X
تبلیغات
نماشا
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

هوای تازه دلش می خواست ولی...

مصاحبه با ناصر عبداللهی 26/ آذر/ 1379/هفته نامه تلاش
  
تلخ ترین مقدمه :
 
با «بهار بهار» آمد. ترانه ای ازبهمنی. ترانه سرای عارف مسلکی که «عرفان» صدای عبداللهی به او نیزآرامش می داد. پس ازاین قطعه وقطعه ای دیگرکه درآلبوم 7شاعر 7ترانه لحاظ شده٬ ناصرعبداللهی نخستین کاست خود را با عنوان عشق است به بازار عرضه کرد. قدم بعدی دوستت دارم بود. پس ازآن بوی شرجی و هوای حوا و گام  آخر«معجزه»(که در نهایت به عنوان ماندگار تبدیل شد) عنوانی که امید داشتیم روی تخت بیمارستان نیز به کمک عبداللهی بیاید٬ اما. . .
 
دل من یه روزبه دریا زد و رفت/پشت پا به رسم دنیا زدو رفت/هوای تازه دلش می خواست ولی / آخرش توی غبارا زد و رفت/ دنبال کلید خوشبختی می گشت/خودشم قفلی رو قفلا زدو رفت/
 
راست می گوید بهمنی که «شاعر شنیدنی است». ازاین جمله می توان به «اهمیت» صدا پی برد. وسیله ای که دو وظیفه مهم را به دوش می کشد. یکی رساندن محتوای ترانه به گوش شنونده و دیگری ایجاد آرامش در وجود مخاطب. و صدای عبداللهی . مردی که با خواندن ترانه فوق انگار قصد ترسیم  آینده را داشت٬ از یک چنین قماشی بود. مهربان و پیام آور.
 
 
نمی دانیم این چه رسمی است که پرنده تا زنده است٬ درقفس نگهش می دارند و همین که مرد «آزادی»اش٬ وجود و حضورش٬ پروازش و. . . عزیز می شود.  آیا نمی شد تا آ ن زمان که ناصرنفس می کشید و سرپا بود به دادش برسند و به خاطر هنری که داشت٬ کمکش کنند تا ازصحنه و فعالیت های هنری عقب نماند ؟
 
 
. . . نمی دانیم که چه می توان گفت در این لحظات تلخ تر از تلخ. شاید به قول معظمی : «دلتنگ نیستم٬ نه ! ولی می خواهم بگویم تمام کوچه های این سرزمین عزیز سرشارازعطرنام پاره های تن این میهن مقدس است»
 
اما عبداللهی نیست تا دوباره آن ترانه ای که برای شهدا سروده شده بود را بخواند. او نیست تا یا فاطمه بنت نبی را با صدای خودش بشنویم .
او نیست تا. . .
 
 
گریه کردم گریه کردم/اما دردمو نگفتم/ تکیه دادم به غرورم/ تا دیگه از پا نیفتم/چه ترانه بی اثر بود/مثل مشت زدن به دیوار/اولین فصل شکستن/آخرین خدا نگهدار
 
 
. . . و این هم گوشه ای بود از ترانه «خدا نگهدار» که با صدای خالق ناصریا خوانده شد٬ پس
خدا نگهدارای عزیز دوست داشتنی
 
 
خدا نگهدار ای چوپان واژه ها٬ ای ترانه که مترادف غزل بودی٬ با قافیه هایی همه از وادی نور. خدا نگهدارت باشد ٬ هرجا که هستی .
 
 
مصاحبه ای دیگر از همیشه جاوید «  ناصر عبداللهی » را برای دوستان خوبم انتخاب کرده ام٬ مصاحبه ای که او درتاریخ 26/ آذر/ 1379/ با هفته نامه تلاش انجام داده بود.
 
 
 
برای خواندن مصاحبه بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
 
 
 
 
 عشق است
 
آلبوم «اولش» بود. با عشق شروع شد و به عشق «ختم».
 
 

عبداللهی: کاست اولم «عشق است» نام دارد. آن را مهرماه 78 وارد بازار کردم. با 7قطعه که 2تای آن را به صورت دوصدایی و همراه با امیر کریمی خوانده ام.

 
 

تلاش: کدام قطعات ؟

 
عبداللهی: ای دوست و قطره قطره اگرچه آب شدیم ... تنظیم  قطعات هم با مشارکت اساتیدی نظیر دکترچراغعلی٬ بهنام ابطحی٬ شادمهرعقیلی و محمد رضا عقیلی صورت پذیرفت. استقبال ازاین کاست خوب بوده و مردم قطعات «طعنه ناشنیده» و «نامهربانی» (ای دوست) را بیشتراز سایر کارهای موجود دراین آلبوم دوست داشته اند.
 
 
مبارزه با تمسخرکنندگان
 
ناصرپیش از«عشق است» کاردیگری هم داشت. درآلبوم 7شاعر7ترانه دو قطعه با صدای او کارشده. یکی بهاربهار و دیگری «بی سرو سامانی ام». که هردو ترانه ازمحمد علی بهمنی است. دراین زمینه بد نیست بدانید که «بهمنی» همواره علاقه عجیبی به عبداللهی داشت . و اصلاً او بود که این خواننده را به تهران آورد و سکوی پرتابش شد٬ با اینحال زمانه همانطور که بابک جهانبخش در مصاحبه اش گفته است با خالق ناصریا بد تا کرد.
 
 

عبداللهی: 6ساله بودم. اتفاقی افتاد که باعث شد به مدت یک ماه دچار«گنگی» شوم ! لحظاتی را دیدم که مثل پتک بر روح وجسمم فرود آمدند و مجروحم ساختند. بعد از30 روزازآن حالت (گنگی) بیرون آمدم٬ ولی یادگاراین اتفاق لکنت زبانی بود که تا چند سال به جانم افتاد وباعث شد تا در برقراری ارتباط با دیگران به مشکل بربخورم. آن موقع در خانه با کسی حرف نمی زدم ودر مدرسه نیزمورد تمسخرهمشاگردی هاقرار می گرفتم٬ اما سال 62 که ازراه رسید٬ تصمیم به مبارزه با تمسخرکنندگان گرفتم. با همین خاطروارد گروه سرود مدرسه شده و زمزمه کردن را آغاز کردم.شعرمی گفتم٬ آهنگ می ساختم و زمزمه هایم به قدری مقبول بود که دیگراعضای گروه ازمن خواستند تا به عنوان تک خوان آنها را همراهی کنم. با این چون نوازنده سینتی سایزر (ارگ) بودم نتوانستم پیشنهادشان را بپذیرم. القصه که به هنگام «زمزمه» لکنت زبانم از بین می رفت و همین امرمرا برای ادامه دادن درمسیر موسیقی و خوانندگی ترغیب می کرد.

 
 
عشق زمینی ٬ عشق آسمانی
 
به نظرم شاعربرای رسیدن به درونش باید عاشق باشد.
 
 
تلاش: عشق به چی ؟
 

عبداللهی: به همانجایی که متصل است به چشمه الهی معرفت. اول بارکه شعر گفتم٬ مربوط می شود به زمانی که عشق را تجربه کردم. عشق حسی را دروجودم جاری می ساخت٬ حسی که تبدیل شد به هارمونی کلمات (شعر). به اعتقاد من رسیدن به عشق آسمانی مسیر نمی شود الا با تجربه عشق خالص زمینی .

 
تلاش : ازنخستین دورهٔ شعرو شاعری ات می توانی شعری را نقل کنی ؟
 

عبداللهی: شعری سروده بودم تحت عنوان «دختربی گناه»٬ شعری با این مضمون: دم صبح که دست نوراز خورشید درازه/ درشکه بی شو تارشگو بره بره/ یه دخت بی گناه از عشقی غافله/ ای دختک تویی/ جااِتَهْ.

دردوره دوم اشعاری دارم مثل «خداوند عیسی»٬ «سمفونی محمد»٬ «راه خدا»٬ «ساعت مهتاب» و....

 
 
عشق٬ عشق و بازهم عشق (ماوراء الطبیعه)
 
برای قرار گرفتن درمسیر«عشق الهی» سوای تجربهٔ زمینی٬ دروسی که خداوند مقرر داشته بود را نیز فرا گرفتم. من ازدوران طفولیت همواره به لحاظ مسایل ماوراء الطبیعه قدرت هایی را با وجود احساس می کردم که این تواناییها نخست به صورت خواب های شبانه نمایان شدند و بعد کار تبلورشان به بیداری هم کشید. توامان شدن این حرکت با حسی به نام عبادت و نیاز به خدا مرا به سوی منبعی کشاند که امروز خالق ملودی ها ی موجود درذهن من است. درواقع آنچه می سازم نه از روی علم آهنگسازی٬ بلکه به سبب الهامات درونی و شنیده های روحی من است.
 
 
پاپ معنوی
 
در صدایش «انرژی خاصی» پیدا بود. تو گویی به غیر ازگوش جسم٬ گوش جان هم می شنید که ناصر عبداللهی چه می خواند و چه می گوید . و شاید به همین خاطر بود که اوعنوان «پاپ معنوی» را برای سبک خویش برگزید.
 
 

عبداللهی: بندرعباس به لحاظ شرایط تاریخی ـــ جغرافیایی یک نمایشگاه موسیقی است. ازدید سبک شناسان . به صورت کلی موسیقی بندرعباس رابا واژه «دهل کَسرّ» تعریف می کنند٬ اما این دهل کسرپر است ازگوشه هایی که با یکدیگر به اندازه دنیایی تفاوت دارند. بخشی از موسیقی ما برگرفته از موسیقی عرب های ساکن ایران دنبال می شود و درقشم٬ خیلی رواج دارد. اینجا ما موسیقی سیاه هم داریم که ریشه اش باز می گردد به زمانی که پرتقالی ها بردگان سیاه را برای کار به ایران می آوردند. زمانی که تعدادی از سیاهپوستان توسط سفید ها درک و پذیرفته شدند٬ این پذیرش باعث آمیختگی زیبایی از فرهنگ و هنر جنوب ایران شد٬ که حاصل این تلفیق٬ موسیقی ای نوین است. در ادامه گوشه هایی از سبک هندی٬ بلوچ و تم های اسپانیش و آمریکای لاتین به این مجموعه افزوده شد. من هم بچه جنوبم و بالطبع ازآنچه که گفتم٬ تأثیر گرفته ام. سبک من به اعتقاد خودم «پاپ معنوی» نام دارد٬ سبکی که مشتمل است بر پاپ و موسیقی سنتی و موسیقی محلی بندرعباس.

 
 
گشایندگان پاپ
 
فضای کارپاپ توسط عزیزانی مثل آقایان فرید شب خیز٬ کوروش یغمایی٬ علی درخشان (او برای مهرداد کاظمی کار می کرد) بازشد. درآغازآنچه اجرا می شد٬ پاپ نبود٬ بلکه اجرای ردیف های  آواز ایرانی بود با سازهای مدرن. آن زمان مشغول مطالعه روی سبک های موسیقی بودم و براساس مطالعات تئوریکی و احساسات درونی ام پروسه ای را در خصوص طرح های فرهنگی و موسیقیایی درذهن تدوین کردم٬ که امروزآن پرونده شده است مسیر حرکتم در عرصه هنر. به رغم درک فعالیتهای فرهنگی اما دوراندیشی و صبررا برای ارائه سبکم که پدیده ای جدید بود ٬ پیشه ساختم. شرایط را بررسی کردم٬ به اندازه خودم. و بعد که اشراف حاصل کردم وارد عرصه موسیقی شدم. بعد ازعصارو شادمهرو اصفهانی. هرچند پیش ازهنرمندان مذکوردرخدمت گروه صبح بخیر ایران درکناردوست خوبم محمد جواد مباشری و سرور عزیزم جناب آقای ارجمند بودم و سبکم را ارئه کردم.
 
 
نعیم افغانی
 
پاپ چگونه به وجود آمد؟ به صورت خودرو و خودجوش. طی سالهای پس از انقلاب نه منابع تئوریکی دراختیار علاقه مندان این سبک بود و نه فرهنگ و الگویی که بتوان با استناد به آنها رشد کرد و به بلوغ رسید٬ پس خواننده های ما با مراجعه به درونیاتشان از این نوع موسیقی که ریشه در پاپ سالهای پیش انقلاب داشت٬ سردرآوردند. به همین واسطه٬ اگر کسی شباهت صدای خودبه یک خواننده قدیمی را تقویت کرده و پای به عرصه موسیقی گذاشته٬ به سبک شرایط مورد بحث٬نمی توان اورا در این زمینه محکوم کرد. جالب است بدانید که من را هم شبیه خوانی متهم کرده اند! می گفتند «لحظاتی از صدای تو شبیه به فلان خواننده می شود»٬ بعضی وقتها نیز اذعان می داشتند که «صدایم و کارهایم شبیه کارها و صدای نعیم افغانی است». در مقابل این برچسب ها٬ شروع کردم به تحقیق و متوجه شدم خواننده ترانهٔ «ای نگارنازنین»٬ که مادرم خیلی آن را دوست داشت و بچه که بودم زمزمه اش می کرد. . . بوده٬ به همین خاطربه خود قبولاندم که شاید شنیدن این ترانه و دیگر ترانه های آن خواننده که ازرادیو و تلویزیون پخش می شد٬ در ضمیر ناخودآگاه من به ثبت رسیده و امروز گهگاه هویدا می گردد. درباره نعیم افغانی باید بگویم که چون در کارهای من رگه هایی از موسیقی هندو به چشم می خورد و گوشه هایی از گویش هندو به فارسی دری و در نتیجه پشتو نزدیک است٬ لذا خواه ناخواه سبک من به موسیقی پنجایی و افغانی ( سبک نعیم افغانی ) نزدیک خواهد شد. آنچه گفتم «اتفاقی» بوده٬زیرا همواره به دنبال حرف تازه و کارهای نو هستم و از تقلید و شبیه خوانی خوشم نمی آید.
 
 
دوستت دارم
 
دوستت دارم «عنوان کاست دومش» بود٬ همان آلبومی که قطعه «ناصریا» را درخود دارد.
 
عبداللهی: همه می گویند که قطعه ناصریا «اسپانیولی» است و برگرفته ازملودی های جیب سی کینگ. اما واقعیت غیراز این است و ناصریا به هیچ وجه من الوجوه  تعلقات اسپانیولی ندارد. ریتم این کار عربی است. ریتمی که بارها توسط عود٬ دهل و دف عربی نواخته شده و تاکنون هیچ گاه روی سازگیتاراجرا نشده است. زمانی که مسلمانان در جبل الطارق حضور داشتند٬ موسیقی خود را به اسپانیایی ها تزریق کردند٬به همین خاطر اگر تم های شبیه به ناصریا درکارهای جیب سی کینگ به چشم می خورد خاستگاهی تاریخی دارد و این آنها هستند که ازتم های عربی الهام   گرفته اند.
 
 
تلاش: قطعه ناصریا درچه سالی ساخته شد ؟
 

عبداللهی: ملودی این ترانه سال 67 ساخته شد. آن سال من به کنکاشی درمورد ظلم دست زدم٬ ظلمی که دردنیا وجود داشته و دارد. به همین دلیل٬ برای همدردی با مظلومان جهان این کار را ساختم.

 
 
تلاش: مفهوم این شعر ؟
 

عبداللهی: درمتن این شعرمی گویم که اگرکسی قصد دارد تا مظلومان را یاری کند٬ باید سختی های زیادی را متحمل شود و مبارزات بسیاری با نفس خویش داشته باشد. یک چنین کسی ازدید من٬ درنهایت و درسایه پروردگارپیروزخواهد شد.

 
 
بوی شرجی
 
آخرین مصاحبه بلندش با تلاش٬ بازمی گردد به زمانی که طرح انتشار«بوی شرجی» را ذهن داشت. پس ازبوی شرجی عبداللهی «هوای حوا» را عرضه کرد٬ اما اجل به او مهلت نداد تا «معجزه» و بازتابش درجامعه را هم ببیند.
 
 

عبداللهی: بوی شرجی پرداخته است به قطعاتی که به سبک پاپ محلی معنوی و قطعاتی فارسی که جملگی تمی شاد داشتند. (مثل نقش جمال و گنوغ). دراین آلبوم ازسبکی به نام «جعله» استفاده می شود که نوعی پاپ محلی است. جعله یعنی سفال نوازی٬ زمانی که موسی کمالی و احمد روان برای نخستین بار در بندرعباس شروع کردند به جعله نوازی نمی دانستند که سفال نوازی جهانی است و دربسیاری از مناطق دنیا مورد استفاده قرار می گیرد.

 
 
کندالینی و متعالی
 
ازدید من ساز«وجودی مقدس» دارد. اصولاً موسیقی ریشه های معنوی فراوانی دارد و در بسیاری از مکاتب روحانی نیزآن را به عنوان مشابه صوت پروردگار شناسایی کرده اند. آنچه مسلم است٬زایش موسیقی الهی بوده برای آرامش بشر و توجه او به درونیات و عرفان. پدران سازهای امروزی در اعصار قدیم ساکن افریقا و هند بوده اند. آن دسته ازسازها و تم هایی که روشن کنندهٔ نقاط شادی آور روح بشر هستند از آفریقا و دسته ای که نقاط معنوی روح انسان را جلا می بخشند ار هند و مشرق زمین می آیند. دراین بین موسیقی اعراب و ایران جایگاه ویژه ای دارد.
 
 
دو خواسته عبداللهی از مردم
 
1ــ به عنوان یک بندرعباسی از بندرعباسی ها می خواهم تا «جنوبی» زندگی کنند. با راستی و به دوراز دوزو کلک. مردم جنوب ازاصالت های خوبی برخوردارند٬ اصالت هایی که پرورش آنها می تواند ختم به راه معنویت شود.
 
2ــ دعا کنید در مسیر ارتقای روحی باقی بمانم و روزبه روز بیشترو بهترخدمتگزار خلق باشم.
 
 
 

 
چند نکته دیگر از زبان ناصریا
 
 
О پدرم دوست داشت اسم مرا بگذارد ناصرالدین٬ اما مادرم مخالفت کرد. درنتیجه اسم من شد«ناصر».
 
О به فوتبال علاقه دارم. پیاده روی می کنم و زمانی هم در رشته های رزمی فعالیت می کنم.
 
О پدرم همیشه می گفت: خدا کند بتوانی به مردم کشورت کمک کنی و بانی امر خیر شوی.
 
О ترانه یا فاطمه بنت نبی را مناسبتی نخوانده ام. این کار«دلی» بود ونتیجه عشق به شخصیت معنوی و والای حضرت فاطمه (س).
 
О نقاشی٬ خطاطی٬ طراحی٬ سنگ تراشی ومجسمه سازی را هم دوست دارم. اگرخواننده      نمی شدم٬ حتم دارم به سراغ حرفه نجاری می رفتم. زیرا احساس می کنم که دلبستگی دیرینه ای به بوی چوب دارم.
 
О خیلی ها درزندگی لاف می زنند تا خود را بالاترازآنچه هستند نشان دهند.
 
О سر کاست 7شاعر 7ترانه با آقای امیر کریمی آشنا شدم و همین آشنایی بود که باعث شد از ایشان دعوت کنم تا دو قطعه را در کنارهم بخوانیم .
 
О به عنوان خواننده و آهنگساز درچند مجموعه مستند- آموزشی تلویزیون حضور داشته ام٬ مجموعه هایی مثل کودک  سریال سودا و اسکندر٬ که دومی (اسکندر) در ارتباط با کودک معلولی بود به همین اسم.
 
О عشق است بیشتر به فضای روحی خودم نزدیک است تا دوستت دارم.
 
О گیتار٬کیبورد٬ ارگ و جاز سازهایی هستند که نواختنشان را بلدم.
 
О پیش از ورود به عرصه خوانندگی کارهای مهرداد کاظمی٬ کوروش یغمایی و عباس بهادری را دوست داشتم.
 
О پرستویی انسانی است بی نهایت افتاده و مردمی که دکلمه هایش به آلبوم« دوستت دارم » اعتباری مضاعف بخشیده است.
 
 
 

منبع: هفته نامهٔ تلاش/ سال چهاردهم/ شمارهٔ 636/ دی ماه 1385.

با تشکر از دوست خوبمان محسن که زحمت ارسال این مصاحبه را کشید.

 ویرایش عکس: ویدا
 

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

 


برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(مصاحبه با ناصرعبداللهی ) بر روی همین لینک کلیک کنید

 

 

۷نوشتهء واپسین: 

  • گلچین ایرانی(۱)
  • مردی که مردانه بود و هست ...
  • این بار سکوت خواهم کرد!
  • بهار بهار صدا همون صدا بود...
  • یا مهدی یا عیسی یا محمد
  • انسان غافل
  • از یاد تو تا واژه های من...

     

  • مدیریت وبلاگ:

     هرگونه پیشنهاد انتقاد یا درخواست خود را می توانید به دو صورت به اینجانب ابلاغ نمایید.

     

    ۱: از طریق همین وبلاگ و کلیک بر روی قسمت ( نظرات)

    ۲: از طریق ارسال نامه الکترونیکی

     

    آدرس ایمیل مدیروبلاگ ناصریا : sanieh_shomar@yahoo.com 

     

    در ضمن با آدرسهای زیر نیز می توانید به ناصریا بیایید.

     

    www.nasserabdollahi.coo.ir

     www.nasseria.dom.ir

     

    هر کدام را که راحتترید به خاطر بسپارید.

    یا حق.

     

  • نظرات (28)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    سلام واقعا ناصر اسطوره بود
    حیف که رفت
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 00:38
    امتیاز: 0 0
    سلام
    اگه براتون امکانش هست اهنگ باهمه بی سرو سامانیم را برای دانلود بذارید
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 02:21
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    ان شالله در آینده..
    О
    خیلی ها درزندگی لاف می زنند تا خود را بالاترازآنچه هستند نشان دهند.

    О
    عشق است بیشتر به فضای روحی خودم نزدیک است تا دوستت دارم.

    О
    اگرخواننده نمی شدم٬ حتم دارم به سراغ حرفه نجاری می رفتم. زیرا احساس می کنم که دلبستگی دیرینه ای به بوی چوب دارم.

    О
    ... درنتیجه اسم من شد « ناصر »


    ... فقط می تونم بگم خیلی دلتنگشم ...
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 02:44
    امتیاز: 0 0
    ناصر عزیز

    عطر تو در لحظه ها پیداست
    عطر تو در عمق لحظه ها جاریست
    عکس تو در برق شیشه ها پیداست
    جای تو در جان زندگی سبز است
    هنوز پنجره باز است
    تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
    درخت ها و چمن ها و شعمدانی ها
    به آن تبسم شیرین
    به آن ترنم مهر
    به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند.
    تمام پرندگان که در نبودن تو
    مرا به باد ملامت گرفته اند
    تو را به نام صدا می کنند.
    هنوز نقش تو را از فراز گنبد کاج
    کنار باغچه، زیر درخت ها، لب حوض
    درون آینه ی پاک آب می نگرند
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 04:01
    امتیاز: 0 0
    سلام
    اینم از امکاناتی مثل : فال حافظ – جک اتفاقی – اس ام اس اتفاقی – قالب های زیبا – نمایشگر مشخصات کاربران – آمارگیر و تعداد افراد آنلاین - نمایشگر جدیدترین خبرهای لحظه ای ایران و جهان - دعای فرج – سیستم مطالب جدید وبلاگ – سیستم رادیو فردا و ... برای شما ...
    همین الان خودت بیا .http://code-weblog.blogfa.com
    بیش از 22000 نفر از این ابزار دارن توی وبلاگهای خودشون استفاده می کنن که تو هم می تونی یکی از کاربران جدید این ابزار رایگان باشی .


    ابزار رایگان برای وبلاگها
    http://code-weblog.blogfa.com
    http://code-weblog.blogsky.com

    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 08:45
    امتیاز: 0 0
    " بی تو به سادگی کدام صدا بنازم؟ "


    خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان
    اما به قدر فهم تو کوچک می شود
    به قدر نیاز تو فرود می آید
    و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
    و به قدر ایمان تو کارگشا می شود

    یتیمان را پدر می شود و مادر
    محتاجان برادری را برادر می شود
    عقیمان را طفل می شود
    نا امیدان را امید می شود
    گمگشتگان را راه می شود
    در تاریکی ماندگان را نور می شود
    رزمندگان را شمشیر می شود
    پیران را عصا می شود
    محتاجان به عشق را عشق می شود
    خداوند همه چیز می شود همه کس را .....


    به شرط اعتقاد

    به شرط پاکی دل

    به شرط طهارت روح

    به شرط پرهیز از معامله با ابلیس


    ......

    (ملا صدرا)


    ... وخداوند همه چیز و همه کس ناصریای ما بود


    ........ روحش شاد
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 12:18
    امتیاز: 0 0
    دلم تنگه ،دلم تنگ نوای توست
    بخون ناصر دلم تنگ صدای توست
    یه بغضــی تـو گـلو دارم
    بخون ناصر که دنبال صدای توست
    در این شب ها بیاد آن ترانه ها
    خود حواست که دنبال هوای توست
    اگر اینجا اگر تنهام بدان ای دوست
    تمام بند بند این شعرم برای توست
    در این دنیا تک و تنها بودی اما
    در آن دنیا هوادارت خدای توست

    با سلام خیلی از شما ممنونم که این مصاحبه رو اینجا قرار دادید
    جاوید ناصریا
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 13:39
    امتیاز: 0 0
    مینای نازنین سلام
    دریچه نگاه نهایت صداقت و تکه های بسیار کوچکی به قطره گی از دربا دنیای هستی درون و متصل ناصر نازنین در کلام عزیزش پنجره است این جا و چه زیبا و بجا.
    جالب بود در حالی که در این یکی دو روزه می خواستم پشت این پنجره ها را باز دریچه باشم- البته تاکید دارم که دیگر هیچ وقت از خودم و دل حکایتم با ناصر نازنین نخواهم نوشت و بر سر حرف اصلی ام در آن سلام آخر هستم و اگر مطلبی می خواستم بیاورم همه و همه برگزیده ای از کلام او همیشه مانا و عزیز و یا حرف های دیگران و هنرمندان برای او و در باره اش می بود و نه یک خط از مثل گذشته ها و دلنگاشته هایم با او- و در ابتدایش می خواستم کاری را شبیه این کار زیبای شما را داشته باشم و باز بگذار بگویم که وقتی شما این جا هستی خیالم راحت راحت است و این که به هر دلیلی من از آن بارگاهش به هر جهت همچنان رانده ام!
    برقرار و بردوام باشی عزیز همدل
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 13:56
    امتیاز: 0 0
    سلام
    ناصریا بارش بست ولی فکر دل ما عاشقان نبود سخته واقعا سخته دنیای بدون ناصر عزیز روحش شاد
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 13:59
    امتیاز: 0 0

    دلتنگ دلتنگم .......

    بی تاب بی تابم .........

    داغون داغونم .............

    نزدیک به مرگم ...................
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 17:24
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا جان

    مصاحبه ی خوبی بود.روح گذشت و مهربانی ناصر مثال زدنیست
    در وجود او حسادت و بخل و کینه جایی نداشت.
    تمام آنهایی که ناصر از آنها به نیکی یاد کرده میدانیم و شنیده ایم که چه برخوردهایی با ناصر داشته اند
    آقای امیر کریمی نم.نه ی بارزیست
    به هر حال حیف از ناصر که رفت
    انگار راسته که خوبا زودتر میروند....
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 20:34
    امتیاز: 0 0
    سلام مینای عزیزم .....

    از ارائه این مصاحبه ممنونم ... ناصر در تمام مصاحباتش یادآور الهاماتی که به او میشد بود ... اما کاش آن زمان که بود باورش میکردند ..... یا علی
    شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 22:51
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا جان

    باز هم چه بجا و زیبا نوشتی بخصوص مصاحبه این بزرگمرد عالیمقام که همه ما را به نوعی شیفته مرام و مسلک خویش ساخته.
    بیش از پیش موفق باشی عزیزم
    یکشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 01:22
    امتیاز: 0 0
    ناصریا عشق تو حقن ولی دنیا پر نا حقن
    یکشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 06:44
    امتیاز: 0 0

    کسی غیر از تو نمونده، اگه حتی دیگه نیستی
    همه جا بوی تو جاری، خودت اما دیگه نیستی
    نیستی اما مونده اسمت، توی غربت شبونه
    میون رنگین کمون خاطرات عاشقونه

    آخرین ستاره بودی، تو شب دلواپسی هام
    خواستنت پناه من بود، تو غروب بی کسی هام
    لحظه، هر لحظه پس از تو، شب و گریه در کمینه
    تو دیگه برنمی گردی، آخر قصه همینه!


    دلم برای صدای آقای عبداللهی تنگ شده. و چه کاره شیرینی انجام دادین با این وب سایت . مرسی .
    یکشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 10:32
    امتیاز: 0 0
    با همه بی سر و سامانیم باز به دنبال پر یشانیم
    طاقت فرسودگیم هیچ نیست درپی ویران شدنی آنیم
    آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانیم
    دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانیم
    آمده ام با عطش سالها تاتوکمی عشق بنوشانیم
    ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانیم
    خوب ترین حادثه می دانمت خوبترین حادثه می دانیم
    حرف بزن ابرمرابازکن دیرزمانی است که بارانیم
    حرف بزن حرف بزن سالهاست
    تشنه یک صحبت طولانی

    خدا قوت مینای عزیزم .....
    سبز باشید ....
    """ جاوید ناصریا """"


    یکشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 13:58
    امتیاز: 0 0
    خیلی جالب بود.
    خصوصا اونجایی که موسیقی جنوب رو توضیح داده بود.
    خسته نباشی گل مینا
    یکشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 15:19
    امتیاز: 0 0
    گل مینای عزیز سلام:

    یه خواهش ازت دارم اگه ممکنه کمکم کن...من حتما باید با همسر ناصر صحبت کنم این موضوع به جون من بستست...
    خواهش میکنم اگه می تونی بهم کمک کن...منتظرم.
    یکشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 20:49
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    به من میل بزن.

    sanieh_shomar@yahoo.com
    سلام مینا خانم: از زحماتی که برای جمع آوری این اطلاعات می کشید کمال تشکر را دارم . شما دل ما را شاد می کنید
    خداوند هم دل شما را شاد کند.
    خداحافظ ای بغض بندر........
    روحت همواره قرین رحمت باد ناصریای عزیزم
    دوشنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 19:27
    امتیاز: 0 0
    مینا جان سلام دوست خوبم.
    به خاطر ارائه ی این مصاحبه از شما ممنونم.
    باخواندن صحبتهای او با شنیدن صدای بی نظیرش داغ دلم
    تازه می شود و اشکم سرازیر. دنیا لایق داشتن او نبود.
    همه ی ما دلتنگشیم همه ی ما بی قرارشیم . نمی دونم
    همسرش و فرزندانش چه طاقتی دارند.
    کی آن روز که روز رسوایی قاتلانش است فرا می رسد تا شاید
    ذره ای از این غم که در قلبمان است کمتر شود؟
    سه‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 09:29
    امتیاز: 0 0
    با سلام
    خیلی ممنون از بابت این مصاحبه
    دیشب توی برنامه مثلث شیشه ای سوال خیلی پر معنایی آقای رشید پور کرد؛ اینکه چرا ما تا زمانی که هنرمندامون زنده هستند ازشون قدردانی نمیکنیم ولی همینکه دستشون از دنیا کوتاه میشه ؛ تازه میفهمیم که ای کاش زودتر قدردانی میکردند.
    واقعا جای تامل داره؛
    ولی جا داره که حداقل توی این برنامه بیاد رفتگان و زحمتکشان این مرز و بوم که دست به دست هم باعث تجلی نام ایران عزیز شدند؛ یادی بشه و خیلی راحت از این مطلب نگذرند.
    انشا ء ا...

    اهل باران

    اهل دریا

    اهل اندوه غروبیم

    از دیار شعر و شرجی
    از کویر و از جنوبیم

    ****
    ****
    خسته ایم اما نه خاموش
    شاعر دریا و دردیم
    مرد مردستان بندر
    مرد میدان نبردیم
    شور و عشق و اتش و خون
    مردی مردان راهیم
    با دل خسته دلیر و با لب بسته صداییم

    نمیدونم ولی بزارید راحت بگم هر وقت این آهنگو گوش میدم بدون اغراق بگم چشمام تر میشه
    نمیدونم اینو باید پای احساسم بگذارم یا . . .

    حیف این صدا که خیلی زود از دست رفت خدا لعنت کنه دشمناشو


    روحش شاد و روانش همیشه جاوید باد
    ((((((((((((مــــــــانـــــــدگــــــار نـــــــاصــــــریــــــــا))))))))))))
    ((((((((((((مــــــــانـــــــدگــــــار نـــــــاصــــــریــــــــا))))))))))))
    ((((((((((((مــــــــانـــــــدگــــــار نـــــــاصــــــریــــــــا))))))))))))
    ((((((((((((مــــــــانـــــــدگــــــار نـــــــاصــــــریــــــــا))))))))))))
    سه‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 17:19
    امتیاز: 0 0
    سلام دوست عزیز ... خوشحالم که هنوز هم مطالب خوبت رو می نویسی و ازت می خوام این کار رو ادامه بدی ... آهنگ های بیشتری هم از ناصر تو وبلاگت بذار ... انسان غافلن که فوق العاده بود با اینکه جنوبی بود اما با معنی که گذاشته بودی فهمیدم که چقدر این آهنگ فوق العاده است ...یاد آن زمان هم همینطور ...
    شاد و پاینده باشی .. تا بعد
    سه‌شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 21:22
    امتیاز: 0 0
    سلام...
    شصتمین سال اشغال فلسطین به دست رژیم نامشروع اسرائیل
    روز پرپر شدن الاله ها و مرگ کبوتر های ازادی مبارک!...
    چهارشنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 02:23
    امتیاز: 0 0
    سلام
    وبلاگ ناصریای بندر به روز شد منتظر نظراتتان برای هر چه بهتر شدن وبلاگ خواهیم بود
    چهارشنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 03:16
    امتیاز: 0 0
    سلام
    از حضورتون ممنونم و بارشی از امواج و رحمت الهی رو برای این هنرمند بزرگ میطلبم .
    پنج‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 01:19
    امتیاز: 0 0
    سلام

    با یه وبلاگ جدید هستم در خدمت دوستان خوبم

    خوشحال میشم همراهیم کنین

    پنج‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 02:37
    امتیاز: 0 0
    سلام و ممنون که سر زدین...
    رفتن ناصر اون هم به این شکل واقعآ دردناک بود...امیدوارم خاطرش رو همیشه زنده نگه داریم و خوشحالم از وجود انسانهایی چون شما که این راه رو ادامه میدن...پاینده باشی
    پنج‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 06:53
    امتیاز: 0 0
    faghat azat mamnunam.man har shab vasash gerye mikonam.shayadam be hale khodam gerye mikonam.khahesh mikonam vasam off bezarin.mikham bahatun dar ertebat basham.
    چهارشنبه 13 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 19:49
    امتیاز: 0 0