X
تبلیغات
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

سال نو مبارک

 

 دوستان سال نو مبارک 

 هر روزتان نوروز  نوروزتان پیروز

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com 

نظرات (8)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
امروز تو خیالم داشتم با ناصر حرف میزدم با چشم نم دار ناشی از هوای ابری شهرمان به او گفتم بگو عزیزم چی میخوای برات بیارم و ناصر در پاسخم گفت گر میتوانی یک نفس با من بخوان ای دوست. راستی میشه!؟.
پنج‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 20:30
امتیاز: 0 0
سلام سال نو مبارک . ما که هر چه پیام تبرک میدیم درج نمیشه مثل اینکه مدیران محترم سایت به همراه تمامی عزیزان رفته اند عید مبارکی.بابا ما حالا به کی بگیم عید ناصریا مبارک.اصلا کی به کیه مثل اینکه تاریکه. نوروز مبارک.
شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 11:25
امتیاز: 0 0
عید نوروز است تفعلی به حضرت دوست حافظ شیراز تقدیم به شما عزیزان ناصریایی. تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب جان عزیز خود بنوا میفرستمت ای غایب از نظر که شدی همنشین دل میگویمت دعا و ثنا میفرستمت. ناصر عزیز عیدت مبارک. فروردین ۹۱ امین دوستت دارم.
شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 19:13
امتیاز: 0 0
سال نو مبارک
یکشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:25
امتیاز: 0 0
منو ببخش بخاطر تمام بدیهایی که در سال گذشته کردم خدایا اگر به تو پناه نیاورم به کجا بروم بهترین جایی را که توانستم پیدا کنم برای این خواهش دریا دلان ناصریایی بود چون میدانم همگان باهم مهربانو همدل یک زبانند.با یاد تو وارد به سال ۱۳۹۱ خواهم شد چون بازم روزهای بارونی ابری حتما خواهد امد یارب از تو مدد.
یکشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 14:08
امتیاز: 0 0
سلام دوستان عزیز و گرامی.امروز میخواهم یک خاطره ناصریایی برای شما تعریف کنم.اما قبل از آن با پوزش و هچنین عذر خواهی امیدوارم برداشت منفی نگردد و نمیدانم اصلا شاید مدیر محترم سایت آن را درج نکند و مدفون بماند.ولی خودش میگوید که من دوست دارم حرف دل را بر زبان ای دوست.پس میگویم.یک روز بر سر مزار ناصر عزیز باتمام دلتنگی ها از رفتنش نشسته بودم که ناگهان گاوی درشت هیکل و سیاه رنگ آمد و دسته گلی را که یکی از عزیزان بپاس قدردانی و تجلیل بر روی سنگ قبر بود را خورد.درآن لحظه اول میخواستم که آن حیوان را ابتدا هی کنم ولی با خودم گفتم بیچاره حیوانی است بدنبال روزی. و پس از آن این شعر در نظرم آمد و نوشتم. ای هو الا هو معنی بلد گاو گورستان بینی خرد. و پس از آن این سوال برایم پیش آمد که چه کسی برد.آن کس که دسته گل را بر سر مزار گذاشته بود و یا آن گاو گرسنه ویامن حقیر که این شعر را در آن محل نوشتم.ویا شاید از همه مهم تر ناصر ؟.
دوشنبه 7 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 19:36
امتیاز: 0 0
حکایت: به دوستی یاری در خواب گفت مرا بشمار دهم.دوست گفت: یار جانی من شمارش نمی دانم.گفت:بنام پروردگارت بخوان و بشمار.ناگهه شمارش گمارد از ده تا یک یک نفس.یار گفت آفرین حال از یک تا من بشمار.دوست گفت: اینک نوبت توست که مرا بشماری چون تو عکس پاسخ خودت را به این ره آموختی.ناگهه هردو جدایی را بیاد آورده وبا هم بی دم شمردند ده. ای غافل از دل خویشتن/ نشد لحظه ای را فکر ایمن.ناگهه نکند دچار عشق شوی/ناکرده کار شرمنده عقل شوی.در دم صد افسوس و فغان/تاجر ری را نبود پیرمغان.همدم پیاله و می می شوی/نرفته راه را زبر میشوی.باز یار آگهه نکردن خویش دار / که چو حیوان حمال بار میشوی.ناگفته ها بس زیاد و اندیشه کم/از خدای خواه تا همدم ایمان شوی.جرعه جرعه عشق را می نوش کن/ناگفته ها را اینک فراموش کن.
چهارشنبه 9 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 00:50
امتیاز: 0 0
به چه کسی می توانیم در این سرای بی کسی اعتماد کرد و نگریست

و از او خواست که به چهره ما بنگرد و بگوید ما چه شکلی هستیم.

این جا همه چهره ها خاموش اند و همه نگاه ها، بی سو.

کسی را می خواهیم که به چهره ما بنگرد و لبخند بر لبان مان، با نگاه مهربانش بکارد

و برای باغ دل مان بارانی باشد، بارانی بهاری، بارانی که جان مان را شکوفا می سازد و دل مان را روشن می گرداند.
به روزم و در انتظار ...[گل]
یکشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 12:54
امتیاز: 0 0