X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

قیصر امین پور هم رفت...

 

دکتر قیصر امین پور یکی از بهترین و دوست داشتنی ترین شاعران موفق ایران در کمال تاسف و ناباوری در سن چهل و هشت سالگی به دیار باقی شتافت تا فرد دیگری به قافله سفرکردگان نیک امسال افزوده شود.

به یکی از ماندگارترین اشعار  قیصر امین پور در کارهای ناصریا می توان به  شعر زیبای " سربلند " اشاره کرد.

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز  نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم

 

 

خلاصه ای از زندگینامه این عزیز

قیصر امین‏پور متولد دوم اردیبهشت 1338 گتوند است .وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پایان برد سپس به تهران آمد و دکترای خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وی فعالیت هنری خود را از حوزه اندیشه و هنر اسلامی در سال 1358 آغاز کرد .

در سال 1367 سردبیر مجله سروش نوجوان شدو از همین سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدریس اشتغال دارد.

در سال 1382 نیز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسی انتخاب شد.
اولین مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" که بخش عمده آن غزل بود و حدود بیست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همین سال دومین مجموعه شعرش "در کوچه آفتاب" را در قطع پالتویى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبلیغات اسلامى به بازار فرستاد.

در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آید که شاعر در این منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهایى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گیرد. سال 69 برگزیده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزیده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود. »
"آینه ‏هاى ناگهان" تحول کیفى و کمى امین‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در این مرحله امین‏پور به درک روشن‏ترى از شعر و ادبیات مى‏رسد. اشعار این دفتر نشان از تفکر و اندیشه‏اى مى‏دهد که در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آینه ‏هاى ناگهان، امین‏پور را به عنوان شاعرى تأثیرگذار در طیف هنرمندان پیشرو انقلاب تثبیت مى‏کند و از آن سو نیز موجودیت شاعرى از نسل جدید به رسمیت شناخته مى‏شود.

در اواسط دهه هفتاد دومین دفتر از اشعار امین‏پور با عنوان "آینه ‏هاى ناگهان 2"منتشر مى‏شود که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هایى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آید.

در همین دوران است که برخى از اشعار وى همراه با موسیقى تبدیل به ترانه ‏هایى مى‏شود که زمزمه لب‏هاى پیر و جوان مى‏گردد. پس از تثبیت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امین‏پور نشان مى‏دهند و در اولین گام، انتشارات مروارید گزینه اشعار او را در کنار گزینه اشعار شاملو، فروغ، نیما و... به دست چاپ مى‏سپارد که در سال 78 به بازار مى‏آید. "گل‏ها همه آفتابگردانند" جدیدترین کتاب امین‏پور نیز در سال 81 از سوى انتشارات مروارید منتشر شد که به چاپ‏هاى متعدد رسید و با استقبال خوبى روبه‏رو شد.

دکتر قیصر امین ‏پور در سال 1382 علی رغم تمایلش از سردبیری سروش نوجوان استعفا داد ، و هم‏اکنون ضمن عضویت در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدریس می کند وبه کارهاى پژوهشى مشغول است.

 
قیصر امین پور پیش از آنکه به عنوان شاعر کودک و نوجوان به شمار آید در جامعه ادبی امروز به خاطر ویژگی های شعری اش شناخته شده است و شعرهای عمومی اش بیشتر از شعرهای کودکانه و نوجوانانه اش بر سر زبانهاست. از نیمه ی دوم دهه شصت بود که قیصر امین پور به ثبات زبان و اندیشه در شعرش دست یافت. هر چند جامعه ادبی او را به عنوان یک ادیب آکادمیک و استاد دانشگاه می شناسد ولی حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان هنوز قیصر را از آن خود می داند. دو دفتر "به قول پرستو" و "مثل چشمه- مثل رود" آوازه خوبی دارند.

منبع این مطلب: عکسهای گتوند

 

و یاد سبز این عزیز را با شعری زیبا از ایشان به  بدرقه می نشینیم و برای روح  این شاعر فرهیخته و خوش ذوق و بزرگ کشورمان از خداوند منان طلب آمرزش و آرامش ابدی می کنیم.

روح این عزیز نو پر کشیده  شاد.

 

رفتار من عادی است

 اما نمی دانم چرا

 این روزها

 از دوستان وآشنایان

 هرکس مرا می بیند

 از دور می گوید:

               این روزها انگار

                             حال وهوای دیگری داری!

 اما

 من مثل هر روزم

 با آن نشانیهای ساده

 وبا همان امضا،همان نام

 وبا همان رفتار معمولی

 مثل همیشه ساکت وآرام

 این روزها تنها

 حس می کنم گاهی کمی گنگم

 گاهی کمی گیجم

 حس می کنم

 از روزهای پیش کمی بیشتر

 این روزها را دوست دارم

 گاهی

 - از تو چه پنهان -

 با سنگها آواز می خوانم

 وقدر بعضی لحظه ها را خوب می دانم

 این روزها گاهی

 از روز و ماه و سال،از تقویم

 از روزنامه بی خبر هستم

 حس می کنم گاهی کمتر

 گاهی شدیداً بیشتر هستم

 حتی اگر می شد بگویم

 این روزها گاهی خدا را هم

                             یک جور دیگر می پرستم

 از جمله دیشب هم

 دیگرتر از شبهای بی رحمانه دیگر بود:

 من کاملاً تعطیل بودم

 اول نشستم خوب

 جورابهایم را اتو کردم

 تنها - حدود هفت فرسخ - در اتاقم راه رفتم

 با کفشهایم گفتگو کردم

 وبعد از آن هم

 رفتم تمام نامه ها را زیر و رو کردم

 وسطر سطر نامه ها را

 دنبال آن افسانه موهوم

 دنبال آن مجهول گشتم

 چیزی ندیدم

 تنها یکی از نامه هایم

 بوی غریب و مبهمی می داد

 انگار

 از لابه لای کاغذ تا خورده نامه

 بوی تمام یاسهای آسمانی

                             احساس می شد

 دیشب دوباره

 بی تاب در بین درختان تاب خوردم

 از نردبان ابرها تا آسمان رفتم

 در آسمان گشتم

 و جیبهایم را

 از پاره های ابر پر کردم

 جای شما خالی!

 یک لقمه از حجم سفید ابرهای تُرد

 یک پاره از مهتاب خوردم

 دیشب پس از اینمهه سال فهمیدم

 که رنگ چشمانم کمی میشی است

 وبرخلاف سالهای پیش

 رنگ بنفش و ارغوانی را

 از رنگ آبی دوست تر دارم

 دیشب برای اولین بار

 دیدم که نام کوچکم دیگر

 چندان بزرگ وهیبت آور نیست

 این روزها دیگر

 تعداد موهای سفیدم را نمی دانم

 گاهی

 برای یادبود لحظه ای کوچک

 یک روز کامل جشن می گیرم

 گاهی

 صد بار در یک روز می میرم

 حتی

 یک شاخه از محبوبه های شب

 یک غنچه مریم هم برای مردنم

 کافی است

 گاهی نگاهم در تمام روز

 با عابران ناشناس شهر

 احساس گنگ آشنایی می کند

 گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را

 آهنگ یک موسیقی غمگین

                             هوایی می کند

 اما

 غیر از همین حسها که گفتم

 و غیر از این رفتار معمولی

 و غیر از این حال وهوای ساده وعادی

 حال و هوای دیگری

                     در دل ندارم

             رفتار من عادی است

 

و باز هم مرگ یکی از بزرگ اندیشان این دیار را به سوگ نشستیم به همین سادگی...

 

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

 

نظرات (44)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
عزیز همبغض خواهرم مینا
به سال نرسیده آن فراقی های پاییزانه هامان قیصر عزیز و هم قصه "سر بلند "ناصر نازنین مان هم همپرواز او شد و پر کشید به پاییزی که عاقبت دل به او سپرد!
از اهتمام و کوشش مانای همواره هایتان و با این سرعت مطلب نویسی باز ممنونم و سپاسگزار.
دلم خوش است به گل‌های باغ قالی‌ها
که چشم باران دارم زخشکسالی‌ها
به باد حادثه بالم اگر شکست، چه باک!
خوشا پریدن با این شکسته‌بالی‌ها!‌
چه غربتی است، عزیزان من کجا رفتند؟
تمام دورو برم پر زجای خالی‌ها
زلال بود و روان رود روبه دریایم
همین که ماندم مرداب شد زلالی‌ها
خیال غرق شدن در نگاه ژرف تو بود
که دل زدیم به دریای بی‌خیالی‌ها


سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 12:55
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من هم از شما تشکر می کنم بابت حضورتان و دلگرمیها و این ضایعه غم انگیز را به شما تسبیت می گویم.
روحش شاد
باسلام
واقعا با شنیدن این خبر خیلی متاسر شدم .
من هم به نوبه خودم درگذشت این شاعر بزرگ را به جامعه هنری تسلیت عرض می کنم .
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 13:35
امتیاز: 0 0
یادم رفت که بنویسم پشت این پنجره ها با سلام خداحافظ به یاد کوچ قیصر به روز شده است.
ممنونم از لطفتان.
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 13:50
امتیاز: 0 0

سلام مینا جون

این ضایعه ی تلخ و ناگوار رو به دوستداران و هنرمندان و خانواده ی عزیز این مرحوم تسلیت میگم. خیلی ناراحت شدم، خیلی ............
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 13:55
امتیاز: 0 0
این ترانه بوى نان نمى دهد
بوى حرف دیگران نمى دهد
سفره دلم دوباره باز شد
سفره اى که بوى نان نمى دهد
نامه اى که ساده و صمیمى است
بوى شعر و داستان نمى دهد:
با سلام و آرزوى طول عمر
که زمانه این زمان را نمى دهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روى خوش به ما نشان نمى دهد
یک وجب زمین براى باغچه
یک دریچه آسمان نمى دهد
وسعتى به قدر جاى ما دو تن
گر زمین دهد، زمان نمى دهد
فرصتى براى دوست داشتن
نوبتى به عاشقان نمى دهد
هیچ کس برایت از صمیم دل
دست دوستى تکان نمى دهد
هیچ کس به غیر ناسزا تو را
هدیه اى به رایگان نمى دهد
کس ز فرط هاى و هوى گرگ و میش
دل به هى هى شبان نمى دهد
جز دلت که قطره اى است بیکران
کس نشان زبیکران نمى دهد
عشق نام بى نشانه است و کس
نام دیگرى بدان نمى دهد
جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمى دهد
ناامیدم از زمین و از زمان
پاسخ نه این، نه آن... نمى دهد
پاره هاى این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمى دهد
خواستم که با تو درددل کنم
گریه ام ولى امان نمى دهد...



قصه ی تلخ رفتنهاست این قصه
قصه ی تنها ماندنهاست این قصه...و هر بار یاری از دیارمان خواهد رفت اما ...
دنیا چه بی وفاست این قصه...
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 16:53
امتیاز: 0 0
اما نمی دانم چرا

این روزها

از دوستان وآشنایان

هرکس مرا می بیند

از دور می گوید:

این روزها انگار

حال وهوای دیگری داری!


اما

من مثل هر روزم

با آن نشانیهای ساده

وبا همان امضا،همان نام

وبا همان رفتار معمولی

مثل همیشه ساکت وآرام


این روزها تنها

حس می کنم گاهی کمی گنگم

گاهی کمی گیجم

حس می کنم

از روزهای پیش کمی بیشتر

این روزها را دوست دارم


گاهی

- از تو چه پنهان -

با سنگها آواز می خوانم

وقدر بعضی لحظه ها را خوب می دانم


این روزها گاهی

از روز و ماه و سال،از تقویم

از روزنامه بی خبر هستم

حس می کنم گاهی کمتر

گاهی شدیداً بیشتر هستم

حتی اگر می شد بگویم

این روزها گاهی خدا را هم

یک جور دیگر می پرستم
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 17:31
امتیاز: 0 0
سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی .....
این ضایعه ی تلخ و ناگوار رو به دوستداران و هنرمندان و خانواده ی عزیز این مرحوم تسلیت میگم. خیلی ناراحت شدم، خیلی ............
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 17:32
امتیاز: 0 0
مرا در خاک نگذارید
به رویم سنگ نگذارید
که من دریاییم
در خاک میمیرم.....

به شما و همه تسلیت می گم . خبر ناراحت کننده و باورنکردنی بود
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 17:33
امتیاز: 0 0
ناگهان چقدر زود دیر می شود...
بروزم
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 17:42
امتیاز: 0 0
تا نگاه می کنی ،
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آی ...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر زود دیر می شود!
پاییز امسال قیصر امین پور!!!
روزهای سرد پاییز ۸۵ داره تکرار میشه..
روحشان شاد یادشان گرامی
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 19:06
امتیاز: 0 0
salam . khaste nabashid . nemidounam chi begam vali vaghean moteasef shodam too in saal bozorgaane ziadio az dast dadim . ... rouhesh shad
movafagh bashi mina jaan
سه‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 21:04
امتیاز: 0 0
با سلامی دوباره
واقعا؛ مردن دیگه عادی شده؛ یادم میاد قدیما مردن؛ اینقدر عادی نبود. بهرحال باید این راه طی بشه حالا چه راحت یا چه سخت؛ مهم اینه که نام نیک از خود گذاشتن نه تنها از یاد نمیره بلکه مثل زنده یاد ناصر؛ بزرگتر و بزرگتر میشه. من هم بنوبه خود؛ فقدان از دست دادن شاعری توانا و هنرمندی فرهیخته را به همه عزیزان بخصوص خانواده محترم هنری تسلیت عرض نموده برای همه رفتگان آمرزش گناهان و از حضرت دوست علو درجات را خواهانم.
برای حسام الدین سراج؛ دکتر اصفهانی؛ استاد افتخاری؛ و زنده یاد چه شعرایی که نسرود . . . .
یادش گرامی و روانش پاک باد
((((((((((((مـــــــانـــدگـــــــار نـــــاصــــــریـــــا))))))))))
چهارشنبه 9 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 09:40
امتیاز: 0 0
سه شنبه
چرا تلخ وبی حوصله؟
سه شنبه
چرا این همه فاصله؟
سه شنبه
چه سنگین،چه سرسخت،فرسخ به فرسخ!
سه شنبه خدا کوه را آفرید!
(قیصرامین پور)

و او سه شنبه رفت ...
چهارشنبه 9 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 11:04
امتیاز: 0 0
سلام تسلیت میگم
این روز ها داغ ناصر برایم تازه تر شده

سرا پا اگر .........

هردوشون تو پاییز......
خیلی حیف شد
چهارشنبه 9 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 12:55
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله واقعا حیف شدند..
و این بار داغی کهنه نشده با داغی دیگر تازه تر شد..
وبلاگ احمد ثانی به روز شد
حتما سر بزنید
چهارشنبه 9 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 13:04
امتیاز: 0 0
تصویر خیالی اش ، نقشی روی آب است
خودش را عاشق شو ...
سلام و درود به روح پاک برادرم ناصر . سلام به دوستان عزیزم که اگر چه مدتی ازتون بی خبر بودم ولی هر لحظه یاد شما با من بود . و چقدر دلم برای همه ی شما تنگ می شد . خوشحالم که دوباره تونستم برگردم ولی ای کاش دوباره حرف از رفتن ها نبود ...
باز یه مهربون دیگه این دنیای فانی رو بدرود گفت . روحش شاد .

بگشای تربتم را
بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم
دود از کفن بر آید...


چهارشنبه 9 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 13:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به گندم عزیزم خوبی؟
خوشحالم که دوباره اینجا می بینمت
دو دستم ساقه سبز دعایت
گـل اشـکم نثـار خاک پایـت
دلم در شاخه یاد تو پیچیـد
چو نیلوفر شکفتـم در هوایت
به یادت داغ بـر دل مـی نشانـم
زدیده خون به دامن می فشانم
چو نــی گر نالم از سوز جـدایـی
نیستان را به آتش می کشانم
به یادت ای چـراغ روشـن مـن
ز داغ دل بسوزد دامـن مـن
ز بس در دل گل یادت شکوفاست
گرفتـه بـوی گـل پیــراهن مـن
همه شب خواب بینم خواب دیدار
دلـی دارم دلـی بـی تـاب دیدار
تو خورشیدی و من شبنم چه سازم
نه تـاب دوری و نه تاب دیــدار
سـری داریـم و سـودای غـم تـو
پـری داریـم و پــروای غم تـو
غمت از هر چه شادی دلگشاتـر
دلـی داریـم و دریــای غم تـو

و چه زیبا این ترانه رو سرود . روحش شاد

چهارشنبه 9 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 13:29
امتیاز: 0 0
من نتوستم در مراسم زنده یاد امین پور شرکت کنم..عکسهای مراسم رو که دیدم تمام روزای وداع با ناصریا تداعی شد واسم...این الگانس لعنتی یه روز دنبال هممون میاد..
پاییز دو ساله که داره سرد بودنشو اثبات میکنه
ناصریا شاعر ترانه ات داره میاد پیشت..چه گروهی ساختن دور هم..
اهنگساز:بابک بیات /خواننده:ناصریا/ترانه سرا:قیصر امین پور..
دارم از بغض خفه میشم...
خزان بی رحم گلها رو میچینه انگار..
روحشان شاد یادشان گرامی..
چهارشنبه 9 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 17:15
امتیاز: 0 0
وای از این غم جدایی ...
http://banooye-shabnampoosh.blogfa.com/
چهارشنبه 9 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 21:29
امتیاز: 0 0

برای صدای دوست داشتنی دریا ، ناصر عبداللهی –تهران 5دی85

گلو می داند و آواز می داند صبوری را
چه خوش می خواند این نزدیک دل ،اندوه دوری را
به داوودی ترین الحان،صدا سرگرم اعجاز است
که تا مرهم گذارد واژه واژه ، زخم کوری را
صدا بر هم زده ، بازار منبر را ومفتی را
گشوده دیده مکتبخانه علم حضوری را
غم پنهان شادی را ، چه خوش می خواند این مطرب
چه کس آموخته آیین عرفان این چگوری را
چرا شبکورها تن می زنند از تابش بانگش
مگرنو کرده است آهنگ مرغان سحوری را
کمند افکنده با هر رشته، گیسویش به هر سویی
که می لرزاند از شوق اسارت ، پای حوری را

چنان زنده است چشمانش که می ترسم براندازد
به مرگی این چنین پاکیزه ، رسم مرده شوری را
شعر از علی محمد مودب
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 06:50
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چنان زنده است چشمانش که می ترسم براندازد
به مرگی این چنین پاکیزه ، رسم مرده شوری را
وقتی تو نیستی
نه هست های ما چونان که بایدند
نه باید ها
مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را
با بغض می خورم
.
.
عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم
باشد برای روز مبادا
اما در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
.
.
آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
.
.
اما کسی چه می داند
شاید امروز نیز روز مبادا باشد..
روحشان شاد و یادشان گرامی باد
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 10:17
امتیاز: 0 0
دو روز پیش توی روزنامه ی ایران خوندم که خانم گوهر خیراندیش توی ccu بستری هستن . بیاین برای سلامتی ایشون و تمام مریضا دعا کنیم .

خدایا خودت همه ی مریضا رو شفا بده...
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 11:14
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ای باباااا...
ایشالله که خوب بشن من علاقه زیادی به ایشون دارم.
مینا جونم حتما به وبلاگم بیا . یه تغییراتی توی پست قبلیم دادم . بیا حتما . موفق باشی گلکم .
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 11:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه حتما میام
سلام وبلاگ بندرعباس آپدیت شد ( خلاصه زندگینامهً خاندان گله داری ) موفق باشی
پنج‌شنبه 10 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 18:39
امتیاز: 0 0
بیا در کوچ دلگیر گل سـرخ


بخونیم شعری از دیوان گریه


با مطلبی درباره دکتر امین پور بروز هستم


جمعه 11 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 08:27
امتیاز: 0 0
جنگر کیست ؟وافعا نامرد است ؟
جمعه 11 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 13:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قضاوت با خداست.
سلام گل مینای عزیزم

منو ببخش که خیلی وقته نتونستم بهت سر بزنم

امیدوارم با بزرگواری خودت عفوم کنی

بله ، ستاره ای دیگه افول کرد و ما رو تنها گذاشت

چقدر سخته دوری عزیزان یکی پس از دیگری

نام و یادش سبز

...
جمعه 11 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 18:30
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام نرگسی گلم
خوشحالم که بازم اینجا می بینمت
سلام
ممنون که سر زدید
شما را لینک کردم
موفق باشید
جمعه 11 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 22:59
امتیاز: 0 0
واقعآ استاد تمین پور حیف بود
و چه زود رفت
و حالا تنها شعرهاشه که مونده
و اونم چه شعرهایی
راستی ازاینکه برای این وبلاگ و قت میزاری ممنون
جمعه 11 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 23:32
امتیاز: 0 0
با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی و درود بر قلم توانمند و هنرمندتان ،در ضمن باستحضار شما میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان " ارزش نهادن به عشق و رمزهای ماندگاری آن .." بروز شده است ...خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات خود را مرقوم فرمائید ،مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ...آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما را در تمامی مراحل زندگی دارم .....ناگهان چقدر زود دیر می شود... خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری .....شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری ...لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن .....خاطرات بایگانی،زندگی های اداری ...آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین ........سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری .......با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته......خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری .....صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده ....خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری ....عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی ....پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری ......رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم: ......شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری ...در پناه حق و خدا نگهدارتان .......
شنبه 12 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 07:44
امتیاز: 0 0
سلام

میرن آدما از اونا فقط خاطره هاشون به جا میمونه
یکشنبه 13 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 16:20
امتیاز: 0 0
با سلام
نمیدونم دیشب شبکه ۴ برنامه گفتگو با شاعرها دیدید یا نه ولی دیدن این برنامه یاد و خاطرات رفتگان رو بخصوص زنده یاد ناصر؛ قیصر ؛ بابک بیات و . . رو زنده کرد.
دیشب برنامه با حضور آقایان اهورا ایمان و کاکایی و استاد بهمنی چقدر گرم و شنیدنی بود.
وقتی از دستنوشته های زنده یاد قیصر امین پور قطعاتی خوانده شد؛ اهورا ایمان با یادی غمگین از ناصر ؛ آهنگ سراپا اگر زرد و پژمرده ایم رو بیادآورد و نمیدونم حالات درونی رو میشه وصف کرد یا نه انگار ناصر دوباره زنده شد و دوربین روی چهره استاد بهمنی زوم کرد و افسوسی رو که از عمق نگاه استاد بهمنی دیده میشد رو نمیتونست پنهان کنه.
افسوس و صد افسوس از اینکه؛ ناگهان چه زود دیر شد پژمرده شدن این عزیزانی که واقعا برای اعتلای این سرزمین از جان مایه گذاشتن . حالا ما باید اینچنین . . . . . بگذریم.
باز هم از گل مینای گلم خیلی متشکرم که لااقل جایی رو در دل ما باز کرد تا بتونیم عقده های درونی رو بازگو کنیم.
از همه عزیزان التماس دعا دارم و چیزی بسال عزیزان باقی نمونده . .

(((((((((((مـــــــــانــــــــــدگـــــــــار نــــــــــاصــــــــــریــــــــــــا)))))))))))
دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 11:26
امتیاز: 0 0
دردهای من جامه نیستند تا ز تن درآورم
چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند تا ز نای برآورم
دردهای من نگفتنی است
دردهای من نهفتنی است
دردهای من گرچه مثل درد مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که کفش هایشان درد میکند
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند
من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند
انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است
دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟
این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج
اولین قلم
حرف، حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگ های تو به توی آن جدا کنم؟
دفتر مرا دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟
درد حرف نیست
درد نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 14:16
امتیاز: 0 0
سلام
ممنون از اینکه اینچنین برای فرهنگ این مملکت زحمت میکشی دوست خوبم
با اجازه میخوام دعوتتون کنم
به غربت آشنایی...
وقتی دیدین بگین آیا مایلین که
تبادل لینک کنیم؟
دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 14:18
امتیاز: 0 0
لینکتو گذاشتم باااااااااااااااااااااااااااااااااالای همه لینکهام!!
لذت بردم از این نغمه مرحوم عبداللهی...
و اشک....
میدونی چنننننننننننننننننننننننننننند بااااااار بلاگتو هی ریفرش کردم تا باز و باز و باز... گوشش کنم...؟...؟
دوست خوبم : میشه خواهش کنم اگه ممکنه این نغمه رو منم بذارم رو بلاگم؟... این فلش هست دیگه .. درسته؟... راسش منبعش رو ندارم... بلد هم نیستم... کمکم میکنی؟
دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 14:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای دانلود این آهنگ می تونی بری به این وبلاگ

www.adambarfi1.blogsky.com

نمیدونم شما هم جنوبی هستین یا نه... اما من بعنوان یه جنوبی به هر دو نگینی که ازشون یاد کردی تو وبلاگ زیبات افتخار میکنم. به خودم می بالم... نه فقط بخاطر این دو عزیز.. که : به بودن انسانهای مسوولی چون شما : که هر چه توان دارید بکار میگیرید تا جایگاه چنین مرواریدهای پاکی بهتر فهمیده بشه
از طرف تک تک انسانهایی که فرهنگ ایرانی رو می ستایند از شما تشکر میکنم
دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 15:57
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من جنوبی نیستم اما جنوب و مردمش و دوست دارم و به همه هنرمندای خوب جنوب و کل کشورم افتخار می کنم.
ممنون از لطف شما
از طرف گروه بازرگانی توسعه و تجارت خاورمیانه (اهـواز)
================================
- امکان مشاهده و ضبط کانالهای ماهواره ایی
- دسترسی به اینترنت پرسرعت ماهواره ایی توسط کارت DVB-S (بصورت آفلاین و آنلاین )
- دانلود رایگان فیلم / موزیک / برنامه و ... از ماهواره بدون هزینه اشتراک.
================================
فروش انواع کارت DVB-S با مارک های معتبر دنیا بصورت عمـده و تـک فـروشی در سراسر کشور.کارت های قابل عرضه بشرح ذیل میباشند.

- Skystar2 با چیپست B2C2 آلمان (ساخت کشور Germany)
- Skystar2 با چیپست Technisat تحت لیسانس B2C2 آلمان (ساخت کشور کره جنوبی)
- Skystar2 اکسترنال اتصال از درگاه USB (ساخت کشور آلمان)
- Kworld با چیپست Philips با قابلیت ورودی تصویر جهت کپچر (ساخت کشور تایوان)
- Skysat3 با چیپست Conexant با قابلیت ورودی تصویر جهت کپچر (ساخت کشور تایوان)
================================
ارسال به تمام نقاط کشور توسط پست پیشتاز 48 ساعته (بهمراه یک عدد CD آموزشی و برنامه های جدید و یک هدیه بصورت اشانتیون در جعبه)
در صورت تمایل به کسب اطلاعات فنی بیشتر و قیمت روز ، نحوه ارسال ، نحوه دریافت کارت و بسته پستی و ... به شماره تلفن های 09163135082 یا 09359462582 تماس حاصل فرمایید یااز طریق پست الکترونیک arpconet@gmail.com تماس بگیرید. (یا SMS دهید)
================================
افتخار داریم که با فروش بیش از 100 هزار انواع کارت DVB-S به سراسر کشور بهترین سرویس دهنده در این زمینه تخصصی هستیم .منتظر تماس شما هستیم !
حتماً به نشانی arpconet@gmail.com ایمیل بزنید تا لیست قیمتها و نحوه ارسال برای شما اطلاع داده شود.
دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 17:01
امتیاز: 0 0
بروزم ...

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود...
دوشنبه 14 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 22:15
امتیاز: 0 0
سلام به خواهر خوبم مینا جان
نمی دانم چرا به وبلاگم نمی ایی. نظرات شما برای من مهم است ؟به ما هم سری بزن
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 17:24
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در اولین فرصت حتما سر می زنم
منا جان سلام !
بوم سفید نقاشی با شعری برای دکتر قیصر امین پور به روزه و از حال و روز من همین بس که چونان سال گذشته و روزهای کوچ ناصرعزیز دوباره بیماری سختی را تجربه کردم !

شاعر چه داشت غیر درد و داغ
دردی که ما دچار شدیم
او کشید و سوخت !
سه‌شنبه 15 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 22:06
امتیاز: 0 0
سلام
دوست خوبم
ممنون دانلود کردم
اما میخواستم بذارم رو بلاگم نمیدونم چه جوری... راسش بلد نیستم. (اگه کمکم کنی ممنون می شم)
اما واس لینک : عزیز: تو پیوندهای روزانه : اولین لینک نوشته م: ناصریا...بلاگ مرحوم ناصرعبداللهی

بابت همه چی ممنونم
یا حق
چهارشنبه 16 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 09:03
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والله اینجوری سخته باید کد جاوای موزیک بذاری تو وبت...
با سلام و خسته نباشید بنده متاسفانه قیصر امین پور را نمی شناختم الان و از طریق دست نوشتهات شناختمش دنیای عجیبی است تا بزرگانی مثل امین پور در قید حیاتند برای ما ناشناس میمونند
روحش شاد
مینا جان کربون کلنچت و شاد نوشته ونت بگردم
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 15:04
امتیاز: 0 0
سلام دوست عزیز
واخر جنگر کار خودرا کرد ولی چیزی از من کم نشد
پنج‌شنبه 17 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 16:05
امتیاز: 0 0
پاسخ:
...
سلام آپ نمیکنین؟
چهارشنبه 23 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 13:29
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ان شاالله سر فرصت..