک ونوری که در درونش و صدا و نگاه و وجودش وجود داشت و این رو هم باید بگم که صدای ناصر ترانه هاش تپش حرفاش همه و همه ی وجود ناصر عزیزترین و بهترین بود و این بهترین بودنها منشهاش همون نور و ذات با ارزش ناصر بود همه ی اونای که ناصر رو از نزدیک میشناختن می دونم که منو کامل یا تا حدی درک میکنن و هممونم اینو خوب میدونیم که هنوز خیلی مونده بود که ناصر رو بشه درک کرد و فهمیدش ناصر به نظره من خیلی و خیلی بزرگ تر و عظیم تر از یک انسان عادی بود و این موضوع تو همه جای زندگی ناصر روشن و بارز بود از زندگی شخصیش گرفته تا خوانندگیش و صدا و نگاه و حرف و همه و همه نمیدونم شما هم این حرفمو قبول دارید یا نه ولی من یقین دارم که توی این جهان مادی که همه چیزش از قوانین فیزیک و شیمی و ریاضی تبعیت میکنه چیزهای هست که ما نمیبینیم ولی وجود داره منظورم خدا و نیروی خداوندی نیست که در وجودش و عظمتش شکی نیست منظورم نورها و نیروهای که منشاش از این دنیا نیست و از یک جای دیگه سرچشمه میگیره یک سرچشمه ی بینهایت که تو این دنیا تعریفی براشون نداریم که این سرمنشا و سرچشمه همون خداونده بزرگ و دنیای دیگست که خداوند وجودشو به همیه ی ما اعلام کرده و این همون چیزیه که بعضی از ادمای پاک و خالص که شاید هم انتخاب شده ی خداوند باشند و شاید هم از درک و عظمت و بزرگی خودشون باشه به درجه ای میرسن که این نورها و نیروها رو درک و جذب میکنن و با دنیای دیگه و فارغ از این دنیای مادی رابطه بر قرار میکنن رو میارن به معنویات نور حق و حقیقت در درونشون روشن میشه و نگاهشون صداشون همه ی وجودشون رو فرا میگیره و اونجاست که دیگه اونها به مقام والایی میرسند. کم یا زیادشو نمیدونم ولی همشون یک رنگ و یک جنس دارن و چقدر زیبا و دوست داشتنیه این رنگ.و رنگ ناصر من رنگی نداشت جز این رنگ رنگش نگاهش صداش رفتارش همه ی وجودش جنسی نداشت جز همین جنس.ناصر فقط میشه گفت که ناصر بود ناصر بودن سخت ودشواره و کسی نمیتونه ناصر باشه مگر این که در درونش ازاین نیرو و نور که سرچشمه ی اون حضرت حق وجود داشته باشه .
یکشنبه 6 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 15:47
امتیاز: 0 0
چه عکس رمانتیکی
یکشنبه 6 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 16:48
امتیاز: 0 0
با سلام و خسته نباشید . ناصر همیشه زنده و جاوید هست
یکشنبه 6 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 17:24
امتیاز: 0 0
۳ تا کار بندرعباسی و ۳ تا فارسی از این حقیر در سایت:www.simusic.blogsky.com
البته کارها با پی سی ضبط شده و....

خیلی خوشحالم میکنید اگر
که گوش بدید و نظر بدید.

یا علی
دوشنبه 7 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 05:23
امتیاز: 0 0
وبلاگ احمد ثانی به روز شد
حتما سر بزنید
دوشنبه 7 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 15:08
امتیاز: 0 0
قاصدک
در راه نیست
قاصدک
پیدا نیست
قصد قربت می کند
پیک فراق
بر تن پایان پاییز
می تند
شولای داغ
" به یاد ناصر عزیز و نازنین که پایان خزان ، آغاز خزانش بود ، آن همه سبز ! "
...
سلام به خواهر همبغضم مینا
پشت این پنجره ها با " صدای ناصر در تالار کشور در ماه فراق خزانی او " به روز شده است.حضور سبزتان را انتظارم.
دوشنبه 7 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 16:39
امتیاز: 0 0
رنگ سال گذشته ها دارد همه ی لحظه های امسالم /// ۳۶۵ حسرت را همچنان می کشم به دنبالم...
دوشنبه 7 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 18:53
امتیاز: 0 0
دیشب داشتم عکسای ناصر با تمام مراسمهاشو میدیم هنوز انگار یه خواب تلخه..چقدر راحت ناصرو فراموش کردن ..ناصریا کجا رفت مگه میشه باور کرد؟محکومیم به سکوت .. مات و مبهوت نگاه کردم به تصاویر..
میرن ادما از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه...
من باور نمی کنم و در این ناباوری لحظه ها رو میگذرونم ..خیلی بد گذشت و سخت گذشت...هر چی به اذر نزدیک میشیم انگار بدتر داغون میشیم..چه غمیه خدا؟چه جوری کنار بیایم باهاش...حیف شدی ناصریا ...
جای صدای گرمت خالی که تو این روزای سرد به دلامون گرما بده...جات خالیه ناصریا..
دیگه هیچ کنسرتی دوست ندارم برم...
ناصریا کجایی...چقدر زود رفتی...
گل مینا شبی نیست که به یاد ناصر....
روحش شاد یادش گرامی
دوشنبه 7 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 22:28
امتیاز: 0 0
سلام دوست خوبم
واقعا حیف بود
موفق باشید
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 08:32
امتیاز: 0 0
سلام
وبلاگ هیئت کاراته بندرلنگه به روز شد.
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 09:25
امتیاز: 0 0
کی می تونه جای اسمت توی شعر من بشینه
توی این مرثیه امشب جای اسمت نقطه چین
طرح ساده نگاهات دفترخاطره هات مثل سایه روی خاک افاده
بی تو از گریه پرم لحظه هارو میشمرم آسمون بی تو پر از فریاد
آسمون بغضت و بشکن اون دیگه بر نمیگرده
نفسای گرمش امشب هم نفس با خاک سرد
قاب عکست روبروم دارم از نفس می افتم
باورم نمیشه اما من برات مرثیه گفتم

سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 22:11
امتیاز: 0 0