X
تبلیغات
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

آشنای بوی شرجی...

آی جنوب مردی که در نسیم و شرجی رد گامهایت را طی کرد و در نگاه عمودی آفتاب گم شد

 

اکنون ، با مادیانی سپید باز آمده عریان و بی نقاب

 

سرشار از قصه های مهربانی و رنگین کمان

 

با واژگانی از جنس ترنج ،از باغهای بی کلاغ ،تا جغرافیای جانت را سهیلی کند

 

پس بیاغاز شعر شاعرانه ات را چون کرشمهء مهتاب

 

آی جنوب شعر بلند نگفته ء آب...

 

 

 

 

بی اختیار با این آغاز می روم به روزهای اولین پرواز ناصریا...وبلاگ سیاورشن و با مادیانی سپید باز آمده عریان و بی نقاب...

 

شبهای تلخی بود و من غمگینتر از همیشه بودم .

 

بیقرار و نا آرام..

 

ملودی آغازین بوی شرجی آرامش دریا را به یادم می آورد و پاکی نگاه ناصریا..

 

با غمی شگرف که گویا از پیشترها می دانست که اینچنین ناباورانه و معماگون خواهد رفت مرد صبور دریا..

 

غمیست عجیب در این آهنگ و صدای محزون اسحاق احمدی که شروه ای می خواند پر از اصالت و کرامت که بعدها به عنوان آخرین شروه اش بر تابوت نازنین یارش خواند و دیگر...

 

صدای ناصریا  سرتاسر غم است و عظمت ..

 

و ملودی دل را چنگ می زند و جان را به آتش می کشد..

 

گویا مظلومیت جنوب با مظلومیت مرد بندر در هم آمیخته و  قلبمان را می خراشد..

 

یک یاد دیگر نیز با من است یاد مراسم هفتم ناصرعبداللهی در تهران سالن ارسباران در شب تولدش 10 دی85..

 

صدای حزن انگیز بوی شرجی همراه با صدای گریه و ناله ء دوستان و دوستداران ناصریا در هم آمیخته شده بود و همه جا بوی مرگ می داد و غم..

 

عجیب دلم گرفت..

 

با این که می دانم که مرد دریا همواره هست و بود و خواهدبود اما گاه غم دل را جوابی نیست و پاسخی بر بی تابی دل نیست جز اشک و بغض و حسرت و درد..

 

چه نازنین بودی ناصر..

 

بارها به تو حسادت کردم به این همه بزرگی و این همه قلب عاشق که برای تو می تپد.

 

بارها از خود پرسیده ام تو چه کردی که اینچنین جاویدان شدی و مهرت اینچنین پایدار؟

 

چه کردی که این همه قلب عاشق با هوای مهرتو و عشق تو می تپند و سینه ها با یاد تو نفس می کشند..

 

چه عظمت و شکوهی چه ماندگاری عجیب و تحسین بر انگیزی..

 

خوش به حالت ناصریا و خوش به حال من و ما که دلمان با هوای مهرتو و  یاد تو می تپد..

 

 

اهل باران اهل دریا اهل اندوه غروبیم

از دیار شعر و شرجی از کویر از جنوبیم

از کویر صاف و ساده از جنوبی خرد و خسته

سرو آزادی تکیده بال پروازی شکسته

خسته ایم اما نه خاموش شاعر دریا و دردیم

مرد مردستان بندر مرد میدان نبردیم

روز عشق و آتش و خون مردی مردانه ماییم

با دل خسته دلیر و با لب بسته صداییم

اهل خاک تشنه اما دل به دل دریاترینیم

با صداقت همصدا و با سخاوت همنشینیم

همنشین ماه و دریا هم صفای بوی شرجی

شروه خوان بغض بندر آشنای بوی شرجی

 آشنای بوی شرجی...

 

شعر : اهورا ایمان

ملودی و صدا : ناصرعبداللهی

 

برای دانلود بر روی لینکهای زیر کلیک کنید.

 

بوی شرجی-ناصرعبداللهی(پارت ۱)

 

بوی شرجی- ناصرعبداللهی(پارت۲)

 


برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع(فال ترانه )بر روی همین لینک کلیک کنید.

 

 

 

  • هرگونه پیشنهاد انتقاد یا درخواست خود را می توانید به دو صورت به اینجانب ابلاغ نمایید.

     

    ۱: از طریق همین وبلاگ و کلیک بر روی قسمت ( نظرات)

    ۲: از طریق ارسال نامه الکترونیکی

     

    آدرس ایمیل مدیروبلاگ ناصریا : sanieh_shomar@yahoo.com 

     

    در ضمن با آدرسهای زیر نیز می توانید به ناصریا بیایید.

     

    www.nasserabdollahi.coo.ir

     www.nasseria.dom.ir

     

    هر کدام را که راحتترید به خاطر بسپارید.

    یا حق.

  •  

     

     

    هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟ 

    نظرات (31)
    نام :
    ایمیل : [پنهان میماند]
    وب/وبلاگ :
    برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
    باز هم اون روزهای تلخ...!

    تالار وحدت...

    مسجد جامع شهرک غرب...

    مراسم ارسباران...

    فرهنگسرای شفق...


    بدترین روزهای زندگیم....


    فقط خدا رو شکر می کنم که تو این روزها شماها رو داشتم. که اگه با هم نبودیم نمی دونم چی به سر تک به تک ما میومد :-ا


    اهل باران اهل دریا
    اهل اندوه غروبیم

    از دیار شعر و شرجی
    از کویر و از جنوبیییییم

    *جاوید یاد و نام ناصریا*

    پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 08:54
    امتیاز: 0 0
    با سلامی دوباره
    به شما و دوستان ناصریا
    با دیدن این مطلب بغضم ناخوداگاه ترکید. نمیدونم چه چیز تو این آهنگ وجود داره که ادمو اینقدر تحت تاثیر قرار میده ولی بجرات میگم کسی نمی تونه ناصریارو ازمون بگیره
    قدرشناس زحماتش نبودیم
    دلم گرفت.

    نمیدونم . . . . . از گل مینای عزیز بخاطر بیان کلماتی که به دل میشینه کمال تشکر را دارم و چه زیبا توصیف کرن شرح حال این آهنگو .


    ((((((((مـــــــــانـــــــــــدگــــــــــارنــــــــــاصــــــــریـــــــا)))))))

    ((((((((مـــــــــانـــــــــــدگــــــــــارنــــــــــاصــــــــریـــــــا)))))))

    ((((((((مـــــــــانـــــــــــدگــــــــــارنــــــــــاصــــــــریـــــــا)))))))
    پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 09:47
    امتیاز: 0 0
    سلام
    خسته نباشی
    ناصریا مردی بارانی بود و تا دریا هست موجاموج صدایش عطر عشق می پراکند........
    پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 19:04
    امتیاز: 0 0
    سلاااااااااااااااااااااااااااااام ... چه عجب سرکار خانوم تشریف آوردن وبلاگ ما ... لطف کردین ... و در ضمن دیگه وبلاگ شما که تبلیغ نمی خواد ... من تقریبا از وقتی ناصر رو میشناختم به وبلاگ شما سر می زدم فقط نظر نمی دادم ... هیچ وقت به خودم زحمت ندادم براتون بنویسم نوشته هاتون فوق العاده س و چقدر علاقه منو به ناصر بیشتر می کنه ... یکی از اونایی که هیچ وقت نمی بخشمشون شمایین که این کارو با من کردین ... با این حال دوستی خوبه ... حرفای منم زیاد جدی نگیرین ... و در آخر می خوام سوالی رو که دیشب به ذهنم رسید ازتون بپرسم : شما تا حالا رفتین بندر عباس ؟
    پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 19:35
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    جواب: نه!
    سلام گلم
    با خوندن این بخش و متن ترانه بی اختیار اشک ریختم هم منو یاد اونروزای دلتنگی و پر غم انداخت و متن بوی شرجی منو ید شهرم بندر انداخت که مدتها ازش دورم و غربت رو تحمل میکنم.
    به امیدروزی که همه بندر باشیم.
    موفق باشید
    پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 21:18
    امتیاز: 0 0


    گاهی صمیمی تر از همیشه به تو فکر میکنم
    چند خطی می نویسم و اشک می ریزم.
    ناصر هرگز از بین ما نخواهی رفت.

    دوستت دارم عاشقانه من تا همیشه.
    پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 22:54
    امتیاز: 0 0

    سلام
    دیشب خواب ناصریا را دیدم همان لبخند زیبا وهمیشگی را بر لب داشت .
    تمام این نوشته ها به دستش می رسید . با خوشحالی انها را می خواند و امضاء می کرد.

    ستاره اسمان دلم ناصریا
    پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 23:11
    امتیاز: 0 0
    سلام
    خدا قوت خوب من
    ...یاد یاران بهاری سفر کرده بخیر
    پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 23:47
    امتیاز: 0 0
    گل مینا ی بااحساس و خوبم خوشا به حالت که می تونی احساست را در مورد ناصر عزیزمان به این زیبایی و بدون نقص
    بنویسی . حرفهای زیادی در دلم هست و بعضی اوقات آنقدر
    دلم می گیره و بغض در گلو دارم اما بلد نیستم مثل شما از
    ناصر عزیز بگویم و بنویسم. این ترانه برای من هم همان حال
    و هوا را دارد که شما نوشتی.
    افسوس که او را از دست دادیم. افسوس...
    جمعه 1 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 01:33
    امتیاز: 0 0
    سلام...مینای خوبم که نمیشناسمت ..فقط احساسمان مشترک است در هر صورت برای من با عث خو شحالی ست.
    لا بلای این همه حرف نو مید
    گر تو دیدی جای خالی در قفس
    در پی کلام و کلامها نباش
    حرف ازادی بزن تا داری نفس
    یه جورای دو ستتون دارم شاید اگر ناصر بود از این همه همبستگی و علا قه نسبت به خودش جا می خورد ولی حالا باید پسرش رو حمایت کنید لطفا مرا بیشتر با خود اشنا کنید

    خدا قوت
    جمعه 1 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 18:14
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از لطفتون.
    این آی دی منه تو یاهو می تونین اد کنین تا با هم چت کنیم sanieh_shomar
    دکلمه بوی شرجی مربوط به زمانی خواهد بود که یکی از
    فرزندان ناصر عزیز جا پای ایشون بگذاره و اونوقت همگی با هم
    خواهیم خواند که آی جنوب مردی که در نسیم و شرجی رد گامهایت را طی کرد و در نگاه عمودی آفتاب گم شد اکنون با مادیانی سپید باز آمده عریان و بی نقاب ............................................................
    جمعه 1 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 19:45
    امتیاز: 0 0
    " بی تو به سا دگی کدام صدا بنازم ؟ "



    با خوندن ای مطلب بغضم ترکید

    مینا جون حرف دل خیلیارو گفتی :

    با این که می دانم که مرد دریا همواره هست و بود و خواهدبود اما گاه غم دل را جوابی نیست و پاسخی بر بی تابی دل نیست جز اشک و بغض و حسرت و درد..

    جمعه 1 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 19:50
    امتیاز: 0 0
    سلام
    بازم اومدم اینجا و ناصر و...........
    موفق باشی
    جمعه 1 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 21:19
    امتیاز: 0 0
    سلام دوست عزیز ...

    با افتخار اینبار همراه با مصاحبه ای از ناصر عبداللهی عزیز در

    هفته نامه بسوی افتخار منتظر احساسات گرمتون هستم ....

    موفق باشید ...
    شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 00:44
    امتیاز: 0 0
    با همه بی سر و سامانیم باز به دنبال پر یشانیم
    طاقت فرسودگیم هیچ نیست درپی ویران شدنی آنیم
    .........
    دلخوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانیم
    ...........
    .............
    حرف بزن حرف بزن سالهاست
    تشنه یک صحبت طولانیم.................................
    .............................................................
    .............................................................
    .............................................................
    .............................................................
    روحش شاد .
    شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 10:31
    امتیاز: 0 0
    سلام
    حال همه‌ی ما خوب است
    ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
    که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
    با این همه عمری اگر باقی بود
    طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
    که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
    نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

    حال همه‌ی ما خوب است
    اما تو باور نکن!
    یکشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 01:25
    امتیاز: 0 0
    خوشا آنان که با عزت زگیتی
    بساط خویش برچیدند و رفتند
    نگردیدند هرگز گرد باطل
    حقیقت را پسندیدند ورفتند
    خوشا آنان که بر این عرصه خاک
    چو خورشیدی درخشیدند ورفتند

    سلام به دوستان گل ،خوب و عزیزم امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه و در پناه حق پیروز و بهروز بوده و باشید...
    به رسم ادب تشکری می کنم از دوست عزیزم گل مینا امیدوارم همیشه موید باشی...
    دوستان از شما چه پنهونه خیلی دلم تنگه ناصر میدونید خیلی احساس تنهایی میکنم آخه خیلی تنها هستم و در این وضعیتی هم که قرار دارم (خدمت) دیگه اوضاعم خیلی بد از نظر روحی خیلی داغونم فقط و فقط شما ها رو دارم و این وبگاه و یاد و خاطره ناصرو ترانه هاش که خیلی وقته گوش نکردم!

    برام دعا کنید و همین...دوستدار و کوچیک کوچیک همه شما احمد
    عاشقانه دوستتون دارم...جاوید ناصر یا و دوستداران او...

    یه روزی با دست پر میام منتظرم باشید...
    دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 00:48
    امتیاز: 0 0
    به نام خداوند ایثار وانصاف
    سلام
    همه میدونن ناصر خوب بود عاشق خدا بود ولی یه چیزو نمیدونن؛چگونه ناصر فوت کرد؟مرگ طبیعی نبود.چرا وقتی ناصر به بندر امد این بلا سرش اومد؟چرا کسی (خانواده اش)پیگیری نمیکنند؟
    دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 10:54
    امتیاز: 0 0
    سلام مینای عزیزم
    احساس تو همیشه زیبا بوده و از آن زیباتر که بیان آن برای
    همه ی ما چرا که مشترک خواهد شد

    همان اتحاد سبز که یکبار بین وبلاگ های ناصریا انجام دادی
    تصمیم به اتحاد سبزی داریم برای یادمان استاد شکیبایی
    نمی دونم تو هم شرکت میکنی یا نه اما از تمام دوستانی که مایل به شرکت درین اتحاد سبز هستند دعوت می کنم لینک را ببینند و نظرشان را اعلام کنند

    http://sofalin2.blogsky.com/1387/06/04/post-1/





    دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 15:13
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام الهام جان.
    کار قشنگیه امیدوارم به خوبی و موفقیت انجام بگیره.
    منم هستم.
    سلام مینای عزیزم
    خوشحالم که دراین اتحاد سبز تو مثل همیشه هستی
    منتظرم تمام دوستان اعلام نظر کنند تا روز چهارشنبه .متن را به همراه لینک آنها برایتان می فرستم.
    دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 20:57
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    الهام جان می تونی این پیشنهاد را برای گروه ناصریا نیز بفرستی تا دوستانی که وبلاگ دارند و آقای شکیبایی را نیز دوست دارند هم بتوانند در این حرکت زیبا شرکت کنند.
    سلام ...

    عشق تو حقه ولی دنیا کار ناحقه ... ناصریا

    ممنونم که لینک کردین ما رو .. حتی اگر لینک نکرده بودین به عشق ناصریا شما لینک شده بودین .......

    سه‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 17:09
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    سلام
    ممنون
    ممنون از این که بارانی ام کردی نازنین.
    حس عزیز واژه ها و دل دل هایت این بار جور دیگری است.
    نمی دانم! شاید این حس مرا برد به روزهای نه چندان دور و یک ناگهان الانی که آن نازنین مهربان و بی همتا را جز به یادش ندارمش.
    از این که بعد مدتی هق هق هایم برای او عزیزترین و نایاب ترین را دوباره ساز شدم الان ممنونم نازنین مینا.
    چقدر سخته ....
    باز می خوانمت...
    چهارشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 00:23
    امتیاز: 0 0
    پاسخ:
    خوشحالم که دل نوشته هایم مرهمی بود هر چند ناچیز بر دل خستگیهای شما...
    سلام مینای گلم خوبی ؟
    میناجان لینک رو آماده کردم
    اگه خودت برای گروه بفرستی خیلی عالی میشه
    ممنونم
    همین لینک را مستقیما در وبلاگ نوشته ی جدید کپی کنید.
    چهارشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 16:04
    امتیاز: 0 0
    http://sofalin2.blogsky.com/1387/06/06/post-1/
    چهارشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 16:08
    امتیاز: 0 0
    http://sofalin2.blogsky.com/1387/06/06/post-1/
    سلام
    این لینک اتحاد سبز به مناسبت چهلمین روز عروج خسرو شکیباییست
    میتوان در قسمت یادداشت جدید کپی پیست شود

    هر دوست عزیزی که مایل بود در این طرح باشد بگوید تا لینک او هم به مجموعه اضافه شود.
    چهارشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 16:16
    امتیاز: 0 0
    سلام و عرض خسته نباشید
    وبلاگ ناصریای بندر به روز شد منتظر قدم های سبزتان هستیم.......

    یا علی
    چهارشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 19:20
    امتیاز: 1 0
    افسوس
    دلم گرفت از بی وفایی روزگار ناصریا
    جمعه 8 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 15:08
    امتیاز: 0 0
    سلام ممنون از سایت خوبتان و ناصریا و صداش زندگی دوباره است.
    جمعه 8 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 16:32
    امتیاز: 0 0
    آهنگ جدید و فوق العاده زیبای زنده یاد ناصر عبداللهی و صدیقه عبداللهی با همراهی اسحاق احمدی با نام نمی ره از یادم با 2 کیفیت l Exclusive l
    ( صدیقه , دختر ناصر عیداللهی می باشد . با تشکر فراوان از هادی عزیز )


    http://www.bir-music2.com/modules.php?name=News&file=article&sid=4088
    جمعه 18 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 12:37
    امتیاز: 0 0
    please join naser abdollahi group on facebook
    everyone is very welcome there
    دوشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 18:11
    امتیاز: 0 0
    خیلی ممنون که ناصر عبدالهی رو فراموش نکردید و شعراشو نوشتین
    جمعه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 14:29
    امتیاز: 0 0