X
تبلیغات
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

پرواز عاشقانه ...

پرواز عاشقانه .. 

( از طرف دوست داغدارمون نیلوفر مجیبی تقدیم به همه دوستداران و گروه ناصریا) 

نمیدونم از کجاشروع کنم گاهی دستها و قلم یاریه بیان احساسات درون رو نمیدن و بعضی وقتها حس میکنم ما چقدر در برابر نعمتهایی که خدا بهمون داده بی تفاوتیم و ساده از کنار اونها میگذریم

وقتی خبر فوت مادرم رو دادند به سرعت به سمت شمال حرکت کردیم و باتوجه به اینکه راه دور بود و مسافت جنوب تا شمال رو باید طی میکردیم توی مسیر برای عزیزان و بخصوص تعدادی از دوستای ناصریم پیام فرستادم و خبر پرواز مادرم رو بهشون دادم که لطف داشتند و تماس گرفتند از جمله مینای عزیزم و کاکای خوبم هومن تسلیت گفتن با توجه به اینکه حدود 8 ساعت در راه بودیم و هنوز خیلی مونده بود به مقصد برسیم که سپیده عزیزم تماس گرفت و زمان خاکسپاری مامان رو پرسید و اعلام کرد که بچه ها تصمیم گرفتن برای شب اول قبر واسش قرآن تلاوت کنن ....

غم از دست دادن مادرم یکطرف اماموج احساس عشق و صمیمیتی که از بچه های ناصریا دریافت میکردم آرامش عجیبی بهم میداد با همشهریم نازلی تماس گرفتم و دوست داشتم غیر از عزیزم یلدا که همیشه در هر شرایطی کنارمه و خودش هم صاحب مجلس محسوب میشد یه ناصری دیگه رو هم کنار خودم داشته باشم نمی خوام خیلی سرتون رو دردبیارم اما اینو بگم که حضور نازلی بعنوان نماینده گروه ناصریا و پلاکارد پیام تسلیتی که از طرف گروه ناصریا آورده بود در تمام لحظات انگار عشق وغم عجین شده بود و درونم رو غم عشقی جلا میداد که نگو و نپرس ... انگار وقتی چشمم به چهره نازلی میافتاد که توی این شرایط چطور شده که در کنارمه و واسطه این ارتباط کیه که خودش پر از حکمته که بقول شاعر : درره عشق نشد کس به یقین محرم راز     

 هر کسی بر حسب فهم گمانی دارد ... 

 فقط یه ناصری میتونه بفهمه من چی میگم ... 

حضور لیدای عزیز که ازخطه گیلان مسافت زیادی رو با خانواده اومده بود واقعا منو شرمنده کرد که امیدوارم روزهای شادی بتونم این همه محبت رو جبران کنم همین محبتها و همراهیها کاری کرد که من مادرم رو با عشق همراهی کنم و توی این اتفاق مهم زندگیم به این نکته رسیدم که وقتی انسان  دار فانی رو وداع میگه چقدر خوبه که اونو با آرامش و عشق همراهی کنن ...

در لحظات خاکسپاری مادرم ذکر زیبای ناد علیا علیا یا علی که توسط تعدادی از عرفای خاکسار تلاوت میشد زینت بخش اون محفل نورانی بود ...

بقول اونایی که لفظ قلم صحبت میکنن :کوتاه سخن باید ...

باز بار دیگه از همه عزیزانم تمامی دوستداران ناصریم بخاطر محتبهای بیدریغشون سپاسگزارم و ازتک تک دوستان (سپیده- فروزان- نازلی- مرجان- خانم گوینده- آرش راد- حنانه- مهدی – الهام- ویدا- پیمان- گندم- هومن- گنوغ ناصریا- محسن و مینای عزیزم) بابت تلاوت قران و تماسهای تلفنی  دوستای عزیزم قدردانی میکنم وآرزو دارم که گروه ناصریا همیشه جاودانه باشه و در شادیها و جشنها کنارهم تحت سایه مولا علی (ع) و استاد عزیزمون موفق و پیروز باشید

نظرات (11)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نیلوفر جان سلام
من تازه عضو این گروه شدم
با تمام وجود برات آرزوی سلامتی و برای مادر عزیزت طلب مغفرت می کنم
پاینده باشی مهرداد
دوشنبه 5 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:01
امتیاز: 0 0
این همبستگی مبارک و انرژی مثبت انشا ء الله که همواره مستدام وجاودانه باشد .

خداوند ما را از طریق چشمان مادرمان می بیند وبه خاطر تقوایمان به ما پاداش میدهد .
دوشنبه 5 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 22:10
امتیاز: 0 0
ما تنها کاری که میتوانستیم را انجام دادیم
یاعلی
جاوید ناصریا
چهارشنبه 7 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 17:22
امتیاز: 0 0
نیلوفر عزیزم درسته که خیلی از ماها توی اون لحظه های سخت کنارت نبودیم ولی مطمئن باش که دل خیلی ها با تو بود . و اونقدر به ناله های دل تو نزدیک بودیم که غم رو با تمام وجودمون حس کردیم .
یه بار دیگه از خدا واسه ت طلب صبر میکنم و واسه ی مادرت طلب آمرزش . روحش شاد .
پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 01:29
امتیاز: 0 0

سلام مینا و هومن عزیز

مرسی از اینکه همیشه به همه مسائل و رخدادها حواستون هست و ما رو در جریان می‌گذراید. از اطلاع رسانی به موقعتون ممنون ...

میخوام به نیلوفر عزیزم بگم، نازنینم این کوچکترین و تنها کاری بود که توی این شرایط و فاصله مکانی که وجود داشت می‌تونستیم انجام بدیم.

دوست باید توی هر شرایط از زندگی با دوستش سهیم باشه. هم غم و هم شادی. اما همدردی آدم در موقع غم‌ها و مصائب بیشتر به درد آدم میخوره و باعث میشه تحملش بره بالاتر و احساس کنه که غیر از خدای مهربون که هیجوقت بنده‌هاشو فراموش نمیکنه دست دوستی هم هست که بر سرش کشیده بشه و و بهش بگه کهدوست من هواتوووو دارمممم ...

نیلوفر عزیزم مواظب خودت باش و سعی کن الآن زنده‌ها رو دریابی، چون مطمئنم که مادرت اینقدر زجر کشید و مریضی که آمرزیده‌ی آمرزیده‌ است ...

مواظب بچه‌های گلت و همسرت و خودت و خانواده‌ات باش ...

اگه کاری از دستمون بر میاد بگو، مطمئن باش که در حد توان خوشحال میشیم کمکی بکنیم ...

خداوند مادرت رو در سایه رحمت خودش بیامرزد و روحش شاد شاد شاد شاد باد ... آمین ...
پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 10:01
امتیاز: 0 0
سلام مینا و داداش گلم هومن ..

به نوبه خودم خواستم از همدردی و مهربانیهای همه دوستان تشکر کنم امیدوارم همیشه این اتحاد با همه ی زیبایی هاش حفظ بمونه .. خداوند عزیزانتون را در کنارتون همیشه حفظ کنه..

آنچه ماندگار است را عشق است ...

یا علی به همت عاشقانه ی همه دوستداران ناصریا ..

پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 14:12
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
خدا مادربزرگ مهربونت رو بیامرزه
ایشالله غم آخرت باشه.
آمین
با سلام
وبلاگ اپدیت شد
پنج‌شنبه 8 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 23:49
امتیاز: 0 0
سلام
تشکر از این وبلاگ بسیار زیبا با مطالب قوی
موفق باشید
سه‌شنبه 13 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 09:01
امتیاز: 0 0
سفرت به خیر مادر

تو ودوستی خدا را

چو از این کویر وحشت

به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها به باران

برسان سلام ما را
جمعه 16 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 01:12
امتیاز: 0 0
تو که آهسته می خوانی قنوت گر یه ها یت را

میان ربنای سبز دستانت دعایم کن .



همه مادران دنیا به بهشت رسیده باشند
جمعه 16 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 01:30
امتیاز: 0 0
عقل پرسیذ : که دشوار تر از مردن چیست ؟

عشق فرمود :که فراق از همه دشوار تر است .


تقدیم به نیلو فر عزیز

جمعه 16 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 01:45
امتیاز: 0 0