X
تبلیغات
نماشا
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

تلخ ترین ترانه ام

تلخ ترین ترانه ام

 

زخم کهنه ای که روی بالش بود، واژه غریبی که درترانه هایش بود،

دلش ازنژاد عشق ولبریزازترانه ، پرنده ای غریب بود وازنژاد آسمان، گویی دیگرخسته شده بود اززمین وزمان وشاید می خواست اینگونه غزل رفتن را بخواند. انگارکه این واژه ها وترانه ها فقط برای او ساخته شده بود.

براستی چه رازی است دراین ترانه راز که ناصر چند روز مانده به عمرش و قبل ازپروازش به آسمان آن را اینگونه با سوزمی خواند و می رود، تا ما وهمه دوستدارانش را همیشه درغم رفتنش سوگوار باقی بگذارد.

گرچه ناصرعبداللهی این ترانه را بسیارزیبا وپراحساس خوانده است اما گاهی با خود می گویم، ای کاش هیچ وقت این ترانه را به او نمی دادند تا بخواند.

 

ازدیگرآثارجاودانه وتکرارنشدنی که ناصرعزیزمان دردنیای موسیقی ازخود برجای گذاشته، وهمینطوراشعارخواصی که برای کارهای خود انتخاب کرده این بارشعرپرمعنای «راز» را با هم مرورخواهیم کرد که خود نیزحکایتی دارد.

 

ترانه رازازآخرین کارهای زنده یاد ناصرعبداللهی درآلبوم ماندگاراست که خانم نیلوفرلاری پور شاعراین اثر، اینگونه برایمان می گوید:

 

قسمت خودش بود. اصلاْ انگار از اول قرار بود خودش بخواند. بعد از پنج سال که از سروده شدن و دست به دست شدن این ترانه می گذشت، بعد از سه سال که از آهنگسازی و خوانده شدن هزارباره اش در مهمانی های خصوصی می گذشت، دست آخر قسمت او شد.

قسمت خودش بود، از همان روز که روی کاغذ نوشتم "یه زخم کهنه روی بالم"  و ادامه اش ندادم تا چند ماه بعد که تصادفاْ چشمم افتاد به دست نوشته کج و کوله ای در گوشه یکی از سررسیدنامه هایی که روی میز افتاده بود و به سرم زد که بقیه اش را بگویم.

قسمت خودش بود، از همان روز که مثل بقیه ترانه هایم دست به دست می شد و کسی نمی خواستش. من تعجب می کردم، چون ترانه ای بود که هم ساده بود و هم سو‌ژه داشت و هم دارای وزنی بود که فضای متفاوتی را می طلبید. ولی کسی نمی خواستش. اصلاْ دیده نمی شد و من سوال بزرگ زندگیم این بود که چرا کسی نمی بینیدش. حتی گاهی خودم پیشنهاد می دادم که این ترانه را بخوانید، ولی کسی حرفم را جدی نمی گرف. طفلکی ترانه سرگردانی شده بود و من خبر نداشتم که قرار است تلخ ترین ترانه ام باشد.

قسمت خودش بود. از همان روز که "مهرداد نصرتی" با اصرار فراوان من ملودی زیبایی روی این ترانه گذاشت و بعد یک دفعه همه عاشقش شدن. همه می خواستندش، و این بار من نمی خواستم ترانه را به کسی بدهم. گاهی قیمت هایی که برای این کار به من یا مهرداد پیشنهاد می شد به قدری وسوسه انگیز بود که هوس می کردیم واگذارش کنیم. ولی ترانه نمی خواست بره و مجبورمان می کرد که نگهش داریم تا وقتی که زمانش برسد.

ناصر دوسش داشت. زنگ زد و گفت ترانه را می خواهد. من خوشحال شدم  ولی فکر می کردم که باز هم اتفاقی می افتد که این ترانه خوانده نشود. ناصر دوستش داشت و می خواست بخواندش. اما هوس کرد این ترانه را برای آلبوم بعدی بگذارد. گفتم: "توی همین آلبوم بخون. آلبوم بعدی دو سه سال دیگر طول می کشه. تا اون موقع کار از بین رفته. همین جوری هم چند ساله که مونده". دلیل پشت دلیل آورد که تصمیمش درست است و من هم اصرار پشت اصرار که اشتباه است و من موفق شدم.

اولین بار که کار را به طور کامل با صدای ناصر شنیدم در دفتر "محسن فرحی" بود ،محسن فرحی عاشق این ترانه بود. چند روز بعد با ناصر حرف زدم و تشکر کردم، قرار گذاشتیم تا در اولین فرصت درباره کار بعدی حرف بزنیم. گفت یک عالمه ایده و هدف دارد و من قول دادم که به تمام حرف هایش فکر کنم و بنا به خواسته اش ترانه بگویم.

گفت: می دونی چرا این ترانه رو برداشتم؟ گفتم: "چون ترانه قشنگیه." گفت: قشنگه، ولی اگه بیت،من یه پرنده غریبم   من از نژاد آسمونم ، رو نداشت برش نمی داشتم  ."به خداوندی خدا قصد ندارم مقدسش کنم یا حالا که درگذشته از معنویتش سخن بگویم. کسانی که مرا می شناسند می دانند که اهل این حرف ها نیستم .  فقط این جمله عین واقعیت بود و شاید آخرین باری بود که صدایش را می شنیدم.

دلم گرفته، زیاد، بیش از اندازه... . خیلی زود بود. حالم خوب نیست، مرا ببخشید برای ا ین نثر و این قلم که نمی دانم چه نوشته ام. جرات دوباره خواندن و ویرایش را هم ندارم. فقط دلم از این می سوزد که هیچ وقت ترانه "راز" را با او نشنیدم.

 

 نیلوفر لاری پور خواننده: زنده یاد ناصر عبداللهی
آهنگساز: مهرداد نصرتی
تنظیم کننده: مهرداد نصرتی
آلبوم: ماندگار


ترانه سرا : نیلوفر لاری پور

 

 

یه زخم کهنه روی بالم یه آسمون که چشم به رام  نیست

به غیر واژه غریبی چیزی توی ترانه هام  نیست

حتی یه آینه پیش روم نیست که اسمم و یادم  بیاره

تنهاترین مسافر شب تو خلوتم پا نمی ذاره

ازم نخواه با تو بمونم توهیچ ازمن نمی دونی

اگه بگم  راز دلم رو،تو هم کنارم  نمی مونی

دل من از نژاد عشقه، از تو و ازترانه لبریز

یه دنیا غم توی صدامه، مثه سکوت تلخ  پاییز

من یه پرنده غریبم، من ازنژا د آسمونم

میون این همه ستاره من یه شهاب بی نشونم

ازم  نخواه  با  تو  بمونم  تو  هیچی  از من نمی دونی...

 

 منبع: وبلاگ نیلوفرلاری پور 

با تشکر از محسن از اهواز 

نظرات (8)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام به همه عزیزان...
زحمتی که میکشید واقعا جای هیچ اعتراضی باقی نمیذاره
تنها خواهشی که دارم اینه که اگه براتون مقدوره ترجمه ترانه محلی مهمانی (نه ضیافت) رو بذارین...
واقعا ممنونتون میشم اگه لطف کنین و درخواست منو رد نکنین
خدا نگهدارتون...
سه‌شنبه 4 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 20:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست عزیز
حتما به زودی این ترجمه رو توی سایت قرار میدیم
سلام دوست من
شادی روح عزیزگم گشته مان اول صلوات
گمان نمی کنم کسی درک حقایقی که ازدل نوشتی نداشته باشد ودل نوشته های اوراازاعماق وجودش درک نکرده باشد که چراهریک ازعزیزانی که عاشق صدای گرم ودلنشین وملکوتی اش رابه عمق جان گوش کرده باشدبرتوخرده نخواهدگرفت .
دلم میخوادازقول من به نازنین عزیزش بگوییدکه تنهااونیست که پشت پنجره چشمانش آبی گون شده ولالایی شبش خدامی داندکه اهل قلوکردن نیستم که چراهم اکنون این چندسطررامی نویسم باچشمانی آبی شده بیادعزیزسفرکرده خودم پاره جگرم غریب وتنهایم که شباهت زیادی چه ازنظرچهره وچه غریبی ناصرعزیزم داشت خون بدل وزخمی کهنه برروی بالش .
(( برگ پاییزشدودلشادرفت برزمین افتادوبی فریادرفت))
سالها گذشته اززمان ظهورعینی ناصرعزیزدربرنامه شبکه ۳ سیماعاشق او وصدای گرمش شدیم ولالایی هرشبمان صدای گرم وملکوتیش
دوستان بمن خرده میگیرندودیوانه خطابم میکنند اما!!!!!!!! باشد که روزی میفهمند انشاالله
ناصریا دیگرتوان گفتن ونوشتن ازمن صلب شده که چه بگویم
ولی قسم به نگاه وصدای ملکوتیت ازاعماق وجودم میجویمت واز زبان تومیگویم (((سوزی که تواین صدامه ...... میدونم که آخرش باعث شفامه...))) انشاالله
درآخر برای تمامی دوستانی که هنوزدرغم فراق اومی سوزن خصوصا؛خانواده محترمش ازدرگاه خداصبرعظیم وعجرجمیل آرزومیکنم
برادرکوچک شما ازسرزمین سبزمازندران بهشهر - سیدابراهیم ساداتی ۰۹۳۶۵۱۴۱۱۶۷
پنج‌شنبه 6 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 14:12
امتیاز: 0 0
سلام بر همه عاشقان ناصریا
وبلاگ رد پایی از جنوب تا ملکوت بالاخره طلسمش شکست و بروز شد
دلتنگ همتون بودم و به لطف آقا امام زمان بروز شدیم
جمعه 7 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 10:34
امتیاز: 0 0
تورفتی و نرفته یاد تو از تو شعرام
هوای ناصر داره همیشه روز و شبهام

شعرم با نام هوای ناصر هزار بار تقدیم به هوای ناصر
زنده باد ناصر و تمام ناصریا
ابراهیم اصلانی(سپهر)
جمعه 7 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 12:24
امتیاز: 0 0
2ماه پیش دوستم اومد خونمون و بهم گفت سرم خیلی درد می کنه امروز ۲۰ دقیقه تمام هندز فری تو گوشم بود و جلوی همه ی کسایی که می اومدن تو اتاقم و می رفتن فقط گریه می کردم و برام مهم نبود نگاهای پر سوالشون
گفت
ایین آهنگ رو دوستم برام میل کرده بعد هم از فلشش ریخت تو سیستمم و PLAYکرد و ازم خواست گوش کنم
نمی دونست سالهاست با این آهنگ اشک ریختم...
شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 15:53
امتیاز: 0 0
مه لینک شما در لینک خود ثپت کردم خواهش میکنم شما لینک مه با نام موسی طایف خواهش
یکشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حتما
سلام.لطفا آکورد آهنگهارو بذارید.مرسی
پنج‌شنبه 13 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 00:17
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
اگه ت اینترنت موجود باشند میذارم
دوستان همشهریان ، هم استانیهای عزیز لطفا برای مخالفت با طرح جدا سازی شهرستانهای جاسک و پارسیان از استان هرمزگان در لینک زیر رای بدین و مخالفت خودتون رو اعلام کنید .

http://micropoll.com/t/KEvwLZB9f2
شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 14:26
امتیاز: 0 0