X
تبلیغات
رایتل

. WWW.NASSERIA.NET

بیوگرافی ناصر عبداللهی

ناصر عبداللهی در ساعت 10:10 دقیقه صبح دهم دی ماه 1349 در محله سید کامل بندرعباس چشم به جهان گشود.

ناصر عبدالهی چهاربرادر و یک خواهر دارد، تنها خواهرش نسرین و برادرانش به ترتیب سن محمدطیب , نادر , علیرضا و عقیل هستند که ناصر برادر وسطی آنها است , یعنی سومی.

ناصر در 18 سالگی با فهیمه غفوری اهل بندرعباس که سه سال از خودش بزرگتر است ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند ( دو پسر و یک دختر ) به نامهای نوید، نازنین و نامی است.

و همچنین پس از جدایی از فهیمه غفوری اوایل دهه هشتاد با فاطمه فهیمی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج نیز فرزندی به نام نینا است .



اما ناصر عبدالهی چطور خواننده شد


می دانید این روزها همه خواننده می شوند ؟ خب اگر چنین باشد چه ربطی به من دارد. هرکس در عرصه گیتی می تواند هرکاری را که دلش خواست بکند. حالا این عده هم که شما می گویید دوست دارند خواننده شوند. حداقلش این است که ما از پیش ترخواننده بودیم .

یعنی ازکی ؟ یعنی از دوران کودکی البته آن زمان من حتی نمی توانستم حرف بزنم.

پس چه طور می خواندید؟ راستش وقتی من خیلی کوچک بودم به خاطر اتفاقی که جلوی چشمان من افتاد قدرت تکلم خود را ازدست دادم. اتفاقا خیلی هم زجر کشیدم وتا دوران راهنمایی نمی توانستم حرف بزنم. من حتی در ادا کردن کلمات نیز مشکل داشتم. آن قدر که حتی خانواده ام به حرف زدنم می خندیدند. شاید باورتان نشود اگر بگویم همین لکنت زبان و عدم تکلم باعث شد که من خواننده شوم

.

چطور امکان دارد کسی که قدرت تکلم ندارد یکباره خواننده شود؟ اتفاقا این مسئله خیلی کمک کرد وباعث شد که اولاً کم حرف باشم دوماً گوشه گیر شوم و سوماً اینکه گوشه گیری ام باعث شود که تفکر کنم

.

وقتی آدم نتواند حرف بزند فکور می شود؟ بله دقیقا وقتی آدم در تنهایی و سکوت باشد بیشتر فکر می کند. من همیشه درآن تنهایی وخلوت به دنبال جایی بودم که با خدا حرف بزنم. برای خودم اتاقی درست کرده بودم وبا خدا بیشترارتباط برقرار کردم. دراین خلوت همیشه با خدا حرف می زدم وعبادت می کردم


دراین شرایط اتفاق خاصی نمی افتاد؟ من دراین شرایط نامه می نوشتم برای خدا ودر آیینه تمرین می کردم وحرف می زدم. به چهره خود نگاه می کردم و به طبیعت می رسیدم. به خدا می رسیدم. من حتی با حشرات وحیوانات درتنهایی خلوت خودم دوست می شدم

.

با آدم ها چطور؟ نه. دقیقا این قسمت منفی قضیه بودکه نمی توانستم با مردم ارتباط برقرار کنم. پدرو مادرم هم برای همین همیشه ناراحت بودند وعذاب می کشیدند. این تنهایی به حدی رسیده بود که وقتی کسی به خانه ما می آمد آن قدر انزوا در من بود که خانواده ام را وادار کرد تصمیمات جدی تری درباره من بگیرند


تصمیم در مورد چه چیزی؟ این که به دنبال علت واقعی این جریان باشند ودر صدد دفع آن بر آیند. خیلی تلاش کردند تا اینکه بالاخره دکتری در شیراز به آنها گفته بود که تنها راهی که می توانم از آن نجات پیدا کنم خوانندگی است

.

پس علاجتان خوانندگی بود؟ بله ودکتر گفته بود که اگر بخوانم علاج گنگی و لکنتی که دارم خوانندگی است. خانواده ام بدون اینکه بخواهند مستقیما من را وادار به این کار کننند سعی کردند من را به آن سمت و سو سوق بدهند. برای همین با خریدن یک ملودیکا من را به دنیای موسیقی هل دادند


ملودیکا شما را خواننده کرد؟ نه ! بعد از مدتی با نت ها ارتباط برقرار کردم و بعد از چند سال با گیتار آشنا شدم وبه این ترتیب موسیقی را ادامه دادم


یعنی بدون هیچ پیش زمینه ای به موسیقی آمدید؟ درسال های دوره راهنمایی بود که در مدرسه یک گروه سرود تشکیل دادم. مدرسه شهید عباس پور بندرعباس بود. مجبور بودم آنچه را برای بچه ها در نظر دارم به شکل آواز بخوانم. به این ترتیب کم کم شروع کردم ودر خفا برای خودم نواختم و خواندم


یعنی برای خودتان آهنگ هم می ساختید ؟ بله و جالب اینکه برای خودم خواننده هم انتخاب کرده بودم. برادرم خواننده من بود. من گیتار می زدم و ملودی ها را می دادم تا او بخواند. اما قبل از برادرم خودم مجبور بودم بخوانم


پس آموزش ندیدید؟! نه چون نمی شد امکانش نبود. اصلا کلاسی نبود که بخواهم بروم و آموزش ببینم. می نشستم و به صدای خواننده ها گوش می کردم و آنها را کپی می کردم. این شده بود یکی از تمرینات من. از این طریق می توانستم بفهمم که خوانندگی از چه عناصری تشکیل شده و دارای چه بخش هایی است


ازچه کسانی تقلید می کردید؟ فرقی نمی کرد. ازصدای خانم های خواننده گرفته تا خواننده های هندی و عربی و ایرانی و… همه را کاور می کردم و می خواندم


پس با تقلید از دیگران خواننده شدید؟ نه انصافا ! قبل از اینکه خواننده بشوم عاشق شدم . به هر حال مگر می شود جوان بود و عاشق نشد. عاشق که شدم نمی خواستم حرف های عاشقانه دل عاشقم را به کسی بگویم


پس با عاشقانه ها چه می کردید؟ عاشقانه هایم را روی کاغذ می نوشتم وبعد آن را می خواندم. با گیتارروی آنها ملودی می ساختم. همین برایم انگیزه شد. البته دراین بین تشویق اطرافیانم بی تاثیر نبود. حتی دوستان خانوادگی هم توانستند در این امر کمکم کنند تا اینکه بالاخره متوجه شدم خواندنم به دل ها می نشیند. در مهمانی ها و مراسمی که می خواندم خیلی ها با ضبط صوت های کوچکشان صدایم را ضبط می کردند. من بدون اینکه بخواهم صاحب یک سبک شده بودم چه از نظر ترانه چه از نظر خوانندگی و گیتارزدن و


یعنی فکر می کنید الان صاحب سبک هستید ؟ من خوانندگی را از سال ۷۱ جدی گرفتم واز همان سال سبک معنوی را برای خودم انتخاب کرده و ثبت کردم. تا آن سال ها هم فعالیت آزاد می کردم و موسیقی جوان معنوی پاپ وجود نداشت. من دوست داشتم که حتی اشعار و ترانه هایم معنوی باشد که درعین حمد و ثنا و راز و نیاز و عبادت بشود با او ارتباط برقرار کرد.

منظورتان چه کسی است؟ منظورم خداست. حتی درارتباط با شعر نیز سعی کردم این حس را حفظ کرده باشم. احساس

کردم خیلی از شعرا توی باغ نیستند اما بالاخره آنچه که می خواستم اتفاق افتاد و بالاخره توانستم موفق بشوم
اوج شما کجا بود؟ ببینید من سال ۷۴ با گروه صبح بخیر ایران آشنا شدم. محمد جواد مباشر مدیر سفرنامه صبا بود که دوستانه ومثل برادر بزرگ تر ازمن حمایت کرد. اوگفته بود که سبکی مثل سبک من جایش در موسیقی ما خالی است. وقتی درآن برنامه خواندم با استقبال عمومی روبه رو شد. به این ترتریب به تهران دعوت شدم و اجرای برنامه کردم. وسط سال ۷۵ بود که به تهران آمدم.

دوستت دارم و… منتشر شد ! نه پس از چند سال تلاش سال ۷۸ موفق شدم در کاستی به نام« حقیقت دارد» دو قطعه« بهاربهار» وبارانی را اجرا کنم. با موزیسین های مطرحی چون تورج شعبانخانی حمید رضا صدری و بهنام ابطحی هم کار کردم.البته در این میان با دوست خوبم فریدن خلعتبری آشنا شدم وچند کار مشترک برای تلویزیون اجرا کردیم. او طی آن سال ها خیلی به من کمک کرد تا این که بالاخره آلبوم عشق است را در سال ۷۸ تولید کردیم آهنگ هایی را که طی این چند سال ساخته بودیم درآن استفاده کریدم. دراین آلبوم از اشعار و غزلیات استارمحمد علی بهمنی استفاده کردیم که ازابتدا قرار بود فریدن خلعتبری تنظیمشان کند تا این اتفاق بیفتد.

کلیت کار دلچسب شما بود؟ بله به خصوص وقتی که با هنرمند خوب و دوست بسیارارزشمندم پرویز پرستویی که ستاره سینما نیز هست آشنا شدم. اواین افتخاررا به من داد که درکنارمن غزلیات را دکلمه کند. دراین آلبوم من از دوستانی مثل بهنام ابطحی محمد رضا و شادمهر عقیلی ونیز دکتر محمد رضا چراغعلی بهره مند شدم. ضمن اینکه سبک خودم را هم پیاده کردم. این آلبوم و بوی شرجی توسط موسسه دارینوش به عرصه آمد.

یادم می آید که آلبومی داشتید با یک اسم خیلی خاص که الان حضور ذهن ندارم. گناغ گنو….؟ گنوغ ! به زبان بندرعباسی یعنی دیوانه.

دیوانه (همان بوی شرجی)چه شد؟ این آلبوم بعد از دو سال تاخیرتوانست به بازار عرضه شود. من تصمیم گرفته بودم از نظر فرهنگی به معرفی فرهنگ مرزو بوم خود بپردازم تا مظلومیت را به جای محرومیت در اذهان جا بیندازم.

به کجا رسیدید؟ موفق شدم. هرچند که با این آلبوم خصمانه برخورد شد چون گنوغ یک آلبوم معنوی بود نه بازاری!

ازقبل پیش بینی چنین جایگاهی را کرده بودید؟ شاید باورتان نشود ولی باید بگویم بله ! من پیش ازاین آینده را پیش بینی کرده بودم. چون خداوند به من نیروهایی داده بود که ایمان داشتم اگرپشتکارم را قوی کنم قطعا موفق می شوم. به نظرم تمام انسان ها می توانند با ایمان و پشتکار به آنچه که می خواهند برسند. من درزندگی حتی برای فهم نکات ریز و ناشناخته کوچک تلاش می کردم. چون معتقدم تا رنج نکشی بهره ای از گنج نمی بری.

این همیشه برایم سوال شده که شما چرا با افراد متعددی کار می کنید؟ به خاطر تنوع است. من تجربه کردن را دوست دارم. دوست دارم با تازگی ها و تازه ها آشنا شوم. اعتقاد دارم وقتی ما آدمها دوست داریم ازآب پاک وگوارا استفاده کنیم وآب اگریک جا بماند می گندد کارهم اگرجریان نداشته باشد نمی ماند و ماندگار نمی شود . دوست دارم با کسانی کار کنم که مثل آب تازه و گوارا باشند. نوین گرا و مطبوع و مطلوب باشند تا مردم بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند. من عاشق نو بودن و تازه بودن هستم.

ماندن شما نتیجه این مسئله است؟ مدیون لطف خدا هستم. ماندن من نتیجه لطف خداست. ضمن اینکه همکاری شعرا تنظیم کننده ها و دوستان موزیسین که همیشه دور و برم بوده اند و راهنمایی ام کرده اند را نباید نادیده بگیرم .

برای بودن چه آرلمان هایی مورد نیاز است؟ مهم تر از همه این است که آدم برای خود و موزیکش ارزش قائل شود و کارآمد باشد و بهتر از همه اینها ازحس خوبی برخوردار باشد تا این حس را به مخاطب منتقل کند.

در موزیک شما همین طور است؟ متنوع است و بسته به نوع آهنگی دارد که انتخاب می کنم. گاهی یک آهنگ است که کار را پیش می برد گاهی شعر است وگاهی تنظیم .

صدای شما هم که بی تاثیر است؟! راستش تا به حال به این موضوع فکر نکرده ام که بخواهم تاثیر صدایم را ازبقیه سازها وبقیه عوامل بیشتر کنم. چون به این امر اعتقاد دارم که صدای خواننده در موسیقی حکم ساز را دارد. باید از خواننده به عنوان یک ساز استفاده کرد تا در جهت پیشبرد یک اثر کمک قابل توجهی کرد. اما گاهی پیش می آید که بین این اجزاء هیچ گونه بالانسی نیست و آهنگساز برای صدای خواننده آهنگ می سازد یا بر اساس قابلیت هایی که یک ملودی دارد و
. . .

این نقطه چین ها یعنی چه ؟
یعنی که بعد از همه اینها تنظیم مهم است. صدای خواننده و ملودی قدرت بیشتری دارند وحرف اول را می زنند اما نهایتاً این تنظیم است که تکمیل کننده است.

خواننده کجای قضیه است؟ حضور خواننده قطعا مهم ترین عامل قضیه است. چون اگر خواننده را ازیک آلبوم منها کنیم می شود موسیقی بدون کلام ! پس وقتی پای خواننده باز باشد قضیه شکل دیگری به خود می گیرد.

در آلبوم های بعدی شما نیز چنین اتفاقی می افتد؟ آلبوم های بعدی من قطعا هماهنگی های لازم را خواهند داشت. حتی با آلبوم های دیگرمتفاوت خواهند بود. قرار است کارهای بعدی با شکل و شمایل جدیدتری ارائه شود.اجراهای تازه با نگاهی تازه به مخاطب عام.

ردپای دوستان قبل هم درکارهای جدید دیده می شود؟ بله. حضوردوستان درکارجدید مغتنم است. همچنین حضوربهروزصفاریان که یک حضورخاص است. چون جزء معدود موزیسین های حرفه ای پاپ و تنظیم کننده هاست.من احترام خاصی برایش قائلم. ضمن اینکه شاهد یک آلبوم با سبک وسیاق جدید تر ازمن خواهید بود.

می شود بگویید چرا اینقدر از مصاحبه فرار می کنید؟ برای اینکه فکر می کنم هر وقت حرفی برای گفتن داشته باشم باید حرف بزنم. تا به الان حرفی برای گفتن نداشته ام. هروقت احساس کنم حرفی برای گفتن دارم درخدمت شما و دوستان هستم.

فکر می کردم الان هم کلی حرف برای گفتن داشته باشید؟! حرف که همیشه هست و ما هم همیشه حرف برای گفتن داریم. منتهی گاهی شرایط اجازه نمی دهد بیش از حد صحبت کنیم . فقط می توانم بگویم برای آنها که دوستم دارند و ندارند آرزوی موفقیت می کنم.



از ناصر و زندگی اش بیشتر بدانیم


چطور شد که خواننده شدید ؟
از آشنایی با همسرم و ایجاد یک ارتباط قلبی و عشق و احساس وابستگی عاطفی باعث آن شد که ملودی هایم رنگ و بوی تازه ای به خود بگیرد و شعر تازه ای بگویم وچون آهنگ هایم را با گیتار اجرا می کردم باید که خودم هم می خواندم , نتیجتا خواندم که خوشبختانه مورد استقبال هم قرار گرفت و این آغاز من و تولد دوباره من بود .

 
چرا موسیقی پاپ را انتخاب کردید ؟ به علت اینکه در ۲۰ سال اول انقلاب این سبک موسیقی تقریبا محو شد و موسیقی سنتی و اصیل تماما جای آنرا گرفت و از سویی دیگر بازار کاستهای غربی و خارجی در داخل بسیار رونق خوبی داشت و جوانان ما تقریبا صد در صد از موسیقی پاپ خارجی و لس آنجلسی استفاده

می کردند . از این رو تصمیم به ایجاد موسیقی پاپ داخلی گرفتم که هم از محتوای خوب و معنوی برخوردار باشد ( از نظر شعر ) و هم از نظر موسیقی مقبول حال و نشاط جوانان باشد . که بحمدالله می شود گفت موفق هم بوده ام . دست باعث و یاری کننده درد نکند .


موسیقی در مسیر شما قرار گرفت یا انتخابش کردید ؟ می توان گفت از بچگی موسیقی تاثیر خاصی در روح و روان من

می گذاشت . تا این حد که حتی مادر عزیزم می گوید در زمانی که طفلی بیش نبوده ام به موسیقی با توجه کامل گوش می کردم و حتی اگر در حال گریه بودم با موسیقی آرام گرفته ام

 
خوانندگی چقدر درونیات شما را راضی می کند ؟ تا حدود زیادی . زیرا به این صورتی که این حقیر با موسیقی زندگی می کنم , می توان به جرات گفت که موسیقی خوب , روح آدمی را به نوعی آرام و آسوده می دارد و نظم خاصی به سیستم متعادل کننده روح و جسم می بخشد .

*
اولین ترانه ای که خواندید چه نام داشت و در آن لحظه چه احساسی داشتید ؟ اولین ترانه ای که برای مردم در تلویزیون اجرا نمودم , قطعه عزیز سمفونیمحمد (ص)” نام داشت و وقتی که پخش شد , احساسم این بود که روح رسول الله (ص) هدیه ناقابل مرا پذیرفتند و بسیار از حس معنوی سر مست و مسرور شدم .

 
فکر می کردید یک روز خواننده مطرح و مشهور شوید ؟ اگر حمل بر هیچ موضوع خاصی نباشد باید عرض کنم ازطفولیت این موضوع را تا حدود زیادی حس کرده بودم .

 
از اینکه محبوب و مشهور هستید , چه احساسی دارید ؟ احساس می کنم مسئولیت من روز به روز سنگین و سنگین تر می شود . زیرا اهداف برای من

وصل روح آدمی به خداوند متعال است . آرامش معنوی خواست همه ی سینه هاست . این رسالت سبک موسیقی من است

 
وقتی که صدا و تصویر شما برای اولین بار پخش شد چه احساسی داشتید ؟ به آینده امیدوار شدم . نتیجه این امید تلاش بیشتر من در این عرصه شد .

*
اولین کسی که صدای شمارا شنید و به شما تبریک گفت چه کسی بود ؟ برادر ارجمندم محمد ولی انصاری

*
موسیقی پاپ را چگونه ارزیابی می کنید ؟ موسیقی پاپ در آغاز حرکت بسیار خوبی را دنبال می کرد ولی چندیست که گویا به خواست افراد تهیه کننده از مسیر خود خارج شده و راه دیگری را پیش گرفته است که کمی نگران کننده به نظر می رسد . البته یقین دارم که این وضعیتی کاملا زود گذر است و سامان این سبک به زودی فراهم خواهد آمد .

 
نظر شما در مورد خوانندگان پاپ جدید چیست و این روند که هر روز خوانندگان جدیدی به موسیقی پاپ راه پیدا می کنند چگونه بر آورده می شود ؟ نظر بخصوصی ندارم . خوب است که هنرمندان این خاک در عرصه موسیقی مطرح شوند و در مورد خوانندگان جدید باید عرض کنم هر کسی به سهم خود خوب است . البته باید عرض کنم که کار نیکو کردن از پر کردن است.

 
چقدر اهل موسیقی اصیل و به عبارتی سنتی هستید ؟ تا حالا فکر کرده اید که قدمی در راه موسیقی سنتی بردارید ؟ من تا حدودی علاقه مند به موسیقی اصیل ایرانی هستم و ارادت خاصی به اساتید این فن دارم و در خصوص موسیقی سنتی و بومی هرمزگان , در حال تحقیق ویژه ای برای بازسازی و اجرای آن سبک و تلفیق آن با موسیقی مدرن امروزی می باشم .

*
برای پیشبرد موسیقی پاپ چه توصیه هایی دارید ؟ با شناسایی افراد کار آمد و متعهد و حمایت این عزیزان , به نظر می رسد که افق های تازه ای گشوده می گردند و پیشرفت بهتری حاصل خواهد شد .

*
خوانندگان مجله , نامه نوشته اند که آهنگ ” ناصریا ” به چه زبان و آهنگیست ؟
ناصریا به زبان فارسی دری اجرا شده و با لهجه بندر عباسی

 
.*از خانواده تان بگویید.از همسرتان که در فعالیت های هنری شما چه نقشی دارند؟ویا اینکه اهل هنر هستند؟در زمینه موسیقی با همسرتان مشورت می کنید؟
 
من در سال ۶۷ با خواهر یکی از دوستان عزیزم ازدواج کردم که حاصل آن وصل ۳ فرزند می باشد به نامهای نوید ۱۲ ساله پسرم , نازنین دخترم ۹ ساله و نامی پسر کوچکم ۶ ساله . همسرم همیشه مشوق من بوده و هست . او همیشه مرا همراهی نموده و برای پیشرفت من کمال صبر و حلم را پیشه داشته است . ایشان تا حدودی به سازهای پیانو و گیتار آشنا هستند و می توانم بگویم بهترین ملودی هایم را با مشورت همسرم ساخته و پرداخته ام .

*
آیا بچه های شما علاقه ای به خوانندگی دارند ؟ دخترم به خوانندگی علاقه خاصی دارد .

*
در خانواده شما مثل پدر , مادر , خواهر , برادر در عرصه هنر فعالیت دارند ؟ برادر بزرگم با ارگ آشنایی دارد , برادرم علیرضا نقاش و گرافیست خوبی است , و برادر کوچکمان عقیل به فن صدا برداری و ضبط علاقه مند است .

*

یک مقدار خصوصی تر اگر اجازه بدهید سوال کنیم که هنر آشپزی خانمتان را چطور ارزیابی می کنید؟ آشپزی همسرم به نظر من بسیار لذیذ و دلچسب و بر وفق ذائقه بنده بوده و هست .


*
بهترین دست پخت همسر شما ؟ غذا های محلی بندر عباسی و ماکارونی مخصوص خودش .

 
به غیر ازموسیقی به هنر دیگری هم مشغول هستید ؟ بله , گاها دستی در نقاشی , طراحی , کار با چوب , مجسمه سازی و غیره دارم .

 
راستی در کار خانه به همسرتان کمک می کنید که می کنم نه ؟ شما چه جوابی می دهید ؟ در صورت امکان , با کمال میل و رغبت

 
وقتی از همسرتان ناراحت می شوید چه برخوردی می کنید ؟تا حالا شده عصبانی هم بشوید ؟ چرا که اهل جنوب هستید و عصبانیت خاص مردان جنوبیست ؟ عصبانی بودن هیچ ربطی به جنوبی بودن و شمالی بودن ندارد . بسیار معمولی هستم و طبیعتا گاهی از کوره در می روم ولی حتی المقدور طی تجربه آموخته ام که صبور باشم و خشمم را فرو بخورم .

لازم به توضیح است که اگر در منزل عصبانی بودن من روحم را فرا گیرد بیشتر از ناحیه شیطنت فرزندانم می باشد تا همسرم.

برای عید به کجا سفر می کنید ؟

زادگاه همیشه پایدارم بندرعباس.خاک پاک جنوب

 سال تحویل که سال نو است و همه در حال دعا کردن و آرزو کردن هستند , شما چه آرزویی دارید ؟

آرزوی من این است که :
خداوند مرحمت نماید و روح مرا از وابستگی به دنیا و تعلقاتش رها سازد تا در آسودگی و آزادگی به هدفم بپردازم و بتوانم خدمتی بکنم به این مردم خوب و صبور و عزیز . و سالی پر بار و پر نشاط را برای مردم از خداوند خواستارم .

 درد دل و ناگفته ای دارید , سرا پا گوش هستیم

شاید عرضی بیهوده باشد ولی مثل اینکه از هنرمندان هم ردیف و هم صنفم توقعی دیگر داشتم . همیشه با آغوشی گرم و سینه ای مالامال از عشق و دوست داشتن و نصرت به هم نوع و هموطن پا به این عرصه گزاردم ولی مثل اینکه همیشه تنها در میان امواج خروشان نا امنی عاطفی , فقدان مردانگی در عرصه هنر حرکتی سخت داشته باشم .

ای کاش می شد عزیزان این خاک از کوچک و بزرگ به ابتدا بدانند که این حقیر به دنبال عشق و دوستی و مهربانی هستم و دیگر هیچ .

به امید افقی روشن برای فردایی بهتر در سایه پر مهر .

تنها یار و یاور الرحمن الرحیم . این حدیث بگذار تا وقت دگر

آثار زنده یاد ناصر عبداللهی؛

آبوم ماندگار آلبوم دوستت دارم آلبوم هوای حوا آلبوم عشق است آلبوم بوی شرجی و آلبوم رخصت که به صورت اتود خوانده شده است.

آثار دیگر ناصر عبداللهی؛

تو رو می خوام
بهار بهار!
نارد زیادم
بیتم تویت
سوگ سهراب 
شب یلدا ( از آلبوم قلب طلائی از شهرام زندی ) آهنگ، تنظیم
دلدار ( از آلبوم قلب طلائی از شهرام زندی ) {آهنگ، تنظیم

و همینطور تعداد زیادی ترانه با گویش بندرعباسی که اغلب شاعروآهنگساز خود ناصر عبداللهی بوده
ترانه هایی چون

گنوغ

مزن سنگ
آدمی پرگناهم
شهلا
دیریا موجن
 محمدجان برای حضرت محمد(ص) و ...

 و همچنین آلبوم های معنوی ناصر با نام رام و آثار منتشر نشده ای که در آرشیو یک سری از دوستان ایشان موجود است.


ناصر عبداللهی متاسفانه در تاریخ دوم آذرماه 1385 به دلایل مرموز و نا مشخصی به کما رفت و پس از 27 روز کما در تاریخ 29 آذر 1385 به دیار باقی شتافت.


پیکرپاک این هنرمند فرزانه و خونگرم جنوبی در زادگاهش شهر بندر عباس در قطعه نام آوران بهشت زهرای بندرعباس به خاک سپرده شد.


بعدها دلایل فوت ناصرعبداللهی توسط منابع رسمی و غیر رسمی ضربه به سر و مسمومیت دارویی اعلام شد که هیچ کدام از اینها هنوز به صورت رسمی تایید نشده است اما چیزی که بیشتر عنوان شده این است که ناصر عبداللهی توسط فرد یا افراد ناشناسی به قتل رسیده است...


روحش شاد

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com 

برای مشاهده دیگر مطالب موجود در وبلاگ ناصریا با موضوع ( زندگینامه ناصر عبداللهی ) بر روی همین لینک کلیک کنید.   

   

هرگونه تکثیر یا کپی برداری از مطالب این سایت بدون ذکر منبع ممنوع می باشد 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چگونه در گروه ناصریا عضو شویم؟   

 

 >>>برای بازگشت به صفحه اصلی کلیک کنید<<<

نظرات (20)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
روحش شاد.
از زحمات بی اندازه ی شما,بی اندازه ممنون.
پنج‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 23:25
امتیاز: 1 0
هرکس که اورا بشناسه میدونه ناصر شهید اندیشه علویست...
بیشتر از هرچیز خود ناصر مهمه و کارهایی که تا الان داشته به جرات میشه گفت کارای ناصر تو سبک پاپ در تاریخ موسیقی ایران بهترین بوده همه ما جوونارو به عشق تشویق میکنه.. فوت ناصر و هاشیه هاش شخصیه و شاید حتی خود ناصر هم نخواد خیلی حرفها بازگو بشه خدا حق همه رو کف دسشون میذاره فقط به وقتش........
روحت شاااد اسطوره پاپ ایران
جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 00:22
امتیاز: 0 0
salam golam
mamnon k hamishe ba ma hasti kheili doset daram
delam kheili migire vaghti k yadesh hast asheghaye ba vafash hastan vali khode mehrabonesh nist
delam mikhad azash benevisam vali rohiyasho nadaram faghat mitonam begam rohesh shad bashe
شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 11:31
امتیاز: 0 0
پاسخ:
salam azizam mamnoon az shomaha ke hastid...
با سلام یه سوال دارم، صدیقه فهیمی خواهر خانم ناصره؟ همون خانمی که با اسحاق احمدی و ناصر یه قطعه رو خوندند...با تشکر از جوابتون
جمعه 11 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 03:48
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه عزیزم
خواهر همسرشه
از فامیلیش مشخص نیست که خواهرش نیست؟!
آپم بیا یسری بزن جات خالیه اینجا...
سه‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 01:57
امتیاز: 0 0
سلام ناصر عبدالهی یک انسان معمولی نبود ناصر خیلی ها رو سمت خدا کشیذ و با اشعار هاش و صدای واقعا زیباش باعث شد که ایمان ما قوی شود مثلا(دانه و دام ذر این راه فراوان اما مرغ دل سیر ز هر دام رها)واقعا از این رو بیت میتوان هزار سطر معنا نوشت بله به قول همشهری خودش رضا صازقی ناصر خواندنی نبود ولی ولی برای دوست داران ناصر یک پیشنهاد دارم اون هم اینگه هر موقع یادش افتادید الفاتحه
چهارشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 09:42
امتیاز: 0 0
حرفهای ناصرعزیز همواره برایم جذاب و خواندنی است

یادش و نامش همیشه گرامی باد.
پنج‌شنبه 17 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 00:34
امتیاز: 2 0
من بی صبرانه منتظر حضور شما در وبلاگم هستم. کلیپ عکسهای ناصریارو براتون ایمیل کردم.
یکشنبه 20 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 12:29
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چشم
به کدوم ایمیلم؟
سلام.
جمعه شب شبکه شما , مسابقه هفت ترانه :
مجری : 9ترانه پخش کردیم , میخوایم بریم سراغ گزینه ی بعدی , از کسی که به نظر من به خصوص در اصول آهنگ سازی واسه موسیقی پاپ ایران خیلی زحمت کشید : مرحوم ناصر عبداللهی باترانه ی ناصریا.باکد 10.

ازبین 12 آهنگ.یگانه اول وآذری دوم ومحمد علیزاده سوم وناصر عزیز چهارم شد.
قبل از پخش ترانه ی ناصریا برای آخرین بار مجری محترم گفت : به خاطر احترام به روح ناصر عبداللهی و آثار مانایی که کار کرده لطفا 10 رو بفرستین.

دوستت داریم ناصریا.
دوشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 00:54
امتیاز: 0 0
به این ایمیلتون
saye.sabz@gmail.com
دوشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 15:56
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه گلم چک می کنم
بارون نمیباره.. تو این کویر درد... بانوی شبنم پوش به خونمون برگرد.......
آپم با یه یادگاری هدیه ناچیز به ناصر
سه‌شنبه 22 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 12:31
امتیاز: 0 0
عالی بود مثل همیشه... مرسی از پست خوبت مینای عزیززز
جمعه 25 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 13:44
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی ویداجان
سلام
روحش شاد یادش گرامی باد.
همیشه به یادت هستیم عمو ناصر عزیز.
یکشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 14:12
امتیاز: 0 0
سلام.
لطفا برین به آدرس :

http://musiceiranian.ir/49420-behnam-safavi-10.html
پنج‌شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 23:44
امتیاز: 0 0
اولین عشق تا ابد خواهد ماند ...

یادش بخیر و نامش گرامی
دوشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 11:31
امتیاز: 0 0
تبریک به قالب جدید و زیبا
دوشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 11:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
mamnoon
سلام اینم کد آهنگ ناصریا برای وبلاگت اگر خواستی بذار من هر هفته آهنگ وبم عوض میشه از ناصر عزیز

<!-- ROYAL--><br> <script language="javascript" src="http://sound.nasr19.ir/index.php?id=2&mp3=http://uploadyar.com/uploads/76a6b98887ee3.mp3&as=1&ar=1&volume=100"></script><br><!-- ROYAL--><br>
سه‌شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 12:43
امتیاز: 0 0
پاسخ:
amma kar nemikone ke! merc
<!-- ROYAL--><br> <script language="javascript" src="http://sound.nasr19.ir/index.php?id=2&mp3=http://uploadyar.com/uploads/76a6b98887ee3.mp3&as=1&ar=1&volume=100"></script><br><!-- ROYAL--><br>



دوباره امتحان کن
پنج‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 12:31
امتیاز: 0 0
سلام
دانلود آهنگ جدید نامی عبداللهی در لینک زیر:


http://01.yazd-music10.org/63232-%D8%AA%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%DB%8C
چهارشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 13:57
امتیاز: 0 0
سلام یه سوال زن مرحوم ناصر عبداللهی دختر امام جمعه سورو ?
شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 10:53
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله