X
تبلیغات
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

مصاحبه با ناصرعبداللهی(کانون خانواده خرداد۸۰)

           

 

       http://lina.blogsky.com01             

 

 

* چطور شد که خواننده شدید ؟

 

از آشنایی با همسرم و ایجاد یک ارتباط قلبی و عشق و احساس وابستگی عاطفی باعث آن شد که ملودی هایم رنگ و بوی تازه ای به خود بگیرد و شعر تازه ای بگویم وچون آهنگ هایم را با گیتار اجرا می کردم باید که خودم هم می خواندم , نتیجتا خواندم که خوشبختانه مورد استقبال هم قرار گرفت و این آغاز من و تولد دوباره من بود .

 

 

* چرا موسیقی پاپ را انتخاب کردید ؟

 

به علت اینکه در 20 سال اول انقلاب این سبک موسیقی تقریبا محو شد و موسیقی سنتی و اصیل تماما جای آنرا گرفت و از سویی دیگر بازار کاستهای غربی و خارجی در داخل بسیار رونق خوبی داشت و جوانان ما تقریبا صد در صد از موسیقی پاپ خارجی و لس آنجلسی استفاده

می کردند . از این رو تصمیم به ایجاد موسیقی پاپ داخلی گرفتم که هم از محتوای خوب و معنوی برخوردار باشد ( از نظر شعر ) و هم از نظر موسیقی مقبول حال و نشاط جوانان باشد . که بحمدالله می شود گفت موفق هم بوده ام . دست باعث و یاری کننده درد نکند .

 

 

* موسیقی در مسیر شما قرار گرفت یا انتخابش کردید ؟

 

می توان گفت از بچگی موسیقی تاثیر خاصی در روح و روان من

می گذاشت . تا این حد که حتی مادر عزیزم می گوید در زمانی که طفلی بیش نبوده ام به موسیقی با توجه کامل گوش می کردم و حتی اگر در حال گریه بودم با موسیقی آرام گرفته ام

 

 

* خوانندگی چقدر درونیات شما را راضی می کند ؟

 

تا حدود زیادی . زیرا به این صورتی که این حقیر با موسیقی زندگی می کنم , می توان به جرات گفت که موسیقی خوب , روح آدمی را به نوعی آرام و آسوده می دارد و نظم خاصی به سیستم متعادل کننده روح و جسم می بخشد .

 

 

* اولین ترانه ای که خواندید چه نام داشت و در آن لحظه چه احساسی داشتید ؟

 

اولین ترانه ای که برای مردم در تلویزیون اجرا نمودم , قطعه عزیز سمفونی " محمد (ص)" نام داشت و وقتی که پخش شد , احساسم این بود که روح رسول الله (ص) هدیه ناقابل مرا پذیرفتند و بسیار از حس معنوی سر مست و مسرور شدم .

 

 

* فکر می کردید یک روز خواننده مطرح و مشهور و محبوبی شوید ؟

 

اگر حمل بر هیچ موضوع خاصی نباشد باید عرض کنم ازطفولیت این موضوع را تا حدود زیادی حس کرده بودم .

 

 

* از اینکه محبوب و مشهور هستید , چه احساسی دارید ؟

 

احساس می کنم مسئولیت من روز به روز سنگین  و سنگین تر می شود . زیرا اهداف برای من ...

 

وصل روح آدمی به خداوند متعال است .

 

 آرامش معنوی خواست همه ی سینه هاست . این رسالت سبک موسیقی من است

 

 

* وقتی که صدا و تصویر شما برای اولین بار پخش شد چه احساسی داشتید ؟

 

به آینده امیدوار شدم . نتیجه این امید تلاش بیشتر من در این عرصه شد .

 

 

* اولین کسی که صدای شمارا شنید و به شما تبریک گفت چه کسی بود ؟

 

برادر ارجمندم محمد ولی انصاری

 

 

* موسیقی پاپ را چگونه ارزیابی می کنید ؟

 

موسیقی پاپ در آغاز حرکت بسیار خوبی را دنبال می کرد ولی چندیست که گویا به خواست افراد تهیه کننده از مسیر خود خارج شده و راه دیگری را پیش گرفته است که کمی نگران کننده به نظر می رسد . البته یقین دارم که این وضعیتی کاملا زود گذر است و سامان این سبک به زودی فراهم خواهد آمد .

 

 

* نظر شما در مورد خوانندگان پاپ جدید چیست و این روند که هر روز خوانندگان جدیدی به موسیقی پاپ راه پیدا می کنند چگونه بر آورده می شود ؟

 

نظر بخصوصی ندارم . خوب است که هنرمندان این خاک در عرصه موسیقی مطرح شوند و در مورد خوانندگان جدید باید عرض کنم هر کسی به سهم خود خوب است . البته باید عرض کنم که کار نیکو کردن از پر کردن است.

 

 

* چقدر اهل موسیقی اصیل و به عبارتی سنتی هستید ؟ تا حالا فکر

کرده اید که قدمی در راه موسیقی سنتی بردارید ؟

 

 من تا حدودی علاقه مند به موسیقی اصیل ایرانی هستم و ارادت خاصی به اساتید این فن دارم و در خصوص موسیقی سنتی و بومی هرمزگان , در حال تحقیق ویژه ای برای بازسازی و اجرای آن سبک و تلفیق آن با موسیقی مدرن امروزی می باشم .

 

 

* برای پیشبرد موسیقی پاپ چه توصیه هایی دارید ؟

 

با شناسایی افراد کار آمد و متعهد و حمایت این عزیزان , به نظر می رسد که افق های تازه ای گشوده می گردند و پیشرفت بهتری حاصل خواهد شد .

 

 

* خوانندگان مجله , نامه نوشته اند که آهنگ " ناصریا "

 به چه زبان و آهنگیست ؟

 

" ناصریا  " به زبان فارسی دری اجرا شده و با لهجه بندر عباسی .

 

 

 *از خانواده تان بگویید.از همسرتان که در فعالیت های هنری شما چه نقشی دارند؟ویا اینکه اهل هنر هستند؟در زمینه موسیقی با همسرتان مشورت می کنید؟

 

من در سال 67 با خواهر یکی از دوستان عزیزم ازدواج کردم که حاصل آن وصل 3 فرزند می باشد به نامهای نوید 12 ساله پسرم , نازنین دخترم 9 ساله و نامی پسر کوچکم 6 ساله . همسرم همیشه مشوق من بوده و هست . او همیشه مرا همراهی نموده و برای پیشرفت من کمال صبر و حلم را پیشه داشته است . ایشان تا حدودی به سازهای پیانو و گیتار آشنا هستند و می توانم بگویم بهترین ملودی هایم را با مشورت همسرم ساخته و پرداخته ام .

 

 

* آیا بچه های شما علاقه ای به خوانندگی دارند ؟

 

دخترم به خوانندگی علاقه خاصی دارد .

 

 

* در خانواده شما مثل پدر , مادر , خواهر , برادر در عرصه هنر فعالیت دارند ؟

 

برادر بزرگم با ارگ آشنایی دارد , برادرم علیرضا نقاش و گرافیست خوبی است , و برادر کوچکمان عقیل به فن صدا برداری و ضبط علاقه مند است .

 

 

* یک مقدار خصوصی تر اگر اجازه بدهید سوال کنیم که هنر آشپزی خانمتان را چطور ارزیابی می کنید ؟

 

آشپزی همسرم به نظر من بسیار لذیذ و دلچسب و بر وفق ذائقه بنده بوده و هست .

 

 

*بهترین دست پخت همسر شما ؟

 

غذا های محلی بندر عباسی و ماکارونی مخصوص خودش .

 

 

* به غیر ازموسیقی به هنر دیگری هم مشغول هستید ؟

 

بله , گاها دستی در نقاشی , طراحی , کار با چوب , مجسمه سازی و غیره دارم .

 

 

* راستی در کار خانه به همسرتان کمک می کنید که می کنم نه ؟

 شما چه جوابی می دهید ؟

 

در صورت امکان , با کمال میل و رغبت

 

 

* وقتی از همسرتان ناراحت می شوید چه برخوردی می کنید ؟تا حالا شده عصبانی هم بشوید ؟ چرا که اهل جنوب هستید و عصبانیت خاص مردان جنوبیست ؟

 

عصبانی بودن هیچ ربطی به جنوبی بودن و شمالی بودن ندارد  . بسیار معمولی هستم و طبیعتا گاهی از کوره در می روم ولی حتی المقدور طی تجربه آموخته ام که صبور باشم و خشمم را فرو بخورم .

 لازم به توضیح است که اگر در منزل عصبانی بودن من روحم را فرا گیرد بیشتر از ناحیه شیطنت فرزندانم می باشد تا همسر مهربان و دلسوزم .

 

 

*برای عید به کجا سفر می کنید ؟

 

 زادگاه همیشه پایدارم بندرعباس.خاک پاک جنوب

 

 

* سال تحویل که سال نو است و همه در حال دعا کردن و آرزو کردن هستند , شما چه آرزویی دارید ؟

 

آرزوی من این است که :

 

خداوند مرحمت نماید و روح مرا از وابستگی به دنیا و تعلقاتش رها سازد

 تا در آسودگی و آزادگی به هدفم بپردازم و بتوانم خدمتی بکنم به این مردم خوب و صبور و عزیز . و سالی پر بار و پر نشاط را برای مردم از خداوند خواستارم .

 

 

*  درد دل و ناگفته ای دارید , سرا پا گوش هستیم ...

 

شاید عرضی بیهوده باشد ولی مثل اینکه از هنرمندان هم ردیف و هم صنفم توقعی دیگر داشتم . همیشه با آغوشی گرم و سینه ای مالامال از عشق و دوست داشتن و نصرت به هم نوع و هموطن پا به این عرصه گزاردم ولی مثل اینکه همیشه تنها در میان امواج خروشان نا امنی عاطفی , فقدان مردانگی در عرصه هنر حرکتی سخت داشته باشم .

 ای کاش می شد عزیزان این خاک از کوچک و بزرگ به ابتدا بدانند که این حقیر به دنبال عشق و دوستی و مهربانی هستم و دیگر هیچ .

به امید افقی روشن برای فردایی بهتر در سایه پر مهر .

 

 

تنها یار و یاور الرحمن الرحیم .

 

 

این حدیث بگذار تا وقت دگر .

 

 

**********

 

منبع :  مجله کانون خانواده

خرداد ماه ۱۳۸۰

منبع اینترنتی: هر چه تورا به یادمن بیاورد زیباست.

با تشکر از لیدا


برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(مصاحبه با ناصرعبداللهی ) بر روی همین لینک کلیک کنید 

 

۷نوشته واپسین:

  •  

    هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

    نظرات (38)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    سلام نخسته
    جونه
    یه سر بزن
    دوشنبه 17 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 20:06
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا خانوم
    فبل از هر چیزی باید بگم واقعا ازت ممنونم که یاد ناصر عزیز رو زنده نگه میداری معلومه از رو عشقت اینکارو میکنی.
    یه خواهش داشتم شما فیلم رضا صادقی رو دارید که در مراسم چهلم و یا یابود ناصرعبداللهی در تهران خونده!!!!
    ممنون میشم خبرم کنین
    یا علی
    دوشنبه 17 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 22:50
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    من ندارمش
    اما سپیده داره.
    سلام مینا جان
    ازت ممنونم که خاطرات ناصرو برامون زنده میکنی
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 01:18
    امتیاز: 0 0
    سلام ممنون که مصاحبه رو گذاشتی با اینکه سالها مشترک این مجله بودم ولی این گفتگو رو ندیده بودم ممنون
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 01:41
    امتیاز: 0 0

    خداوند مرحمت نماید و روح مرا از وابستگی به دنیاو تعلقاتش رها سازد.
    این خواسته ی ناصر عزیزمان است از خدا که پروردگارش اجابت
    کرد. و خواسته ی من از زمانی که او را شناختم و عشقش در
    دلم جای گرفت . ما نمی توانیم فقط عاشقش باشیم باید از
    او چیزی یاد بگیریم و این همان چیزی است که من از او
    آموختم. و برای ملکه شدن این عقیده روی خودم کار می کنم.
    مینای عزیزم بی نهایت ممنونم که باز هم از ناصر عزیز
    می نویسید.
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 01:46
    امتیاز: 0 0
    سلام . تو اشکم یک ماهی یونس نگه ایکه ........ دوست دارم چون تو دوستش داری ..... عاشق بمرت بهترن از گوشیه زندن .... تو دل یک سنگ شیشه نگه ایکه
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 02:02
    امتیاز: 0 0
    خدا رحمتش کنه و انشالله در اون دنیای زیباتر و بهتر از دنیای ماده و رنگ و تعلق ، حالا که به آرزوی بزرگش رسیده و به وصال دست پیدا کرده ، در کنار نیکان و عزیزانی که بهشون عشق می ورزید و دوستشون داشت باشه .
    فقط اینش برام سخته که خیلی خونواده شو دوست داشت و حتما اون عزیزان از فراقش بسیار ناراحتند . منظورم اینه که هر روز داغ نبودنش براشون تازه تر از ژیشه و زمان در این جور موارد خیلی سخت می تونه غلبه کنه و مرحم باشه .
    از شما هم ممنون که زحمت می کشید و مصاحبه های قدیمی تر رو پیدا می کنید و برای ما هم درج می کنید.
    شاد و پیروز باشید
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 10:34
    امتیاز: 0 0
    سلام مینا خانم خسته نباشی.آپت جالب بود مطالعه این مصاحبه ها باعث می شود ناصریای عزیزمون را بهتر بشناسیم
    اگر چه هر چه از او بدانیم باز هم نادانیم....
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 10:51
    امتیاز: 0 0
    سلام . یه چیزی می نویسم فقط واسه اینه که خودتون بخونین. می دونم مسخره س ولی حیفم اومد ننویسم. مال من نیست ببینین چطوره. فکر می کنم ثبت نشه بهتر باشه.

    هر جای خاک میهن عشق است و عاشقانه
    زیباست هر کجایش از کوه تا کرانه
    ایران خرم من اکنون کجاست ناصر ؟
    اینجا هنوز در این خاک خداست ناصر؟
    این آسمان آبی بس نعمت است و رحمت
    از عرش تا به ابرش عطر فرشته هایت
    ایرانیان برتر پیش شماست ناصر؟
    آیا کنارتان در آن ابرهاست ناصر؟
    پروانه های خونین - صدها شهید - داریم
    شاید به قلبها هم جنگی شدید داریم
    در جنگ خون یکی از پروانه هاست ناصر ؟
    آیا هنوز در آن ویرانه هاست ناصر ؟
    ای یادگار خونین ای شهر بندر عباس
    ای هر کجای خاکت پر باشد از گل یاس
    در خاطرات نابت یک با وفاست ناصر ؟
    حتی هنوز با تو خوب آشناست ناصر ؟
    رضوان با خدایی رویای برتر ما
    اهل بهشت - خوبان - ای حوریان زیبا
    آیا هنوز مست عشق شماست ناصر ؟
    آیا که لایق آن قرب خداست ناصر؟
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 13:25
    امتیاز: 0 0
    آرامش معنوی خواست همه ی سینه هاست . این رسالت سبک موسیقی من است
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 14:47
    امتیاز: 0 0
    " بی تو به سادگی کدام صدا بنازم ؟ "


    چه زیبا می شود دنیا برای من ،اگر روزی
    تو از آنی که هستی ای معما پرده برداری ...


    و باز حسرت نبودن تو ...

    ...


    خیلی عالی بود گلم
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 15:20
    امتیاز: 0 0
    ...
    روبه روی دریا هستم
    آنچنانم که نمی دانم در کجای دنیا هستم
    حال دریا آرام و آبی است
    من که رنگم را باران شسته است
    در چه حالی آیا هستم ؟
    قوچ مرغان را می بینم موج ماهی ها را نیز
    حیف انسانم و می دانم
    تا همیشه تنها هستم
    وقت دل کندن از دیروز است یا که پیوستن بر امروز
    من ولی در کار جان شستن
    از غبار فردا هستم
    صفحه ای ماسه بر می دارم
    با مداد انگشتانم
    می نویسم
    من آن دستی که
    رفت از دست شما هستم
    مرغ و ماهی با هم می خندند
    من به چشمانم می گویم
    زندگی را میبینی
    بگذار
    این چنین باشم تا هستم
    ...
    سلام.چقدر این دلواژه های محمد علی بهمنی واگویه هوای او دارد.هوای شعر و شرجی ناصر...
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 15:20
    امتیاز: 0 0
    مینا جان خیلی ازت ممنونم که بازهم یکی دیگه از مصاحبه های ناصریا رو هم توی وبلاگ گذاشتی.

    من فکر می کنم خیلی از دوستانی که از ابتدا مصاحبه های عبداللهی رو در این وبلاگ خوندند و همین طور کنسرت هایی را که از این بزرگوار دیدند کاملا متوجه شدند و شخصیتش رو به خوبی شناختن.
    به :
    صراحت و صداقتی که در کلام خود داشت .و به شیوایی که دربیانش بود.و اینکه اصلا نگاه عبداللهی به موسیقی پاپ چگونه بود. جه هدفی را دنبال می کرد.چه ملودی هایی را دوست داشت. از چه شعرهایی در ترانه های خود استفاده می کرد.چه تفاوتی با دیگر خواننده ها از نظر آهنگسازی٬ صدا٬ نوع اجرا و حتی نوع برخورد با دوستان و دوستدارانش را داشت.چگونه روحیاتی داشت. از نظر اخلاقی و منش و مردانگی چگونه انسانی بود.؟ و سبکش که نه بعدها بلکه از همان ابتدا فقط یک چیز بود « پاپ معنوی»

    اما متاسفانه بعضی افراد اینها را قبول ندارند و هنوز می خواهند مرگ او را به گونه ای دیگر جلوه دهند. !
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 16:04
    امتیاز: 0 0
    سلام ...امیدوارم همیشه موفق باشید ممنون از کار قشنگتون....تا درودی دیگر دوصد بدرود
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 16:34
    امتیاز: 0 0
    سلام... قرار نبود دوست من! برای ناصر گریه هایم را کرده بودم...حتا به او گفته بودم که تکلیف آن قدم زدن های با هم در خیابان های لنگ دراز سعادت آباد پس چه؟....دیگر ناصر داشت راه خودش را می رفت....چرا دوباره به اتفاق ناصر را اینجا دیدم و این فیلم های ذهنی مرا کشت گریه مرا کشت
    سه‌شنبه 18 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 22:55
    امتیاز: 0 0
    زیر سقفی که پر از ستاره بود و یک به یک

    می چکید تو حوض نقاشی قالی یادته

    تا یه روز دلت گرفت و دیگه آروم نشدی

    انگار آتیش کشیدن به باغ شالی یادته

    درُ بستی رو به دنیایی که جای تو نبود

    منُ پشت در گذاشتی با چه حالی یادت

    مرگُ سر کشیدی وتریک تریک صدا می کرد

    تن داغت مث کوزه ای سفالی یادته

    پرکشیدی باهمون ستاره های بی نشون

    نه ازت پری بجا موند و نه بالی یادته

    حالا من موندم این عکسا و مشتی خاطره

    زیر سایه بون اون باغ خیالی یادته.......




    حالا ما موندیم و این عکسا و مشتی خاطره....

    حالا ما موندیم و ...
    چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 01:18
    امتیاز: 0 0
    مثل همیشه مصاحبه اش گرم ساده بی پرده و خودمانیست

    شعری که خانم فرشته نوشته اند فوق العادست...
    چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 01:59
    امتیاز: 0 0
    وقتی میخوندی صداش و لهجش یادت میومد.
    خسته نباشید مینا جان.
    خیلی خوب بود.
    شعر خانم فرشته هم جالب بود
    چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 05:44
    امتیاز: 0 0
    با اجازه فرشته خانوم یه کمی شعرشون و تغییر دادم و کمی هم به اون اضافه کردم امیدوارم خوب شده باشه.


    هر جای خاک میهن، عشق است و عاشقانه
    زیباست هر کجایش، از کوه تا کرانه
    ایران خرم من اکنون کجاست ناصر ؟
    آیاهنوز اینجا یاد خداست ناصر؟
    این آسمان آبی بس نعمت است و رحمت
    از عرش تا به ابرش نوراست وعشق و برکت
    ایرانیان برتر پیش شمااند ناصر؟
    آن خسته از ستمها پیش شمااند ناصر؟
    پروانه های خونین - صدها شهید - داریم
    شاید به قلبها هم جنگی شدید داریم
    در جنگ خون، یکی از پروانه هاست ناصر ؟
    بال و پرش شکسته ،درد آشناست ناصر ؟
    ای یادگار خونین، ای شهر بندر عباس
    ای هر کجای خاکت، پر باشد از گل یاس
    در خاطرات نابت یک با وفاست ناصر ؟
    حتی هنوز با تو خوب آشناست ناصر ؟
    رضوان با خدایی، رویای برتر ما
    اهل بهشت - خوبان - ای حوریان زیبا
    آیا هنوز مست عشق شماست ناصر ؟
    آیا که لایق آن قرب خداست ناصر؟
    من و ماندم وغم تو ،خود گو برایم اکنون
    آیا هنوز چشمت با من آشناست ناصر؟
    آیاهنوز هم تو خواهان عدل و دادی؟
    خود گو برایم این خاک، ایران ماست ناصر؟
    این قامت خمیده این خنجر کشیده
    این آسمان تیره،عشق آشناست ناصر؟
    آیا نگاه پاکت، دیر آشناست ناصر؟
    میان این همه درد،بی همصداست ناصر؟
    ناصربرو که یادت درقلب ماست جاری
    همراه وهم عروجت عشق خداست ناصر
    چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 06:18
    امتیاز: 0 0
    سلا م مینای عزیزم ...

    ناصریا معتقد بود هر کدام از ما بنده های خدا روی زمین یک رسالتی داریم ..
    فرق او با خیلی های دیگر این بود که رسالت خود را در این دنیا شناخت و همگام با روح لطیفش که غرق عشق خدا بود قدم برمیداشت .. از ابتدا رسالتش را نزدیکی انسانها به خدا معرفی کرد .. تا بود به گفته خویش نمیتوانست آن طور که میخواست رها باشد و به اهداف زیبایش برسد یا اینکه نمیگذاشتند به چیزی که رسالتش بود برسد وحال بعد از مدت یک سال و نیم از پروازش او به راحتی به برگزیده های خود روی زمین کمک میکند و آنها را به حق و حقیقت دعوت میکند پس خوشا به سعادتش که میدانست برای چه آمده و برای چه میرود ... روح لطیف و آسمانیش حال که از جسمش رها شده چقدر قوی و با عظمت انسانها را به خدا نزدیک کرده ...

    آرزم میکنم که روزی برسد که قدر و منزلت این استاد هنری و معنوی ما را نه تنها ما دوستدارانش بلکه دنیا به جای آورد ..

    باز هم از تلاش زیبایت برای یاد او سپاسگزارم ...

    مولا علی نگهدارت مینای گلم .....
    چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 16:16
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    یلدا جان ممنون از تو

    بالاخره بعد از ۱۰ روز در چهارشنبه (۱۹=۱+۹=۱۰ !!!) اون چیزی که منتظرش بودیم انجام شد.!!!
    سلامن علیکم خدمت مدیر و مدیره ی وبلاگ معظم و وزین ناصریا

    لطفکی فرموده به منزل سفالین بنده سرکی بفرمایید

    "هطما از فیوزاط افاذه شده ی اینجانب مصطفیظ خاحید گردید!!!

    معلوم هست کجایید؟واقعا که
    زود باشین بیاین (با ابرویی کجکی و رو به بالا بمانند همان آیکون معروفم در یاهو مسنجر)
    (:/
    چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 19:33
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام الهام جان
    حالت خوبه؟:-o
    حتما صرخاحم ضد!
    سلام
    واقعا شعر خیلی قشنگی بود.
    چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 20:00
    امتیاز: 0 0
    مینا خانم سلام . خسته نباشید.

    لطفاً اگه براتون زحمتی نیست٬ شعرکامل « مهر علی و زهرا » رو برام بنویسید.؟
    پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 00:52
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام

    الان که متنشو ندارم اما اگه بعدا یادم بندازین حتما ان شاالله
    سلام مینا خانم

    واقعا خوشحالم که بعد از مدتها که نتونستم به بلاگت بیام امروز که اومدم یه اتفاق میمون رو دیدم...
    اون اتفاق فرخنده این بود که تو پستی رو گذاشتی که به نظر تو و من یکی از پست های قوی و کم یاب وبلاگ لینا بود...
    تو حس کردی می تونی بیشتر هم وبلاگ لینا؛ هم این مصاحبه ی آرشیوی رو اشاعه بدی و این جای تقدیر داره ازت که حال و هوای وبلاگت رو عوض کرده و صمیمی شده مثله وبلاگ منبعت..

    البته جبران کردم و امروز مطالب پیشینم یه نگاهی کردم؛ یکم به نظرم شخصی شده بوده وبلاگ ناصر که البته این پست جدید رو منظورم نیست..

    در آخر از پر پر چونگیم عذر خواهی می کنم.

    برای تو و وبلاگ ناصر آرزوی موفقیت می کنم.
    علی /درصد بلاگ/پی ام سی دات تی کی
    پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 01:20
    امتیاز: 0 0
    با سلام به شما خواهر گرامی و دوستان ناصریا
    خیلی ممنون از اینکه با توان و تلاش شبانه روزی این وبلاگ را زنده نگه داشتید. هر جای این سرزمین پهناور که باشید خدا یارو نگهدارتان باد .
    صحبت از زنده یاد ناصر ؛ حالات و روحیات خاصی رو می طلبه که به جرات بگم در بین خواننده های داخلی اون صلابت صدا و ناب و پاکی کمتر بچشم میخوره؛ شاید اون بخاطر نوع نگاهاست بزندگی.
    ناصر معمولا در تمام آهنگهاش ارتباط قوی با بالا برقرار میکرد و این حس از طریق صداش به شنونده کاملا انعکاس پیدا میکرد. حتی شما این مطلب رو در مصاحبه اش حس میکنید.
    وقتی به قطعه بوی شرجی یا فاطمه بنت نبی یا نازتکه و ... گوش کنیم حتما با بنده هم نظر میشید. در آخر ممنون از فرشته خانم که چقدر قشنگ حق مطلب رو ادا کردند.
    راستی قرار بود یه سری از آهنگهای قدیمی ناصر مجوز بگیره
    از گل مینا خانم میخوام اگر چیزی در این مورد میدونند عنوان
    کنند
    پیروز و سربلند باشید

    (((((((((مـــــــــانــــــــدگــــــــار نــــــــــاصـــــــــریـــــــــآ)))))))

    (((((((((مـــــــــانــــــــدگــــــــار نــــــــــاصـــــــــریـــــــــآ)))))))
    (((((((((مـــــــــانــــــــدگــــــــار نــــــــــاصـــــــــریـــــــــآ)))))))
    (((((((((مـــــــــانــــــــدگــــــــار نــــــــــاصـــــــــریـــــــــآ)))))))

    (((((((((مـــــــــانــــــــدگــــــــار نــــــــــاصـــــــــریـــــــــآ)))))))
    پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 12:15
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    در مورد اون آهنگها فعلا اطلاعی ندارم.
    سلام
    در شب آرزوها آپدیت شد ...

    http://lina.blogsky.com


    منتظر حضورتون هستم

    التماس دعا...
    پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 16:32
    امتیاز: 0 0
    naser ghabl az ezsevajash khanandeh bood va avalin ahangash ham ahange mohammad nabood man ke nasser ra az nazdik mishnasam migam in mosahebeh hamash kezbe
    پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 19:11
    امتیاز: 0 0
    با سلام
    هومن عزیز صدای خوبی داری فکر میکنم اگر روش وقت بذاری
    نه خودت ضرر میکنی نه به کسی ضرر میزنی چون مسلما بعضی صداها وکارها برای مغز انسان مضر هستن
    انتخاب سبک ناصر (ره) هم کا بجایی ست که کردی
    چون کارهای ناصریا تنها کارهایی است که در اثر گذشت زمان
    مثل بقییه موسیقیهای پاپ مستهلک ودور انداختنی نمیشه
    و اصولا از زمان خودش جلوتره من خودم هم با نوازندگی گیتار وکیبورد آشنایی دارم نظرم هم ابدا از روی احساس نیست
    موفق باشی به امید کارهای دیگر
    پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 22:07
    امتیاز: 0 0
    با سلام .............تنها صداست که می ماند . تنها صداست که جذب ذره های زمان خواهد شد ...........
    به وبلاگم وقت کردید سر بزنید درباره اش نوشته ام . یادش گرامی باد.
    جمعه 21 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 23:34
    امتیاز: 0 0

    سلام مینای گلم، خسته نباشی ...

    دلتنگ ناصریا آپدیت شد با :

    ار تو چه پنهون باز، خواب تورو دیدم ...

    http://deltange-naseria.blogsky.com

    با تدارک ختم قرآن به مناسبت روز مرد، جهت شادی روح ناصریای عزیز ...

    منتظر حضور سبز و گرمتون هستم ...

    به امید دیدار، موفق باشی دوست من ...

    شنبه 22 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 02:37
    امتیاز: 0 0
    سلام بعضی از آهنگهای آقای عبداللهی مثل آهنگهای تو رو میخوام محمد جان ابوالفضل خداوند عیسی رو نداریم چطور واز کجا باید دانلود کنیم اگر شما دارید برای دانلود بگذارید تا علاقمندان استفاده کنند با تشکر
    شنبه 22 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 07:02
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    حتما
    سلام مینای عزیزم

    تاخیر منو میبخشی کمی گرفتار بودم بسیار زیبا بود و بعد از مدتی که امروز نشستم پای کامپیوتر کلی روحیه گرفتم دست گلت درد نکنه
    امیدوارم همیشه و در همه مراحل زندگی موفق باشی منم خیلی خوشحالم ....

    شنبه 22 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 10:38
    امتیاز: 0 0
    سلام.من نه تنها دوستدار ناصرم بلکه دیونه اش هستم.حتی آّّهنگ وبلاک هم صدای ناصر هست.ناصر برای من زنده اس همیشه
    شنبه 22 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 20:06
    امتیاز: 0 0
    سلام گل مینای عزیزم

    ممنون از همه ی زحماتت

    یاد ناصر عزیز به خیر

    ...
    شنبه 22 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 23:58
    امتیاز: 0 0
    سلام
    خیلی خوشحال شدم وقتی این مطلبو خوندم چون من ناصر رو خیلی دوس دارم


    به وبلاگ منم سری بزنین و نظر بدین

    یه دنیا ممنون
    یکشنبه 23 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 05:24
    امتیاز: 0 0

    سلام گل مینا، حالت خوبه ؟!

    مینا جان، کل جزء ها تقسیم شد و فقط یه نسرین و خواهر

    سمیرا و جزء نرسید.

    اگه فکر میکنی که بازم بچه ها درخواست می کنند که ۲ تا ختم

    قرآن بگذاریم و اگر نه که برای اینا که جزء بهشون نرسیده هر

    کدوم ۵ تا زیارت عاشورا بخونن یا ختم صلوات بگذاریم.

    ولی این حس عجیب چیه به ناصر که سر نصف روز تمام جزءها

    پر شد؟؟؟

    ای حضور سبز خود ناصر هستش .... من مطمئنم ....

    ***جاوید یاد و نام ناصریا ***

    یکشنبه 23 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 06:53
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    این نتیجه همون عشقیه که ناصر به دیگران داشت.
    خواهر سمیرا همون مریمه مگه یه جز ء بهش ندادی؟!
    در ضمن اگه به کسی دو تا جزء دادی یکیشو بده به کسی که جزءی بهش نرسیده عزیزم.
    سلام مینای عزیز
    شما کامنت قبلی منو دریافت کردید؟
    دوشنبه 24 تیر‌ماه سال 1387 ساعت 12:54
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    بله به دستم رسید.
    فقط این روزا شدیدا گرفتارم سرم که خلوت شد حتما کاری رو که گفتید انجام می دم.
    یا علی
    درود
    گل مینای عزیز ممکنه این بیت شعر رو که می نویسم ترجمه

    کنی؟از ترانه های ناصر عزیزه....

    یوسف مصری نشسته با تو اندرانجمن

    زشت باشد چشم ها درنقش آذر داشتن

    احمد مرسل نشسته هی روادارد خرد

    دل اسیر سیرت او جهل کافر داشتن..........منظورش چیه؟
    شنبه 5 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 01:19
    امتیاز: 0 0